
به گزارش نوبنیاد؛ سخن اگر از سر انصاف باشد، حتی تلخترین نقدها هم شنیدنی است. اما آنجا که پای بیحرمتی به مردمی در میان میآید که در شبهای سخت، جان بر کف پای ایران ایستادهاند، دیگر ماجرا از نقد میگذرد و به جفای آشکار میرسد. اینکه جماعتی، مردمی را که نزدیک به هفتاد شب از کشور و کیان ملی دفاع کردهاند، «اقلیت رانتی» بنامند، نه نشانه شجاعت است و نه علامت روشنفکری؛ بلکه فریاد بیمقداری نسبت به فداکاری یک ملت است.
قدیمیها میگفتند: «نمک خوردن و نمکدان شکستن» رسم نامردی است. آنان که امروز در سایه امنیت این سرزمین، پشت تریبون های زنجیره ای خود میایستند و زبان به تحقیر همان مردمی میگشایند که در این جنگ نابرابر امنیت خیابان و پشتیبانی از میدان را با پایداری خود حفظ کردهاند، دقیقاً مصداق همین ضرب المثل اند. امنیت،میراث حرفهای پرطمطراق نیست؛ حاصل بیداری مردمی است که وقت خطر، حساب سود و زیان باز نمیکنند.
ملت سرافراز ایران را نمیتوان با چند برچسب سبک و شتابزده کوچک کرد. این ملت، هر وقت پای خاک و شرف و استقلال شان در میان بوده، نشان داده که جان بر کف به میدان میآید. این همان عرق ملی است که در روزگار عسرت، سره را از ناسره جدا میکند. آنان که این حقیقت روشن را انکار میکنند، در واقع نه با مردم، که با واقعیت درافتادهاند.
ملت مبعوث، نیازی به گواهی این و آن ندارد. کارنامه آنان روشنتر از آن است که با هیاهوی سیاسی عده ای ورشکسته مخدوش شود. مردم میفهمند چه کسی در روز سخت کنار ایران ایستاد و چه کسی از دور، تنها هنر برچسبزدن داشت. با مردم ایران بازی نکنید؛ تاریخ، این بیانصافیها را فراموش نمیکند.