بین الملل 24 تیر 1405 - 1 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 0 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
تبعات نااندیشیدۀ اقتصادی آمریکا از ادامۀ وضعیت جنگی با ایران

گربۀ شرودینگر هرمز

 احسان میرباقری

photo 2026 06 14 14 44 29

آثار و تبعات جنگ نابه‌خردانه‌ای که ترامپ بر ملت ایران تحمیل کرد، تنها سیاسی یا منحصر به روابط آمریکا با متحدان خود نیست، بلکه به‌صورتی قابل پیش‌بینی، به‌دلیل بسته‌ماندن تنگۀ هرمز، آثار چشم‌گیر اقتصادی نیز بر جهان تحمیل کرده است؛ آثاری که ترامپ سرمست از این که آنان به دیگر کشورها وارد می‌آید، نادیده‌شان می‌گیرد، ولی بسیار عمیق‌اند. مجلۀ آتلانتیک به این مسئله می‌پردازد.

به گزارش آتلانتیک، بسته‌شدن یا باز ماندن تنگۀ هرمز و پایان یافتن و ادامۀ جنگ ایران و آمریکا، شبیه به گربۀ شرودینگر شده است، هم‌زمان جنگ است و نیست «مدتی پیش صندوق بین‌المللی پول با خرسندی اعلام کرد که جهان، برخلاف انتظار، از جنگ ایران که به‌تازگی پایان‌یافته تلقی می‌شد، نسبتاً خوب عبور کرده است. همان روز، رئیس‌جمهور ترامپ آتش‌بس را «تمام‌شده» خواند و وعده داد: «امشب دوباره ضربه سختی به آن‌ها می‌زنیم.» ایالات متحده بمباران ایران را از سر گرفت. ماه‌هاست که کسب‌وکارها و مصرف‌کنندگان در سراسر جهان می‌کوشند با وضعیتی عجیب کنار بیایند که در آن، جنگ ترامپ هم‌زمان هم در جریان است و هم نیست. در مکانیک کوانتومی، می‌توان گفت حالت‌های متفاوت جهان به‌طور هم‌زمان در وضعیت برهم‌نهی وجود دارند؛ گربه مشهور شرودینگر در یک زمان هم زنده است و هم مرده. ژئوپلیتیک معاصر نیز از نوعی غرابت مشابه برخوردار است. آتش‌بس‌ها در کنار بمباران‌های مقطعی ادامه دارند. دولت ترامپ بارها تأکید کرده که آمریکا قاطعانه در جنگ پیروز شده است؛ با این حال، هم‌زمان در حال مذاکره بر سر توافقی دیپلماتیک بوده که ایران ظاهراً هم خواهان آن است و هم نیست.

آمریکا شاید با افزایش صادرات انرژی خام توانسته باشد با تسری دادن بحران به دیگر کشورها، فعلاً اوضاع را مدیریت کند، ولی اوضاع در دیگر کشورها چندان مناسب نیست «نکته قابل‌توجه این است که ایالات متحده، به‌عنوان صادرکننده خالص انرژی، هزینه‌های ناشی از جنگ را به دیگر نقاط جهان تحمیل کرده، بی‌آنکه مسیر رشد خود را دچار آسیب کند. با این حال، چند ماه دیگر از این وضعیت نه جنگ نه‌ صلح می‌تواند پیامدهای وخیم‌تری داشته باشد. ذخایر گاز طبیعی که اروپا معمولاً برای زمستان انباشته می‌کند، اکنون بسیار پایین است. این ذخایر در آغاز جنگ فشار قیمتی را تعدیل کردند؛ اما اکنون، با نزدیک‌شدن ماه‌های سرد و ضرورت پرکردن دوباره آن‌ها، ممکن است خود به عاملی برای تشدید فشار قیمت‌ها تبدیل شوند».

ادامۀ همین وضعیت نه جنگ و نه صلح علاوه بر اروپا، باقی نقاط جهان را هم به سختی درگیر بحران خواهد کرد «اقتصادهای فقیرتری که در زنجیره‌های تأمین فناوری نقشی ندارند و به انرژی وارداتی وابسته‌اند، زیان‌های جنگ قابل چشم‌پوشی نخواهد بود. این اقتصادها در صورت تشدید کمبود نفت و گاز، با تمام‌شدن ذخایر و ناتوانی در رقابت قیمتی برای دسترسی به عرضه باقی‌مانده، احتمالاً دچار کمبود خواهند شد. حتی امنیت غذایی نیز ممکن است به خطر بیفتد. تنگه هرمز مسیر مهمی برای انتقال مواد موردنیاز تولید کودهای کشاورزی است؛ موادی که هزینه آن‌ها هم‌اکنون نیز به‌شدت افزایش یافته است. صندوق بین‌المللی پول هشدار می‌دهد که اگر این قیمت‌ها باز هم بالاتر برود، جنوب آسیا و آفریقای جنوب صحرا ممکن است با کمبود جدی مواد غذایی روبه‌رو شوند».

به باور آتلانتیک، اوضاع کمی از این هم پیچیده‌تر است «پیچیدگی اوضاع از این هم بیشتر است، زیرا جنگ معمولاً تورم را افزایش می‌دهد، همان‌گونه که اکنون نیز در حال رخ‌دادن است و بر حجم بدهی‌ها می‌افزاید. این وضعیت بانک‌های مرکزی اقتصادهای بزرگ را وادار می‌کند برای جلوگیری از داغ‌شدن بیش از حد اقتصاد، نرخ‌های بهره را بالا ببرند؛ اقدامی که در نهایت رشد کلی آن کشورها را کند می‌کند. فدرال رزرو امسال به‌جای کاهش نرخ بهره، آن را ثابت نگه داشته است و اگر خطر تورم به‌اندازه کافی جدی به نظر برسد، ممکن است در ادامه سال نرخ‌ها را افزایش دهد. تشدید دوباره تنش‌های ژئوپلیتیکی به رشد آسیب خواهد زد و فشارهای تورمی را تشدید خواهد کرد»؛ از جمله از طریق شکل‌گیری تنش‌های تجاری تازه و افزایش خطر «ناآرامی‌های اجتماعی و بی‌ثباتی سیاسی داخلی».

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − یازده =