
سعید قاسمی
گزارش جدیدی که از سوی گروه «زنان نگران برای آمریکا» منتشر شده، بار دیگر نتفلیکس را در کانون انتقادات قرار داده است؛ انتقاداتی که این بار به محتوای کودکان مربوط میشود.
بر اساس این گزارش، بخش قابل توجهی از تولیدات ویژه خردسالان در این پلتفرم، حاوی شخصیتها و روایتهایی درباره اقلیتها و دگرباشهای جنسی است؛ آماری که به ادعای نویسنده گزارش، به بیش از ۴۱ درصد از عناوین ردهبندیشده کودک میرسد. بازسازی فرنچایزهای محبوبی مثل «اتوبوس مدرسه جادویی»، «توتفرنگی کوچولو»، «پاور رنجرز» و «شیرا» نیز در همین چارچوب ارزیابی شدهاند. اکنون پرسش اصلی این است: چرا یک غول رسانهای جهانی چنین مسیری را در حوزه حساس کودک انتخاب کرده و پشت این تغییرات چه منطق اقتصادی، سیاسی یا ایدئولوژیکی نهفته است؟
نتفلیکس مدتهاست که صرفاً یک پلتفرم سرگرمی و رسانهای نیست؛ این شرکت به یکی از بازیگران اصلی در شکلدهی به ذائقه فرهنگی نسلهای آینده بدل شده است. وقتی موضوع به محتوای کودک میرسد، حساسیت دوچندان میشود، زیرا کودک نه مصرفکنندهای مستقل، بلکه سوژهای در حال رشد است. بر اساس گزارشی که اخیراً منتشر شده، درصد قابل توجهی از تولیدات کودک این پلتفرم شامل مضامینی مرتبط با اقلیتهای جنسی است؛ حضوری که منتقدان آن را نه تصادفی، بلکه بخشی از یک جهتگیری هدفمند میدانند.بازسازی آثار کلاسیک کودکانه، یکی از مهمترین نقاط کانونی این انتقادات است.
مجموعههایی که پیشتر بر ماجراجویی، دوستی و تخیل تمرکز داشتند، اکنون حامل خطوط داستانی درباره هویت جنسیتی و گرایش جنسی شدهاند. این تغییر صرفاً یک تغییر رویکرد نیست؛ بلکه نشانهای از سیاست کلان این مجموعه در راستای محتوای کودکان است.
در این چارچوب، روایت کودکانه به بستری برای انتقال پیامهای سیاسی و ایدئولوژیک میشود.اما چرا نتفلیکس چنین مسیری را برگزیده است؟ پاسخ را باید در سه سطح جستوجو کرد: اقتصاد، سیاست و ایدئولوژی. از منظر اقتصادی، بازار جهانی امروز به شدت تحت تأثیر گفتمانهای هویتی قرار دارد. شرکتهای بزرگ برای حفظ جایگاه خود در میان سرمایهگذاران و نهادهای رتبهبندی، ناگزیرند شاخصهای موسوم به «تنوع و شمول» را در تولیدات خود برجسته کنند. این شاخصها مستقیماً بر ارزش سهام و اعتبار برند اثر میگذارند.
در نتیجه، محتوای فرهنگی نیز تابع منطق بازار سرمایه میشود.در سطح سیاسی، فضای فرهنگی غرب طی سالهای اخیر به میدان رقابت جریانهای مختلف درباره هویت، جنسیت و خانواده بدل شده است. پلتفرمهای رسانهای بزرگ، خواه ناخواه در این میدان نقشآفرین میشوند.
نتفلیکس با انتخاب روایتهای خاص، عملاً در یک سوی این منازعه ایستاده است؛ جهتگیری هاصی که برای برخی مخاطبان مصداق مداخله در تربیت و انحطاط نسل آینده است.اما شاید مهمترین لایه، لایه ایدئولوژیک باشد. جهانیسازی فرهنگی نیازمند بازتعریف مفاهیم سنتی خانواده، جنسیت و هویت است.
هنگامی که این بازتعریف از سنین پایین آغاز شود، مقاومتهای فرهنگی در نسلهای بعدی کاهش مییابد. از این منظر، کودک نه فقط مخاطب، بلکه میدان سرمایهگذاری بلندمدت فرهنگی است.محکومیت نتفلیکس در این میان، صرفاً واکنشی احساسی نیست؛ بلکه اعتراض به روندی است که مرز میان آموزش، سرگرمی و جهتدهی ایدئولوژیک را کمرنگ کرده است.
اگر قرار باشد پلتفرمهای جهانی بدون در نظر گرفتن حساسیتهای فرهنگی جوامع مختلف، الگوی واحدی از هویت را به کودکان عرضه کنند، پرسش از مسئولیت اخلاقی آنها گریزناپذیر خواهد بود.