حسین راغفر، کارشناس مسائل اقتصادی در مورد افزایش نرخ ارز و سیاستهای اقتصادی کشور گفت: جریانهایی با ایجاد فضای ترس، تلاش میکنند مسئولان سیاسی را به پذیرش شرایط مورد نظر خود وادار کنند؛ از جمله پذیرش مذاکره با آمریکا.

به گزارش گروه اقتصادی روزنامه نوبنیاد؛ نرخ ارز در بازار غیررسمی طی روزهای گذشته نوسان زیادی را تجربه کرده است؛ این در حالی است که نرخ رسمی دلار، بهعنوان شاخص بازار رسمی (مرکز مبادله ارز و طلای ایران)، از ۱۴۶ هزار تومان عبور کرده است. در همین حال اعلام شد که دو بانک، همانند صرافی ملی، فروش ارز سهمیهای ۱۰۰۰ دلار در سال با کارت ملی را آغاز کردهاند و متقاضیان ارز میتوانند با کارت ملی ارز خریداری کنند.
عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، نیز درباره افزایش نرخ ارز گفته بود که علت افزایش قیمتها پیش از جنگ تحریمها بوده و اکنون نیز به دلیل التهابات ناشی از جنگ است. او با ابراز امیدواری برای کنترل نرخ ارز تأکید کرد: قیمتها در حال حاضر اصلاً مناسب نیست.
حسین راغفر، کارشناس مسائل اقتصادی و استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا در گفتوگو با نوبنیاد در مورد افزایش نرخ ارز و سیاستهای اقتصادی کشور اظهار داشت: بانک مرکزی، در حالی که مدعی کمبود ارز است، بار دیگر میخواهد یک سیاست شکستخورده را مجدداً احیا و اجرا کند و آن فروش ۱۰۰۰ یورو به هر نفر است.
وی با اشاره به اظهارات «ریچارد نفیو» طراح تحریمهای ایران در دوران اوباما، گفت: او در کتاب «هنر تحریم» تأکید میکند که تحریمها در واقع جایگزین جنگ هستند و توضیح میدهد که چه اقداماتی باید انجام داد تا ایران از دسترسی به منابع ارزی خود محروم شود، این منابع اتلاف شوند و در نهایت وارد چرخه تولید نشوند.
راغفر ادامه داد: در این کتاب بهصراحت آمده است که باید اقداماتی صورت گیرد تا فشار اقتصادی به حدی برسد که نارضایتی اجتماعی افزایش یابد، بخش صنعت آسیب ببیند، بیکاری گسترده ایجاد شود و در نهایت، با ایجاد نارضایتی، جامعه از درون دچار فروپاشی شود.
این استاد اقتصاد دانشگاه گفت: هفته گذشته نیز همین ریچارد نفیو در نشریه فارین پالیسی به دونالد ترامپ توصیه کرده که به جای جنگ، که هزینههای آن زیاد است، از همین سیاستهای تحریمی استفاده کند تا نارضایتیها به مرحله عصیان و فروپاشی نظام سیاسی از درون برسد، زیرا جنگ با ایران هزینههای بالایی دارد.
او تصریح کرد: اقداماتی که دولت چهاردهم پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه انجام داد، از جمله افزایش قیمت ارز و بنزین، زمینههای نارضایتی را تا حدی افزایش داد که شاهد وقایع ۱۶ تا ۱۹ دی سال گذشته بودیم و در آن، تعدادی از افراد بیگناه صرفاً به دلیل اعتراض به این سیاستهای اقتصادی جان خود را از دست دادند.
این اقتصاددان بیان کرد: این اقدامات عملاً مردم را به طعمهای برای حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا تبدیل کرد و در عین حال، همان سیاستهای شکستخورده مجدداً در حال اجراست. این سیاستها دقیقاً همان توصیههایی است که از سوی طراحان تحریم علیه اقتصاد ایران مطرح شده است.
