
در پی تحولات اخیر جنوب لبنان و انتشار گزارشهایی درباره پیشرویهای رژیم صهیونیستی در برخی مناطق مرزی، گفتوگویی با مجتبی امانی، سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در لبنان انجام شد. در این گفتوگو، ابعاد میدانی و سیاسی تحرکات اخیر رژیم صهیونیستی، اهداف احتمالی این اقدامات، ارتباط آن با تحولات دیپلماتیک و همچنین اقدامات کشورمان برای لبنان و محور مقاومت مورد بررسی قرار گرفت.
مشروح این گفتوگو به شرح زیر است:
متن:
رژیم صهیونی در برخی ارتفاعات راهبردی و مهم در جنوب لبنان پیشروی کرده است. این مساله را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا اساساً رژیم صهیونیستی قصد دارد این مناطق را تثبیت کند؟
اخباری که از لبنان منتشر میشود و به پیشرویهای زمینی رژیم صهیونیستی در خاک لبنان اشاره دارد، باید در چارچوب کلی درگیری میان لبنان و اسرائیل ارزیابی شود. برخی از این اخبار صحیح هستند و برخی دیگر از این ادعاها با اغراق و در چارچوب جنگ روانی از سوی رژیم صهیونیستی مطرح میشوند.
باید توجه داشت که بسیاری از روستاهای لبنان فاصله بسیار کمی با مرزهای فلسطین اشغالی دارند. بنابراین ورود و خروج نیروها حتی در عمق چند کیلومتری نیز ممکن است بهعنوان تسلط بر یک روستا یا اشغال آن تلقی شود. استان نبطیه نیز استانی است که با شمال فلسطین اشغالی هممرز است؛ ازاینرو هر یک از این ادعاها باید بهصورت موردی و در جای خود بررسی شود.
در چنین شرایطی باید میان حضور مقطعی نیروها و تسلط پایدار بر یک منطقه تفاوت قائل شد. در مناطق مرزی، بهویژه در جنوب لبنان، بهدلیل نزدیکی روستاها به مرز، گاهی ورود محدود نیروها میتواند بهعنوان پیشروی یا اشغال مطرح شود، درحالیکه در عمل وضعیت به آن شکل نیست.
برخی گزارشها میگویند این پیشرویها تلاشی برای ایجاد یک دستاورد سیاسی برای ترامپ است تا در چارچوب مذاکرات مرتبط با ایران مورد استفاده قرار گیرد. این مسئله را چگونه ارزیابی میکنید؟
ارتباط این تحولات با فشارهای ترامپ قابل مشاهده است. ترامپ در ماههای اخیر بارها تأکید کرده که جبهه لبنان نباید با جبهه ایران یکسان تلقی شود. این موضوع نشان میدهد که میان ترامپ و نتانیاهو گفتوگوهایی صورت گرفته و ترامپ خواستار رعایت آتشبس در لبنان بوده است.
اینکه رژیم صهیونیستی بهدنبال اشغال روستاهایی در جنوب لبنان است، بخشی از سیاست همیشگی آن بوده است. البته امروز موضوع اشغال سرزمینی بهاندازه گذشته اهمیت ندارد؛ بلکه مسئله اصلی، خالی کردن مناطق از سکنه است. رژیم صهیونیستی با فشارهای نظامی و بمبارانهای خود باعث تخلیه بخش قابل توجهی از روستاهای جنوب لبنان شده است. برخی از این مناطق نیز به اشغال درآمدهاند، بهویژه روستاهایی که تنها چندصد متر با مرز فاصله دارند.
آنچه اکنون مشاهده میشود این است که رژیم صهیونیستی تلاش دارد اقداماتی انجام دهد تا اگر ناچار شد به درخواست ترامپ برای آتشبس تن دهد، نقاطی را در اختیار داشته باشد که بتواند از آنها بهرهبرداری سیاسی کند. این مناطق اشغالی از دو جهت ممکن است برای نتانیاهو مفید تلقی شوند: نخست اینکه بتواند ادعا کند به پیروزیهایی دست یافته و مناطقی را تصرف کرده است. دوم اینکه با این اقدام بتواند برای ساکنان شمال فلسطین اشغالی نوعی احساس امنیت ایجاد کند.
البته مورد دوم، با توجه به برد موشکهای حزبالله، بیشتر یک نمایش تبلیغاتی است و به نظر میرسد این اقدام نیز در عمل چندان برای رژیم صهیونیستی کارآمد نخواهد بود.
موضع و اقدام ایران در موضوع اشغالگریهای رژیم و نوع تعامل با لبنان چگونه باید باشد؟
ترامپ در موضوع خواسته ایران برای توقف حملات در لبنان تحت فشار مذاکراتی ایران است و به نتانیاهو اصرار میکند که حملات علیه لبنان را متوقف کند. نتانیاهو نیز از این فشارها عصبانی است.
