با پایان اعتبار پیمان «استارت نو» در ۵ فوریه ۲۰۲۶ ( امروز)، یکی از آخرین سازوکارهای کنترل تسلیحات هستهای میان روسیه و ایالات متحده عملاً از میان رفت؛ توافقی که بیش از یک دهه بهعنوان ستون ثبات راهبردی جهان شناخته میشد. اکنون تحلیلگران نسبت به آغاز مرحلهای تازه از رقابت تسلیحاتی و تضعیف بیشتر سازوکارهای دیپلماتیک هشدار میدهند؛ شرایطی که میتواند نظم امنیتی جهانی را وارد دورهای پرتنشتر کند.

پیمان «استارت نو» که در سال ۲۰۱۰ میان مسکو و واشنگتن امضا و از سال ۲۰۱۱ اجرایی شد، یکی از مهمترین توافقهای محدودکننده زرادخانههای هستهای دو قدرت بزرگ جهان محسوب میشد. این توافق سقف استقرار کلاهکهای هستهای راهبردی را برای هر طرف روی ۱۵۵۰ عدد تعیین کرده و علاوه بر آن، سازوکارهای شفافسازی مانند تبادل داده، اعلامیههای رسمی و بازرسیهای میدانی را ایجاد کرده بود. این پیمان در سال ۲۰۲۱ برای پنج سال دیگر تمدید شد، اما در نهایت در ۵ فوریه ۲۰۲۶ به پایان رسید و عملاً آخرین چارچوب فعال کنترل تسلیحات میان دو کشور از میان رفت.
این توافق در دوران پس از جنگ سرد نقش مهمی در جلوگیری از رقابت افسارگسیخته هستهای داشت و بسیاری از کارشناسان آن را یکی از ستونهای اصلی ثبات راهبردی جهانی میدانستند. با پایان آن، نگرانیها درباره بازگشت به فضای رقابت تسلیحاتی افزایش یافته است؛ بهویژه در شرایطی که روابط مسکو و واشنگتن طی سالهای اخیر به دلیل جنگ اوکراین و اختلافات ژئوپلیتیکی به شدت تیره شده است. حتی پیش از انقضای رسمی پیمان، روسیه در سال ۲۰۲۳ مشارکت عملی خود را تعلیق کرده بود، موضوعی که نشانهای از فروپاشی تدریجی سازوکارهای اعتمادسازی میان دو قدرت محسوب میشد.
در این میان، واکنش سایر قدرتها نیز قابل توجه بوده است. چین با ابراز تأسف از پایان اجرای این پیمان، خواستار ازسرگیری گفتوگوهای راهبردی میان آمریکا و روسیه شد، اما در عین حال تأکید کرده که قصد ورود به مذاکرات کاهش تسلیحات هستهای را ندارد؛ زیرا سطح زرادخانه هستهای این کشور قابل مقایسه با دو قدرت هستهای بزرگ جهان نیست. این موضع نشان میدهد حتی قدرتهای نوظهور نیز نسبت به فروپاشی ساختارهای کنترل تسلیحات جهانی نگران هستند.
کارشناسان امنیت بینالملل معتقدند پایان استارت نو میتواند آغازگر دورهای از توسعه سریعتر تسلیحات راهبردی، مدرنسازی زرادخانهها و کاهش شفافیت نظامی میان قدرتهای هستهای باشد. نبود چارچوبهای الزامآور حقوقی، احتمال سوءبرداشتهای راهبردی و افزایش سطح تنش را بالا میبرد؛ موضوعی که در دوران جنگ سرد بارها جهان را تا آستانه بحرانهای هستهای پیش برده بود.
در مجموع، پایان این پیمان تنها یک رویداد حقوقی یا فنی نیست، بلکه نماد افول تدریجی نظام کنترل تسلیحات و ضعف دیپلماسی چندجانبه در جهان کنونی است. در شرایطی که قدرتهای بزرگ بیش از هر زمان دیگری بر رقابت راهبردی تمرکز کردهاند، بسیاری از تحلیلگران معتقدند نظم بینالملل وارد مرحلهای شده که در آن همکاریهای امنیتی جای خود را به رقابت سخت داده است. در چنین فضایی، برداشت غالب این است که جهان بیش از گذشته وارد دورهای شده که هر قدرتی بیش از هر چیز به دنبال تأمین منافع خود است و سازوکارهای جمعی برای مدیریت بحرانها روزبهروز ضعیفتر میشوند.