راغفر تأکید کرد: بدون تردید، افرادی که این سیاستها را اجرا میکنند دانسته یا ندانسته در خدمت اهداف دشمن برای براندازی از درون و وادار کردن نظام تصمیمگیری به مذاکره و پذیرش شروط آنها هستند, این تصمیمات نیز در همین راستا است.
وی اظهار کرد: مثلا وقتی دولت چند روز حقوق اعضای هیئت علمی دانشگاهها را پرداخت نکرد این فضا القا شد که دولت با کمبود منابع مواجه است و باید ارز را با قیمت گران بفروشد تا بتواند حقوق بدهد. در واقع، حقوق اساتید به نوعی گروگان گرفته شد تا قیمت ارز از ۱۵۸ هزار تومان به یکباره به ۱۸۷ هزار تومان افزایش یابد. مسئولان اقتصادی کشور، چه آگاه باشند چه نباشند، در حال اجرای سیاستهایی هستند که دقیقاً در راستای توصیههای ریچارد نفیو که هفته گذشته منتشر شده، قرار دارد.
این کارشناس اقتصادی گفت: تحلیلهایی که افزایش نرخ ارز را صرفاً به تحریم و جنگ نسبت میدهند فاقد ارزش علمی است و تصمیمات برای افزایش نرخ ارز، در عمل در راستای تأمین منافع الیگارشیها و در تضاد با منافع ملی عمل میکند. این سیاستها به زیان منافع مردم و افرادی است که شبها برای دفاع از کشور به خیابان میآیند. راغفر ادامه داد: اکثریت مردمی که برای دفاع از وطن هر شب به خیابانها میآیند، قربانی سیاستهای اقتصادی هستند که دولت بهطور کامل در حال اجرای آنهاست.
وعده شكوفایی اقتصادی با مذاکره، سراب است
وی با اشاره به نقش بانک مرکزی برای حفظ ارزش ریال و کنترل تورم گفت: این پرسش بسیار مهمی است که در مواجهه با شوکهای اقتصادی یا تحریمها، مسئولان چه راهکاری ارائه میدهند. در حالی که در سایر کشورها حتی در شرایط جنگی، بانکهای مرکزی با اقدامات فعالانه تلاش میکنند اثرات شوکها را کاهش دهند، در کشور ما برخی مسئولان صرفاً به بیان عوامل بیرونی بسنده میکنند.
راغفر با بیان اینکه رئیس بانک مرکزی ما حزبی است، افزود: برخی گزارشهای محرمانه تهیه و سپس بهصورت هدفمند درز پیدا میکند تا اینگونه القا شود که پس از جنگ، در صورت عدم انجام اقدامات و مذاکره، کشور با بحرانهای شدیدتری مواجه خواهد شد.
این اقتصاددان ادامه داد: برخی افراد میگویند که برای بازسازی کشور ناشی از جنگ به ۲۵۰۰ میلیارد دلار منابع نیاز است، در حالی که مشخص نیست این رقم بر اساس چه مطالعاتی تعیین شده و چه اهدافی را دنبال میکند. این رویکردها یادآور سیاستهایی است که پس از جنگ هشتساله برخی اجرا کردند و کشور را تا مرز فروپاشی پیش بردند. کشور نیز به دلیل همین سیاستهای اقتصادی به آشوب کشیده شد، زیرا زمینههای نفوذ از طریق سیاستهای غلط اقتصادی ایجاد شده بود و در نهایت با حمله دشمن رهبر شهید نیز قربانی شرایط پیش آمده شد.
او بیان کرد: جریانهایی با ایجاد فضای ترس، تلاش میکنند مسئولان سیاسی را به پذیرش شرایط مورد نظر خود وادار کنند؛ از جمله پذیرش مذاکره با آمریکا و وعدههایی مانند ورود سرمایهگذاریهای کلان یا کاهش تورم در اثر توافق میدهند، در حالی که این وعدهها اساساً محقق نخواهد شد.