سیاسی 09 تیر 1405 - 2 هفته پیش زمان تقریبی مطالعه: 0 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
خروجی مذاکرات اسلام‌آباد و تفاهم‌نامه پزشکیان ترامپ، از دست دادن اهرم مهم تنگه هرمز و مدیریت قیمت‌های جهانی بود؛

 هرمز؛ برگ برنده‌ای که می‌سوزد!

جنگ رمضان برای ایران تنها یک پیروزی در میدان نبرد نبود؛ مهم‌ترین دستاورد آن، تغییر موازنه در بازار انرژی و قرار گرفتن تنگه هرمز در کانون نگرانی قدرت‌های غربی بود. افزایش قیمت جهانی نفت و بیم از اختلال در انتقال انرژی، آمریکا را در یکی از دشوارترین موقعیت‌های خود طی سال‌های اخیر قرار داد. اما این برگ برنده، پیش از آنکه به امتیازهای ملموس سیاسی و امنیتی تبدیل شود، در روند مذاکرات از دست رفت؛ نه تجاوزات متوقف شد، نه آتش‌بس لبنان تثبیت شد و نه مهم‌ترین اهرم فشار ایران حفظ گردید.

172810713

آنچه سرنوشت مذاکرات پس از پایان هر جنگی را تعیین می‌کند، صرفاً پیروزی در میدان نیست؛ بلکه حفظ و تثبیت اهرم‌ها و دستاوردهایی است که در میدان به دست آمده‌اند. جنگ رمضان نیز از این قاعده مستثنا نبود. مهم‌ترین دستاورد راهبردی ایران در این جنگ، نه صرفاً موفقیت‌های نظامی، بلکه ایجاد بحرانی در بازار جهانی انرژی بود؛ بحرانی که با افزایش ریسک در تنگه هرمز، قیمت نفت را به مهم‌ترین دغدغه واشنگتن و متحدانش تبدیل کرد.

آمریکا به خوبی می‌دانست که استمرار این وضعیت، اقتصاد غرب را با فشار سنگینی روبه‌رو خواهد کرد. به همین دلیل، از همان روزهای آغازین جنگ، دونالد ترامپ تلاش کرد با مدیریت فضای رسانه‌ای و طرح مکرر موضوع مذاکرات، انتظارات بازار را کنترل کند و مانع جهش بیشتر قیمت نفت شود. هر بار که احتمال مذاکره یا توافق از سوی او مطرح می‌شد، بازار نفت واکنش نشان می‌داد و بخشی از التهاب فروکش می‌کرد.

در چنین شرایطی، انتظار می‌رفت تیم مذاکره‌کننده ایرانی دقیقاً در نقطه مقابل حرکت کند؛ یعنی اجازه دهد هزینه‌های ناشی از ناامنی انرژی برای آمریکا و اروپا افزایش یابد تا طرف مقابل با فشار بیشتری پای میز مذاکره حاضر شود. اما روند به گونه‌ای پیش رفت که مهم‌ترین برگ برنده ایران، پیش از دریافت امتیازهای متناسب، عملاً به طرف مقابل هدیه داده شد. سکوت در برابر فضاسازی‌های ترامپ درباره مذاکرات نیز ناخواسته به همان هدفی کمک کرد که کاخ سفید دنبال می‌کرد؛ یعنی آرام کردن بازار جهانی نفت و کاهش فشار اقتصادی بر آمریکا.

نتیجه این روند کاملاً روشن بود. قیمت جهانی نفت که می‌توانست تا زمان تحقق مطالبات ایران در سطوح بالا باقی بماند، به تدریج کاهش یافت و شمشیر فشار انرژی از بالای سر آمریکا کنار رفت. در حالی که واشنگتن برای پایین نگه داشتن قیمت نفت تلاش می‌کرد، ایران همان اهرمی را که با هزینه‌های سنگین در میدان به دست آورده بود، بدون اخذ امتیازهای متناظر از دست داد.

سؤال اساسی اینجاست که ایران در مقابل از دست دادن این برگ برنده چه به دست آورد؟ پاسخ روشن است؛ نه تجاوزات علیه ایران پایان یافت، نه آتش‌بس لبنان به ثبات رسید و نه رژیم صهیونیستی از ادامه اقدامات نظامی خود دست کشید. اگر قرار بود مهم‌ترین ابزار فشار ایران کنار گذاشته شود، دست‌کم انتظار می‌رفت در حوزه امنیت منطقه‌ای، دستاوردی متناسب با این عقب‌نشینی حاصل شود؛ اتفاقی که رخ نداد.

در همین چارچوب، موضوع تنگه هرمز نیز به یکی از نقاط ابهام‌آمیز تفاهمات اخیر تبدیل شده است. در روزهای جنگ، تنگه هرمز به مهم‌ترین عامل نگرانی آمریکا تبدیل شده بود، اما اکنون بحث بر سر ترتیبات جدیدی است که در آن نام عمان نیز به میان آمده است. این در حالی است که در ترسیم جایگاه راهبردی تنگه هرمز، رهبر معظم انقلاب هیچ‌گاه مدیریت این گذرگاه حیاتی را به عمان یا هیچ بازیگر دیگری گره نزده بودند و مدیریت آن را در چارچوب اقتدار جمهوری اسلامی تعریف کرده بودند. با این حال، در روند جدید، ناگهان نقش عمان به عنوان یکی از اضلاع ترتیبات جدید مطرح شد؛ موضوعی که پرسش‌های جدی درباره منشأ این تغییر ایجاد کرده است.

مشارکت کشورهای منطقه در بهره‌برداری اقتصادی از تنگه هرمز، یک بحث است؛ اما گره زدن ترتیبات مدیریتی این گذرگاه راهبردی به رضایت یا حضور دیگران، بحثی کاملاً متفاوت است. تنگه هرمز برای ایران یک مسئله صرفاً اقتصادی نیست؛ بخشی از امنیت ملی و یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های بازدارندگی کشور است. هرگونه کمرنگ شدن نقش انحصاری ایران در مدیریت این گذرگاه، به معنای تضعیف همان مزیتی است که در جنگ رمضان با هزینه فراوان به دست آمد.

امروز مهم‌ترین نقد به روند مذاکرات، صرفاً متوجه متن تفاهمنامه نیست؛ بلکه متوجه نوع استفاده از سرمایه‌های راهبردی کشور است. هنر مذاکره آن است که برگ‌های برنده تا آخرین لحظه حفظ شوند و تنها در ازای دریافت امتیازهای قطعی و نقد کنار گذاشته شوند. اما آنچه رخ داد، دقیقاً عکس این قاعده بود؛ مهم‌ترین اهرم فشار ایران، پیش از آنکه به دستاوردهای ملموس تبدیل شود، از کار افتاد.

جنگ رمضان نشان داد که توان ایجاد اختلال در بازار جهانی انرژی همچنان یکی از مؤثرترین ابزارهای قدرت جمهوری اسلامی است. اما این ابزار زمانی ارزش خود را حفظ می‌کند که در میز مذاکره نیز همان اندازه جدی گرفته شود که در میدان نبرد گرفته شد. هدیه دادن برگ‌های برنده، نه تنها قدرت چانه‌زنی را افزایش نمی‌دهد، بلکه طرف مقابل را مطمئن می‌کند که می‌تواند بدون پرداخت هزینه، مهم‌ترین نگرانی‌های خود را برطرف کند.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − دوازده =