نتانیاهو بارها تأکید کرده که جبهه لبنان نباید با جبهه ایران یکسان تلقی شود. مسئلهای که از آن واهمه دارد ولی روشن است که ترامپ در موضوع شرط ایران مبنی بر همزمانی آتشبس در لبنان با تحولات مرتبط با ایران، تحت فشار قابلتوجهی قرار داشته است.
جمهوری اسلامی ایران بارها بر ضرورت توقف حملات رژیم صهیونیستی علیه جبهه مقاومت تأکید کرده و در این میان از لبنان نیز بهعنوان یکی از مهمترین مصادیق نام برده است؛ بهویژه اینکه در شرایط کنونی بخش عمده حملات رژیم صهیونیستی متوجه لبنان است.
البته باید توجه داشت که مفهوم آتشبس در لبنان با برداشتی که در ایران از آتشبس وجود دارد متفاوت است. لبنان از مهر ۱۴۰۲ و همزمان با عملیات طوفانالاقصی در معرض حملات رژیم صهیونیستی قرار داشته است. در این مدت، دو طرف بهصورت متقابل اهدافی را در خاک یکدیگر مورد حمله قرار دادهاند.
برای مثال، حزبالله لبنان دامنه عملیات خود را تا عکا و نهاریا گسترش داده است؛ زیرا رژیم صهیونیستی نیز حملات خود به جنوب لبنان را افزایش داده است. بنابراین از مهر ۱۴۰۲ تاکنون جبهه لبنان هیچگاه کاملاً آرام نبوده است.
با این حال، در همین مدت دو بار آتشبس نیز برقرار شده است. در عرف سیاسی لبنان، آتشبس بیشتر به معنای عدم حمله به عمق سرزمینی طرف مقابل تلقی میشود؛ یعنی حزبالله به تلآویو حمله نکند و رژیم صهیونیستی نیز بیروت را هدف قرار ندهد. البته اکنون با گسترش جنگ و افزایش حملات اسرائیل به عمق خاک لبنان، این وضعیت نیز در حال تغییر است.
این تفاوت باعث میشود که مفهوم آتشبس در ایران و لبنان یکسان نباشد. در ایران، آتشبس به معنای توقف کامل درگیریها تلقی میشود؛ اما در عرف لبنانی و بر اساس رویهای که اسرائیل ایجاد کرده، آتشبس میتواند همزمان با ادامه درگیریهای محدود در مناطق مرزی نیز برقرار باشد.
به همین دلیل، اسرائیلیها مدعی هستند که آتشبس برقرار است؛ زیرا حملات به عمق سرزمینی دو طرف محدود شده، هرچند درگیریها در نوار مرزی همچنان ادامه دارد.
با توجه به تأکیدات مکرر جمهوری اسلامی ایران، لبنان بخش مهمی از هرگونه توافق آتشبس خواهد بود و در صورت دستیابی به توافق میان ایران و آمریکا، انتظار میرود که این توافق شامل لبنان و دیگر جبهههای مقاومت نیز باشد.
آیا احتمال میدهید که این مناطق اشغالی را رژیم اسراییل تثبیت کرده و حتی با وجود پرداخت هزینههای نظامی، برای مدتی در اختیار خود نگه دارد تا امتیاز بگیرد؟
موضوعی که اخیراً وارد معادلات شده، ورود دولت لبنان به گفتوگوهای مستقیم با رژیم صهیونیستی است. حزبالله با این روند مخالفت کرده و معتقد است که چنین مذاکراتی به هیچوجه تضمینکننده آرامش و امنیت برای لبنان نخواهد بود.
در مقابل، رژیم صهیونیستی تلاش میکند مناطقی را در اختیار بگیرد تا بعداً بتواند از آنها بهعنوان ابزار چانهزنی استفاده کند. با این حال، تجربه اشغالهای پیشین رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان نشان داده است که این اشغالگریها دستاورد پایداری برای آن به همراه نداشتهاند.
آنچه حزبالله و مردم لبنان پس از این مطالبه خواهند کرد، این است که مذاکرات مستقیم میان دولت لبنان و رژیم صهیونیستی چه دستاوردی برای پایان تجاوزات، پایان اشغالگری، بازگشت اسرا و تأمین حقوق لبنان خواهد داشت.
بنابراین، پایان دادن به اشغالگری اکنون بیش از هر چیز باید از سوی دولت لبنان پیگیری شود. حزبالله نیز مطابق وظیفه خود به حملات رژیم صهیونیستی پاسخ خواهد داد، اما مخالفان این مذاکرات معتقدند آزادسازی سرزمینهای اشغالی لبنان باید نتیجه مذاکرات رسمی میان دولت لبنان و اسرائیل باشد و آمریکا نیز باید با اعمال فشار بر رژیم صهیونیستی زمینه پایان اشغالگری را فراهم کند.
در نتیجه، حزبالله به وظیفه ذاتی خود در دفاع از سرزمینهای جنوب لبنان که بخش قابل توجهی از ساکنان آن شیعه هستند ادامه خواهد داد؛ اما مطالبه پایان اشغالگری بیش از گذشته متوجه دولت لبنان خواهد بود.