ایمان عظیمی

حمید نعمتالله قرار است نسخه سریالی داستان «داش آکل» را تولید کند تا نخستین تجربه کارگردانیاش در شبکه نمایش خانگی را به دست آورد. داش آکل یک مینیسریال 8 یا 10 قسمتی است که با توجه به قصه مشهور صادق هدایت نگارش فیلمنامه آن به پایان رسیده و بهزودی جلوی دوربین میرود.
پیش از حمید نعمتالله محمد عرب و دههها قبل از او مسعود کیمیایی بودند که فیلمی سینمایی با همین نام و براساس داستان صادق هدایت ساختند. مسئله اما فقط این نیست که قرار است نعمتالله جا پای استادش بگذارد و یکی از قصههای مشهور ادبیات داستانی ایران را تبدیل به سریال کند، مسئله اساسی آنجاست که بهمرور و در نتیجه فقدان امنیت شغلی و همینطور پرریسک بودن کار در سینما، بسیاری از فیلمسازان خوشذوق و صاحب قریحه ما وارد عرصه سریالسازی در پلتفرم میشوند تا هم پول بیشتری به جیب بزنند و هم در مقایسه با یک فیلم سینمایی خوب، بیشتر بر سر زبانها بیفتند.
از سوی دیگر، سازوکار پلتفرمها بهگونهای طراحی شده که پیش بردن پروژهها بدون نیاز به مجوز ارشاد جلو میرود و عوامل بهجز ناجی هنر که در تمام رویههای فیلمسازی و سریالسازی حضور دارد، تنها باید به ساترا جواب دهند. پس تولید در این حوزه برایشان با زحمت کمتری پیش میرود. همه اینها درحالیست که بیشتر افراد درگیر در سینما، با وجود موافقت برای کنار گذاشتن مرحله پروانه ساخت، همچنان نتوانستهاند راهی برای عبور از آن پیدا کنند، پس حضور در شبکه نمایش خانگی از هر جهت برای این افراد مناسبتر بهنظر میرسد.
در سالهای اخیر کارگردانانی نظیر «فریدون جیرانی» با «نهنگ آبی»، «نیما جاویدی» با «شکارگاه» و «آکتور»، «آیدا پناهنده» با «در انتهای شب» و همین اواخر «ابراهیم ایرجزاد» با «گل سنگ» از سینما راهی پلتفرم شدند تا این گزاره را ثابت کنند که سریالسازی محیط و فضای جذابتری را در اختیار فیلمساز و همچنین مخاطبان قرار میدهد. در این شرایط دیگر لازم نیست بیننده برای تماشای اثر موردنظرش هزینه و وقت زیادی را صرف کند و صرفا میتواند از طریق نمایشگر خانگی یا حتی گوشی موبایل در لحظه سرگرم شود.