نویسنده: مسعود حنیفی

میگویند کسانی که پول میدهند، باید بتوانند محتوای دلخواه خودشان را در پلتفرمها و سرویسهای پخش استریم تماشا کنند. از آن سو اگر کمترین نقدی هم به این آثار و تولیدات وارد شود، با برچسبهایی نظیر «گروه فشار»، «کمخرد» و «بیسواد» به استقبال منتقدین میروند و دمار از روزگارشان درمیآورند. اگر هم نتوانند جلوی انتشار و بیان دو کلمه حرف حساب را بگیرند، تمام تلاش خود را به کار میبندند تا روال طبیعی زندگی فرد منتقد را مختل کنند. باری، اکنون که سه قسمت از انتشار سریال کوری گذشته با صراحت میتوان گفت که این اثر در حال تئوریزه کردن می خوارگی مجاز در میان اقشار و طبقات مختلف است و تمام هم و غمش هم به کار بسته تا تمایل به مشروبخواری را در دل یک جنگ تمدنی با آمریکا به نمایندگی از غرب جا بیندازد. در واقع با تماشای سریال درمییابیم که فیلمساز برای نقد شرب خمر وارد این حوزه نشده، بلکه تمام حرفش این است که اگر میخواهید کور نشوید، آب شنگولی مورد نظر را از ساقی مطمئن بگیرید، بهطوریکه در هیچ سکانس، نما و فریمی از کوری چیزی جز این به مخاطب منتقل نمیشود. این اما فقط لایه بیرونی ماجراست و اگر ما میخواهیم میان سطور را مورد بررسی قرار دهیم باید دوربین خود را به جای دیگری از ماجرا ببریم و از زاویهای بازتر به میزانسن موردنظر نگاه بیندازیم. ساخت و عرضه سریال کوری توسط سازمان هنریرسانهای اوج صورت گرفته است ولی نهتنها اثر هیچ علاقهای به دراماتیزه کردن مبانی اعتقادی مردم و ارشاد ایشان برای قبول حکمرانی فرهنگی ساختار حاکم ندارد، بلکه در راه ترویج فعل حرام از هیچ تلاشی دریغ نمیکند. انتشار این سریال حلقهای ولو کوچک از زنجیره عادیسازی است؛ چیزی که بسیاری از عقلای جمع و خواص جامعه در پذیرش آن هیچ شکی در قبول آن به دل راه نمیدهند و با سرعت به سمت مقصدشان که همان تبدیل کردن ایران اسلامی به نماینده آکرودیته غرب است حرکت میکنند. آنها البته نمیدانند یا نمیخواهند بهخاطر منافع زودگذر مادیشان این واقعیت را قبول کنند که گفتمان «قدرت ایران» با اباحهگری و برونسپاری فرهنگ و تمدن اسلامی به شبکهای از پلتفرمها و آدمهای ناوارد با شکست مواجه خواهد شد.