
پیمانی که سالها سایه وحشت اتمی را مهار کرده بود، بیسر و صدا از تقویم جهان پاک شد. پایان پیمان نیو استارت ، فقط یک بند حقوقی نبود؛ شکسته شدن آخرین ترمز رقابت هستهای بود. حالا واشنگتن با اضطراب به شرق مینگرد؛ جایی که چین با رشد زرادخانهاش، کابوس تازه اتاقهای فکر آمریکایی شده است.پکن، مسکو و تهران بیشترین کلیدواژه در غرب هستند
انقضای پیمان نیو استارت در ابتدای فوریه 2026 یعنی پایان آخرین طناب مهار میان دو غول اتمی. پیمانی که سقف موشکها و کلاهکها را محدود میکرد، اکنون تنها خاطرهای در آرشیوهاست. نتیجه روشن است: مسابقهای که زیر خاکستر بود، دوباره شعله کشیده؛ مسابقهای که نه در میدان نبرد که در اتاقهای محاسبه، با اعداد کلاهک و برد موشک تعریف میشود. دیگر خبری از بازرسیهای منظم، تبادل دادههای شفاف و مکانیسمهای اعتمادساز نیست؛ هر طرف، دیگری را در آینه بدبینی میبیند.
در این میان، واشنگتن بهجای خیره شدن به گذشته، نگاهش را به شرق دوخته است. دانشگاهها، اندیشکدهها و اتاقهای فکر آمریکایی پر از پروژههایی درباره چین شدهاند. تحلیل سخنان فرماندهان و سیاستمداران آمریکایی نشان میدهد که رشد زرادخانه هستهای پکن، لرزهای واقعی در ذهن استراتژیستهای آمریکا انداخته؛ لرزهای که وقتی کنار نزدیکی چین با روسیه و ایران قرار میگیرد، به کابوس «محور فلجکننده» تعبیر میشود. از نگاه آنان، اگر این سه ضلع در حوزههای اقتصادی، فناوری و نظامی همافزا شوند، برتری چند دههای آمریکا در معرض فرسایش جدی قرار میگیرد.
در یک گفتوگوی تلویزیونی، مایک والتز سفیر و نماینده آمریکا در سازمان ملل گفت که نیو استارت عملاً از میان رفته، چون روسیه به تعهداتش پایبند نبود و آمریکا خود را یکجانبه محدود کرده بود. او همچنین اذعان کرد که چین اصلاً طرف این پیمان نبود و حالا در حال سه برابر کردن ظرفیت هستهای خود است. نسخه پیشنهادیاش روشن بود: پیمان تازه باید سهجانبه یا حتی چندجانبه باشد و همه قدرتهای اتمی را در بر گیرد. اما پرسش اینجاست که آیا پکن، در اوج رقابت راهبردی با واشنگتن، حاضر است وارد چارچوبی شود که از نظرش ابزار مهار قدرت رو به رشدش تلقی میشود؟
همزمان، مقامات آمریکایی با اشاره به دادههای لرزهنگاری، چین را به آزمایش هستهای کمتوان در منطقه لوپنور متهم کردهاند؛ اتهامی که پکن رد میکند و بر پایبندی به توافق منع آزمایشها تأکید دارد.
این جدال روایتها، در بستر سیاستی شکل میگیرد که ترامپ آغازگرش بود؛ سیاستی که مهار چین را اولویت اول امنیتی آمریکا میدانست. اکنون نیز همان رویکرد، با ادبیاتی تندتر ادامه یافته است. در نبود چارچوب الزامآور، هر کشور میتواند در سکوت، عدد کلاهکهایش را بالا ببرد، سامانههای پرتاب نوین بیازماید و دکترینهای تهاجمیتری تدوین کند. چنین فضایی، اشتباه محاسباتی را محتملتر میسازد؛ اشتباهی که در جهان اتمی، بهایش نه یک بحران موضعی، بلکه فاجعهای جهانی است.
پایان نیو استارت یعنی جهان وارد عصر تازهای از بیقاعدگی شده؛ عصری که در آن، اتهام جای اعتماد را گرفته و رقابت جای مهار را. عصر سردرگمی هستهای؛ جایی که توازن وحشت بدون قاعده، از هر زمان دیگری خطرناکتر است و آینده امنیت جهانی بیش از همیشه در مه ابهام فرو رفته است.