فرهنگی 31 فروردین 1405 - 1 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
چرا منتقدان سینمای ایران که به هر بهانه‌ای از نظام بد می‌گویند در برابر جنایت‌های آمریکا ساکتند؟

وقتی «سکوت» سرشار از پَستی است

ایمان عظیمی

گودرزی

سال‌ها پیش نوار کاست و لوح فشرده‌ای از اشعار شاعر آلمانی «مارگوت بیکل» با صدای «احمد شاملو» و موسیقی «بابک بیات» در بازار ایران منتشر شد. این ترکیب ذهن دوستداران شعر را به تسخیر خود درمی‌آورد و دقیقا همان چیزی بود که برخی از هواداران طیف روشنفکری و جامعه مدنی منشعب از دوم خرداد انتظارش را می‌کشیدند. بیگل از ارزش و فضیلت «سکوت» می‌گفت و عده‌ای در ایران برایش ضعف می‌کردند. زمان گذشت و همان جماعت به بهانه هر اتفاقی به آلودگی صوتی در داخل و خارج از کشور دامن زدند. آن‌ها حتی به بهانه واهی مخالفت با جمهوری اسلامی، حضور هیولای جنگ در پُشت دروازه‌های شهر را عادی جلوه دادند. انجمن منتقدان هم خواسته یا ناخواسته همین را فریاد زدند

«انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران» در سال 1373 ایجاد شد. کارویژه این انجمن جز اهدای جایزه به آثار منتخب در قالب جشن‌های سالیانه، اهدای جایزه نوشتار سینمایی به منتقدان همسو و همینطور توزیع کارت جشنواره‌های مختلف علی‌القاعده نباید به موارد دیگری منتهی شود، اما مشاهده می‌کنیم که اینطور نیست و این دسته به‌مناسبت هر اتفاقی که در کشور می‌افتد وسط میدان حاضر می‌شوند و اعلام نظر می‌کنند، به‌طوریکه فرصت حرف زدن در رابطه با هر چیز با ربط و بی‌ربطی از حادثه کشتی سانچی گرفته، تا سینما متروپل و حجاب‌‌بان، را از دست نمی‌دهند.

این درحالی است که آن‌ها کار اصلی خود، یعنی «نقد» را به حاشیه بُرده‌اند و جز عقده‌گشایی از فیلم‌ها و چهره‌هایی که دوست‌شان ندارند کار خاصی در این زمینه انجام نمی‌دهند. برای مثال مصاحبه جنجالی «بهروز افخمی» در صحنه قتل «داریوش مهرجویی» و «همسرش» باعث شد تا آن‌ها بهانه‌ای برای اعلام نظر داشته باشند، و اِلا نیک می‌دانیم که قلم‌شان چیزی به فهم مخاطب از فیلم‌ها و سریال‌ها اضافه نخواهد کرد. در واقع، انجمن منتقدان شکل کوچک‌شده کانون نویسندگان در همه این سال‌هاست و اعضایش هرکجا که احساس کنند می‌توانند از قِبَل متلک به نظام دنبال‌کننده‌ای در فضای مجازی به دست بیاورند، معطل نمی‌کنند. حال سوال اساسی اینجاست که چرا این افراد در مواجهه با جنگ وجودی‌ای که غرب به رهبری آمریکا در ایران راه انداخته ساکتند و حتی در راستای تلاش برای حفظ جان خود صدایشان را بلند نمی‌کنند؟

مسئله اصلی و اساسی اینجاست که آن‌ها با دیگری‌سازی از جمهوری اسلامی ایران، قصد نزدیک شدن به غرب را دارند و در تلاشی مذبوحانه تدارک حضور آن‌ها را در خاک کشور از مدت‎‌ها قبل دیده‌اند! این البته خواب آشفته‌ای است که تعبیری خوشی برای‌شان ندارد، اما متاسفانه اغلب آن‌ها جز مواردی خاص نظیر «مسعود فراستی»، «پرویز جاهد»، «سعید مستغاثی» و «امیر قادری» مانند شخصی چون «بیژن اشتری» فکر می‌کنند.

بیژن اشتری را بیشتر به‌عنوان مترجم می‌شناسند، اما او کارش را با نقد و نوشتار سینمایی آغاز کرد و تا زمان مرگش بارها و بارها از آرزوی خود برای حمله به ایران از طرف غرب و ناتو دست به آسمان برداشت. حال این اغلب اعضای انجمن منتقدان هم اگرچه شاید علنا موافقت خویش برای حمله نظامی گسترده به ایران را اعلام نمی‌کنند، اما در گفت‌وگوهای خودمانی بسیار صریح در این مورد حرف می‌زنند؛ آنهم درحالیکه طیف اصلی و تصمیم‌گیر این جریان آلوده به رانت هستند و برای خوش‌رقصی تمام موانع را پُشت سر می‌گذرانند. مراد از طرح این بحث آن است که تنها نباید سلبریتی‌های حوزه سینما را به‌خاطر سکوت‌ مشمئزکننده‌شان در این ایام شماتت کرد، بلکه منتقدان نیز در این زمینه سهم دارند.

 

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × چهار =