
اروپا در میانهی طوفان/ مرگ قریبالوقوع پروژه اروپایی/ تمام دشمنان اروپا/
اروپا اکنون با انبوه و تلانباری از بحرانهای گوناگون دست به گریبان است که این بحرانها اکنون انرژی مضاعف تخریبی برای این قاره تولید میکنند. روندی که به باور نشریۀ آمریکایی فارن افرز تنها یک راه دارد و آن هم تلاش اروپا برای همگرایی و وحدت رویه مجدد است وگرنه حیات سیاسی این قاره به خطر خواهد افتاد.
امیر برومند
به باور فارن افرز، اروپا پس از آغاز جنگ تجاوزکارانۀ آمریکا علیه ایران، با بحرانهایی مواجه است «اروپا همزمان با خطری حاد از درون نیز روبهروست. ناامنی اقتصادی و مهاجرت، ملیگرایی پوپولیستیای را تغذیه میکنند که میتواند پروژۀ یکپارچگی اروپایی را، اگر از هم نپاشاند، دستکم بهشدت ناتوان کند. احزاب راست افراطی در سراسر قاره در حال پیشرویاند و میکوشند قدرت را از بروکسل به پایتختهای ملی بازگردانند. نیروهای پوپولیست ارادۀ جمعی اتحادیه اروپا را تضعیف میکنند و همین امر پذیرش مسئولیت امنیت خود از سوی اروپاییها را دشوارتر کرده است».
به باور این نشریه، تنها راه نجات اروپا همگرایی بیشتر با محوریت آلمان است «اروپاییها برای پاسخ مؤثر به این دو تهدید تنها یک گزینه دارند: باید پروژۀ یکپارچگی اروپایی را کامل کنند. راه پیش رو آن است که پیشنهادهای اصلاحی ماریو دراگی، نخستوزیر پیشین ایتالیا و رئیس پیشین بانک مرکزی اروپا، با رهبری آلمان پیوند بخورد. دراگی استدلال میکند که باید با تدوین سیاست مشترک اتحادیه اروپا در حوزۀ هوش مصنوعی، دفاع و انرژی، روند یکپارچگی را شتاب داد. آلمان تنها کشوری است که از توان سیاسی لازم برای سوق دادن این بلوک به چنین مسیری برخوردار است».
دشمن مشترک این ایده، به صورت متناقضی، چین، آمریکا و روسیهاند «تلاشهای چین، روسیه و ایالات متحده برای تضعیف نظم امنیتی بینالمللی، سطحی از بیثباتی و آشوب جهانی ایجاد کرده که اتحادیه اروپا را به حاشیه میراند و آن را در معرض خطرهایی بیسابقه قرار میدهد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، منبع اصلی این آشفتگی است. تهدیدهای او برای تصرف گرینلند نهتنها دانمارک، بلکه سراسر اروپا را شوکه کرد، و تعرفههای او تجارت جهانی را مختل کردهاند. تصمیم ترامپ برای حمله به ایران به آتشی فراگیر در سطح منطقه و جهشی در قیمت انرژی انجامیده است. حمایت واشنگتن از راست افراطی اروپا نیز دولتهایی را که برای دفاع از میانه در برابر افراطهای ایدئولوژیک تلاش میکنند، سردرگم کرده است. رهبران و شهروندان اروپایی بیش از پیش احساس میکنند که ترامپ متحدان را بارِ اضافی، یا حتی دشمن، میبیند».
این تلاقی سهگانه به باور این نشریه میتواند جهانی هابزی بسازد که در نهایت اروپا در آن بیشترین ضرر را خواهد کرد «تبانی میان پوتین، ترامپ و شی میتواند سه پیامد احتمالی داشته باشد که همۀ آنها در بروکسل ناخوشایند تلقی میشوند. جهان ممکن است به سوی جنگی دیگر میان قدرتهای بزرگ بلغزد؛ این سه رهبر ممکن است به توافقی مشابه توافق کنفرانس یالتا در سال ۱۹۴۵ برسند که به شکلگیری حوزههای نفوذ تازه بینجامد؛ یا نظام بینالملل ممکن است دچار فرسایش شود و جهانی هابزی بر جای بگذارد که در آن تنها قانون جنگل حکمفرماست. هر یک از این سناریوها تهدیدی جدی برای اروپا به شمار میرود».
گرفتاری دیگر اروپا که حیات مشترک این قاره را تهدید میکند، مسئلۀ راستگرایی و مهاحرت است «اروپا همچنین با تهدیدی شدید از درون، یعنی پوپولیسم، روبهروست. فرانسه، که مدتها لنگرگاهی باثبات برای اتحادیه اروپا بود، در دو سال گذشته پنج نخستوزیر را از سر گذرانده است، در حالی که نیروهای پوپولیست هم در راست و هم در چپ قدرت گرفتهاند. یکی از محرکهای اصلی موج پوپولیستی در اروپا، واکنش منفی به مهاجرت است؛ مسئلهای که برای پروژهٔ یکپارچگی مشکلی خاص ایجاد میکند. کشورهای عضو اتحادیه اروپا برای مقابله با افول جمعیتی و تقویت رشد اقتصادی به مهاجران نیاز دارند، اما ادغام تازهواردان چنان از نظر سیاسی پرتنش شده است که هر پیشنهاد اصلاحی را تهدید میکند».
به باور فارن افرز، اروپا «اگر گامهای عظیمی به سوی یکپارچگی برندارد، با خطر بیاهمیت شدن و تحت سلطه قرار گرفتن روبهرو خواهد شد».