محسن فرهمند

نشست احتمالی دوحه، برخلاف ظاهر دیپلماتیک آن، بیش از هر چیز میدان تقابل بر سر تنگه هرمز است. مجموعه اظهارات مقامات آمریکایی و گزارشهای منتشرشده نشان میدهد واشنگتن در تلاش است آنچه را طی جنگ ۴۰ روزه و مقاومت نیروهای مسلح ایران در میدان از دست داد، از مسیر مذاکره بازیابی کند. از همین رو، حفظ مدیریت ایرانی بر تنگه هرمز و جلوگیری از تثبیت هرگونه سازوکار موازی و برگشت پذیر بودن تعهدات ایران در هرمز، به مهمترین آزمون مذاکرات پیشرو تبدیل شده است.
آنگونه که آکسیوس به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی گزارش داده، تهران و واشنگتن بر سر توقف حملات متقابل به تفاهم رسیدهاند و قرار است امروز در دوحه درباره اختلافات خود پیرامون تنگه هرمز گفتوگو کنند. همزمان، کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید نیز اعلام کرده است که استیو ویتکاف و جرد کوشنر در نشست دوحه با نمایندگان ایران دیدار خواهند کرد. همین دو خبر بهتنهایی نشان میدهد که پرونده اصلی مذاکرات دیگر صرفاً موضوعات هستهای نیست؛ بلکه تنگه هرمز به کانون اصلی کشاکش راهبردی دو طرف تبدیل شده است.
در این میان سفر کاظم غریبآبادی به مسقط و برگزاری نخستین نشست کمیته مشترک هرمز، در نگاه نخست گامی در جهت تبیین سازوکار مدیریت آینده این گذرگاه راهبردی به نظر میرسید. اما تنها ساعاتی بعد، اظهارات تند وزیر خارجه عمان درباره مخالفت با هرگونه تعرفه بر عبور کشتیها و توافق ایران و عمان برای پایبندی به کنوانسیون حقوق دریاها، پرسشهای تازهای را درباره مسیر این مذاکرات و همچنین عملکرد تیم مذاکره کننده ایرانی ایجاد کرد.
یکی از مهمترین پرسشهای حقوقی آن است که اشاره به کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها چه نسبتی با ساختار حقوقی جمهوری اسلامی ایران دارد. این کنوانسیون تاکنون به تصویب نهایی مجلس شورای اسلامی نرسیده. از همین رو، این انتظار وجود دارد که وزارت امور خارجه بهطور شفاف توضیح دهد با چه اجازه و اختیاری پایبندی ایران به این کنوانسیون مورد توافق قرار گرفته و آیا چنین اظهاراتی به معنای پذیرش تعهدات ناشی از کنوانسیون است؟ از سوی دیگر، تجربه چند دور اخیر گفتوگوها نشان داده است که پس از هر مرحله از سفرها و مذاکرات مذاکره کنندگان ایرانی، طرف مقابل مواضع مطالبهگرانهتری اتخاذ کرده است و شروع حمل و نقل از کریدور عمانی تنگه هرمز باحمایت آمریکا درست پس از سفر قالیباف به مسقط و موضع عجیب وزیرخارجه عمان نیز درست پس از نشست غریب آبادی با مقامات عمانی اتفاق افتاد.
**تلاش آمریکا برای برگشت ناپذیری تعهدات ایران در هرمز
بررسی روند درگیریها و مذاکرات پس از تفاهم خرداد ۱۴۰۴ نشان میدهد که آمریکا همزمان با بهرهگیری از دیپلماسی، پروژهای موازی را دنبال میکند؛ پروژهای که هدف آن خلع سلاح تدریجی ایران از مهمترین اهرمهای قدرت بازدارنده خود چه در طی زمان مذاکرات و چه با واسطه مذاکرات است. در صدر این ابزارها، حاکمیت و کنترل ایران بر تنگه هرمز قرار دارد؛ امتیازی که پس از جنگ ۴۰ روزه و مقاومت نیروهای مسلح ایران، بار دیگر پس از قرن ها تثبیت شد و دست برتر را از غربی ها گرفت. از همین رو، طبیعی است که آمریکا امروز تلاش کند آنچه را در میدان نبرد نتوانست به دست آورد، پشت میز مذاکره و یا با استفاده از غفلت ما در طی زمان مذاکرات جبران کند.
واقعیت آن است که پس از جنگ تحمیلی سوم، دو کابوس بزرگ همواره مقابل ترامپ و دیگر تصمیم گیران آمریکا قرار داشته است؛ نخست، امکان کنترل یا مسدودسازی تنگه هرمز از سوی ایران و دوم، وجود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی که هرگونه محاسبه برای افزایش اقدامات جنایت جنگی ، نشل کشی یا تکرار تجاوز نظامی را پیچیده میکند. این دو مؤلفه، مهمترین عوامل قدرت ایران به شمار میروند و واشنگتن تاکنون راه مؤثری برای حذف آنها نیافته است. در این میان، تنگه هرمز به معمایی حلنشدنی برای ماشین نظامی آمریکا تبدیل شده است. بسیاری از تحلیلگران نظامی تصریح کردهاند که ناوگان عظیم دریایی آمریکا در فضای محدود و پیچیده این آبراه، بخش مهمی از توان عملیاتی خود را از دست میدهد و برتری کلاسیک آن عملاً کارایی پیشین را ندارد. به همین دلیل، آمریکا طی هفتههای اخیر تلاش کرده با تثبیت کریدور عمانی، مهمترین اهرم راهبردی ایران را بیاثر کند؛ اقدامی که معنای آن، کاهش نقش مدیریت ایرانی در این گذرگاه حیاتی است. تناقض نیز آشکار است؛ واشنگتن محاصره دریایی را حقی بازگشتپذیر برای خود میداند، اما میخواهد ایران امکان بازگشتپذیری در اعمال حاکمیت و انسداد تنگه در شرایط تهدید را از دست بدهد.
از همین رو، اگر مذاکرات آتی برگزار شود و آمریکا بار دیگر مسیر بدعهدی را در پیش نگیرد، یکی از خطوط قرمز اساسی باید حفظ مدیریت کامل ایران بر تنگه هرمز و تأکید بر عبور کشتیها از کریدور ایرانی، حتی در شرایط عادی، باشد. تثبیت کریدور عمانی به معنای انتقال تدریجی مدیریت این گذرگاه از ایران به دشمنان است؛ خسارتی که جبران آن بسیار دشوار خواهد بود. ایران حسننیت خود را در تضمین آزادی کشتیرانی نشان داده است، اما همزمان باید با تاکید بر گذر از کریدور ایرانی حتی در شرایط عادی، اختیار و امکان قانونی و عملی خود را برای محروم کردن هر متجاوز و هر تحریم کننده ای را از منافع خلیج فارس و بازار انرژی حفظ کند. هرمز، دستاورد مقاومت ملی است و نباید در هیچ تفسیر یا توافقی، به وضعیت پیش از جنگ بازگردد.