ماجراهای فرزاندان مسعود پزشکیان، هر بار برگ جدیدی در سپهر سیاسی کشور رو میکند و اینبار نوبت به یوسف پزشکیان رسیده است. مسئله اصلی این است که او در دولت چه جایگاهی دارد که از جلسات مهم و حساس تا نشستهای تخصصی و تصمیمسازیهای کلان در کنار رئیسجمهور دیده میشود؟ اگر مسئولیتی رسمی دارد، حدود اختیاراتش چیست و چرا درباره آن شفافسازی نمیشود؟ و اگر صرفاً دستیار رئیس دفتر رئیسجمهور است، چگونه به بخشی از جلساتی راه پیدا میکند که بسیاری از مدیران ارشد کشور نیز به آنها دسترسی ندارند؟ پرسشهایی که تاکنون پاسخ روشنی برای آنها ارائه نشده و هر روز بر ابهامات پیرامون نقش فرزند رئیسجمهور در دولت میافزاید.

به گزارش گروه سیاسی نوبنیاد؛ خانوادهسالاری در سیاست ایران پدیده تازهای نیست. از همسرسالاری دوران میرحسین موسوی گرفته تا حلقه خانوادگی دولت هاشمی رفسنجانی و پدیده حسین فریدون در دولت روحانی، همواره یک نقطه مشترک وجود داشته است؛ افرادی که بدون طی مسیرهای معمول اداری و سیاسی، صرفاً به واسطه نسبت خانوادگی با عالیترین مقام اجرایی کشور به کانون قدرت نزدیک شدهاند. نزدیکیای که دسترسی ایجاد میکند اما مسئولیت و پاسخگویی متناسبی برای آن تعریف نمیشود.
امروز نیز پرسشهای مشابهی درباره یوسف پزشکیان مطرح است. آقازادهای که تا پیش از ورود پدرش به پاستور نام و نقشی در عرصه مدیریت اجرایی کشور نداشت اما اکنون به یکی از چهرههای ثابت اطراف رئیسجمهور تبدیل شده است. او حکمی از رئیس دفتر رئیسجمهور دارد، اما این حکم نه تنها ابهامات را رفع نکرده بلکه پرسشهای بیشتری را به وجود آورده است.
آیا واقعاً در ساختار عریض و طویل دولت هیچ نیروی متخصص و باتجربهای برای این مسئولیت وجود نداشت که فرزند رئیسجمهور انتخاب شد؟ حتی اگر اصل انتصاب را قانونی بدانیم، آیا چنین حکمی مجوز حضور مستمر در جلسات مهم و سطوح بالای تصمیمگیری کشور را صادر میکند؟
تصاویر منتشر شده از جلسات رسمی دولت و همچنین حضور او در نشست تخصصی شورای همکاری دولت و دانشگاه با موضوع مدیریت بحران آب، بار دیگر این پرسش را زنده کرد که جایگاه واقعی یوسف پزشکیان در ساختار دولت چیست.
اما ماجرا فقط به حضور در جلسات محدود نمیشود. یوسف پزشکیان در ماههای گذشته عملاً به راوی بخشی از پشتپردههای دولت نیز تبدیل شده است. یادداشتها و نوشتههای او در کانال تلگرامی «ناپیدا» و صفحه شخصیاش در «ایکس» بارها خبرساز شده و در برخی موارد برای دولت و کشور حاشیه ایجاد کرده است.
در میانه جنگ، انتشار توئیتی درباره ضرورت صداقت با مردم، به سرعت مورد بهرهبرداری رسانههای معاند قرار گرفت. مخالفان جمهوری اسلامی با استناد به همین نوشته تلاش کردند روایت رسمی کشور را زیر سؤال ببرند و اینگونه القا کنند که حتی نزدیکان دولت نیز به روایتهای ارائهشده اعتماد ندارند.
چندی بعد نیز یادداشت دیگری از سوی او منتشر شد که حاشیههای بیشتری به دنبال داشت. یوسف پزشکیان نوشت که در جلسهای با برخی مسئولان دولتی این نگرانی مطرح شده بود که تهدید دونالد ترامپ علیه زیرساختهای ایران میتواند اشارهای به حمله اتمی باشد. فارغ از صحت یا سقم این برداشت، اصل انتشار چنین محتوایی محل سؤال است. اگر او در چنین جلساتی حضور دارد، با چه عنوانی حضور پیدا میکند؟ و اگر به مباحث مطرح شده در آن جلسات دسترسی دارد، چرا باید برداشتها و نگرانیهای مطرحشده در فضای عمومی منتشر شوند؟
البته حضور پررنگ فرزندان رئیسجمهور در کنار وی موضوع تازهای نیست. تا پیش از جنگ ۱۲ روزه، ظهور و بروز زهرا پزشکیان و همسرش در برنامهها، سفرها و مناسبتهای رسمی و غیررسمی رئیسجمهور بیش از سایر اعضای خانواده جلب توجه میکرد. اما پس از حواشی ایجادشده در جریان سفر قزاقستان و انتشار تصاویر بازارگردی آنها در فروشگاه تاربیا، حالا به نظر میرسد قرار است یوسف پزشکیان بار حاشیهسازی برای رئیسجمهور و دولت را از زمین بردارد.
اما فارغ از اینکه کدام روایت به واقعیت نزدیکتر است، یک سؤال همچنان بیپاسخ مانده است؛ یوسف پزشکیان دقیقاً چه جایگاهی در ساختار ریاست جمهوری دارد؟ اگر صرفاً دستیار رئیس دفتر رئیسجمهور است، حضور او در جلسات مهم دولت چگونه توجیه میشود؟ و اگر نقشی فراتر از این عنوان دارد، چرا به صورت شفاف برای افکار عمومی تبیین نشده است؟
تا زمانی که پاسخ روشنی به این پرسش داده نشود، این شائبه در افکار عمومی باقی خواهد ماند که مهمترین عنوان شغلی این آقازاده در نهاد ریاست جمهوری، نه یک مسئولیت تعریفشده اداری، بلکه فرزند رئیسجمهور بودن است؛ موقعیتی که دسترسی فراوان ایجاد میکند اما مسئولیت و پاسخگویی متناسبی برای آن تعریف نشده است.