سیاسی 20 اردیبهشت 1405 - 2 هفته پیش زمان تقریبی مطالعه: 0 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
ایرانیان خارج از کشور در جریان جنگ رمضان، میهن پرستی و ایران دوستی را در برابر اقلیت تجزیه طلب به نمایش گذاشتند؛

وطن دوستی بدون مرز

ریزش ماده قرمز رنگ بر رضا پهلوی، اعلام جنگ علیه روایت رسمی بود. ماجرای درگیری در تجمعات ایرانیان خارج از کشور که به چاقوکشی و تهدید به مرگ توسط حامیان پهلوی کشید، با رنگی شدن رضا پهلوی تکمیل شد. در واقع حادثه سس پاشی فارغ از تحقیر و تمسخر یک جریان متوهم، پیام محکمی داشت؛ ایرانیان خارج از کشور نیاز به بازتعریف دارند.

79bf03d8 bf45 42ce 85c7 b10c2af14891

تصویر بیش از چهار میلیون ایرانی خارج از کشور با فریادهای سام رجبی بر تیم اعزامی به نیویورک گره خورده است. عموم رسانه‌های داخلی و خارجی با اطلاق لقب دیاسپورا به حمله کنندگان به ایرانیان حاضر بر صندوق‌های انتخاباتی، آنان را جمعیت غالب خارج از کشور می‌نامند و به جریان‌های دیگر رسمیت نمی‌دهند. حتی در بعضی موارد دیاسپورا صرفا به گروه‌های اپوزیسیون اطلاق می‌شود که باقی جریانات خارج نشین در حاشیه این تعریف قرار می‌گیرند.

بر فرض صحت چنین ادعایی می‌توان گفت که جهان از رفتار بخشی از دیاسپورای ایرانی شگفت‌زده شده است؛ صحنه‌ی چاقوکشی دو ایرانی علیه هموطن خود در خارج از کشور به بهانه حمایت از جمهوری اسلامی و یا تقلید رقص ترامپ همزمان با شهادت کودکان مینابی، یک دنیا را در بهت و حیرت فرو برد.

اواخر فروردین لس‌آنجلس تایمز گزارشی از قتل «مسعود مسجدی» توسط سلطنت‌طلبان و تهدیدهای پی‌درپی دیگر منتشر کرد و آن را شکافی تلخ بین ایرانیان خارج از کشور خواند. حمایت از نیروی مهاجم خارجی سابقا نیز میان مهاجرین اتفاق افتاده؛ نظیر آنچه دیاسپورای کوبایی در خلیج خوک‌ها رقم زد و با ادوات آمریکایی به جنگ سرزمین خود رفت و البته شکست سنگینی متحمل شد. اما حمله به یک مادر و فرزند خردسال در خیابان و خوشحالی از مرگ هموطنان صحنه‌ای نیست که حتی در آمریکا پر تکرار باشد. فارغ از علل چنین خشونت افسارگسیخته‌ای، آیا دیاسپورای ایرانی همان جمعیت یاغی و چاقوکش است که ترامپ را عمو می‌نامد؟ آیا این لقب صرفا به جریان اپوزیسیون خارج از کشور اطلاق می‌شود؟

از مجموع بیش از چهار میلیون ایرانی خارج از کشور، اقلیتی دیکتاتور مآب با حمله و فحاشی و چاقوکشی سعی در ایجاد روایت غالب دارند و رسانه‌ها نیز با ضریب به این جریان، به اشتباه عموم این چهار میلیون را اپوزیسیون معرفی می‌کنند. در جنگ اخیر با برگزاری تجمعات حمایتی حتی توسط طیف‌هایی با ظواهر و عقاید متفاوت از روایت جمهوری اسلامی، این گزاره که جریان ایرانیان خارج از کشور همگی در صف اپوزیسیون تندرو قرار می‌گیرند، خدشه‌دار شد.

تلاش پیاده‌نظام پهلوی برای لاپوشانی این خدشه به ضد خود عمل کرد و فیلم‌های حملات به مراکزی که حاضر به نصب عکس رضا پهلوی نشدند و تعرض به جمعیتی که با پرچم ایران و مزین به نام الله شعار ضد جنایت می‌دادند، خود منجر به تلنگرهای خوبی شد. این روایت البته سابقاً هم قابل انتقاد بود؛ زمانی که نهایت امکانات و سرمایه اجتماعی پهلوی برای دعوت به تجمع در تورنتو و مونیخ با پاسخ حداکثر صد هزار نفر شامل غیر ایرانی‌هایی که پرچم شیروخورشید را در کنار ساندویچ‌شان حمل می‌کردند، برگزار شد.

سوال اینجاست که چرا تابحال روایت غالب، این مقدار با واقعیت تناقض داشت که یک جمعیت حداقلی خود را اکثریت جا بزند. به نظر می‌رسد بخشی از فواید آنکه مایعی قرمز رنگ بر پهلوی ریخته شد، عیان شدن همین روایت ناقص باشد. می‌توان نتیجه گرفت که «ایرانیان خارج از کشور» نه لزوما همگی دیاسپورا نامیده می‌شوند، نه لشگر پادشاه مخلوعند و نه پیاده‌نظام فارسی زبان ترامپ و نتانیاهو. آنان در حصر روایت‌های ناقص و دروغین امپریالیسم رسانه‌ای زنجیر شدند و نیاز به نگاهی عمیق‌تر دارند.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − 14 =