
بازی قدرتهای بزرگ همیشه قرار نیست براساس زور به نتیجه برسد و جنگ رمضان به خوبی این را نشان دادغ به باور بسیاری از کارشناسان، یکی از مهمترین دستاوردهای ایران در جنگ آن بود که به جهان تمام محدودیتهای قدرت آمریکا را نشان داد و آنها را آشکار کرد. شورای روابط خارجی در گزارشی به این ایده میپردازد.
به باور این اندیشکده، آنچه اتفاق افتاد این بود که ایران نه تنها محدودیتهای قدرت آمریکا را نشان داد، بلکه اصولاً از پی این جنگ آشوبی آفریده شد «قدرت سخت بدون محدودیت نیست. اجرای «عملیات عزم مطلق» در ونزوئلا و استرداد رهبری مانند نیکلاس مادورو یک مقوله است؛ عملیاتی که هرچند بسیار پیچیده بود، اما بلندپروازی محدودی داشت. اما تلاش برای بازطراحی جغرافیای قدرت در یک منطقه کامل از راه دور، مقولهای کاملاً متفاوت است. آزمایش دوم، یعنی «عملیات خشم حماسی» در ایران اکنون پیش چشم همگان در حال اجراست. نتایج این عملیات نه تنها محدودیتهای نیروی نظامی را آشکار میکند، بلکه آشوبی را عیان میسازد که قوانین قدیمی بازی در سیاست بینالملل، مانع از بروز آن شده بودند».
به باور این شورا، اولین درس محدودیت آمریکا، به چالش کشیدهشدن هژمونی دریایی آمریکا بود «تضمین آزادی دریاها در آبراههای بینالمللی، از زمان تلاشهای هماهنگ در قرن نوزدهم برای پاکسازی جهان از دزدی دریایی، همواره یکی از سنگبناهای بنیادین نظم بینالمللی و مأموریت اصلی نیروی دریایی آمریکا بوده است. تنگه هرمز پیش از آغاز این مرحله از درگیری با ایران در ۲۸ فوریه، باز و آزاد بود. اکنون، بازگشایی آن مسئله اصلی و گره کور مذاکرات با ایران است».
درس دوم به باور این رسانه آن است که برتری تکنولوژیک لزوماً به پیروزی نمیانجامد «برتری تکنولوژیک هیچگاه تضمینی برای پیروزی نظامی نبوده است. ایالات متحده کارزار حملات گستردهای را علیه ایران به راه انداخت که منجر به آسیب شدید به توانمندیهای دریایی، موشکی، پهپادی و پدافند هوایی این کشور شد؛ بماند که به کشته شدن رهبران حکومت و فرماندهان ارشد نظامی انجامید. با این حال، ایران حتی در این وضعیت تضعیفشده نیز با بهکارگیری پهپادها، مینها و موشکهای نسبتاً ارزانقیمت خود توانسته است در یکی از حیاتیترین آبراههای جهان، کشورهای سراسر حوزه خلیج فارس و برخی از داراییهای نظامی ایالات متحده، خسارت و آشفتگی شدیدی به بار آورد».
به باور نویسنده، سومین درس آن بود که ایران توانست عملاً به شبکۀ متحدان آمریکا در منطقه آسیب بزند و دیگران را نیز به تامل برای میزبانی از آمریکاییها وارد پیش از آغاز «عملیات خشم حماسی» وادار کند. ایالات متحده حدود چهل هزار نیروی نظامی را در دستکم نوزده پایگاه در سراسر خاورمیانه مستقر کرده بود. این پایگاهها در جناحین دشمنان منطقهای آمریکا قرار داشتند و در برخی موارد آنها را محاصره کرده بودند. این ساختار در عین حال بازتابدهنده یک پیمان دوجانبه بود که بر اساس آن، ایالات متحده در ازای در اختیار داشتن این پایگاهها، امنیت متحدان و شرکای خود را تأمین میکرد. این پیمان در جریان درگیری کنونی به شدت به چالش کشیده شده است، چرا که جنگ فعلی نشان داد این پایگاهها و ائتلافها، دوستان منطقهای ایالات متحده را نیز به هدفهای نظامی تبدیل میکنند».
این آسیب به داراییهای ایالات متحده و ناتوانی این کشور برای ایجاد یک چتر امنیتی برای متحدانش و ناخرسندی آنان از آمریکا، درنهایت ممکن است به وضعیت خروج نیروهای آمریکایی از این منطقه بیانجامد «در نتیجه، ممکن است ایالات متحده به گونهای از این جنگ خارج شود که با چشمانداز کاهش حق استفاده از پایگاههای نظامی و تلاش متحدان دیرینهاش برای تضمین آینده خود مواجه گردد؛ خواه از طریق دعوت از دیگر قدرتها مانند روسیه و چین، و خواه از طریق توافق و سازشهای دوجانبه با ایران برای تأمین امنیت خود، آن هم به قیمت به خطر افتادن منافع و نفوذ ایالات متحده».