دو سال از آغاز به کار دولت چهاردهم گذشته و دولت پزشکیان در میانه راه، با کارنامهای پرحاشیه و انتقادبرانگیز روبهروست؛ کارنامهای که در سایه جنگ، فشارهای خارجی، گرانی، کاهش امید و تشدید نگرانیهای اقتصادی شکل گرفته است. اگرچه تحولات منطقهای و فشارهای دشمن در وضعیت موجود کشور مؤثر بوده، اما منتقدان معتقدند ضعف برنامهریزی، نبود راهبرد مشخص و برخی مواضع ناامیدکننده مسئولان نیز بر مشکلات افزوده است. در چنین شرایطی، به جای ارائه کارنامهای روشن از عملکرد اقتصادی و مدیریتی، حاشیهسازی و درگیریهای رسانهای با صداوسیما نیز به یکی از محورهای فعالیت دولت تبدیل شده؛ موضوعی که انتقادها از عملکرد دو ساله آن را بیشتر کرده است.

دو سال از عمر دولت پزشکیان میگذرد و دولت چهاردهم به نیمی از عمر خود رسیده است و آنچه که بیش از همه از دولت پزشکیان برای مردم باقی مانده، تبعات جنگ، کودتا، گرانیها، ناآرامیهای ذهنی، کاهش امید و تابآوری اقتصادی است. همچنان که مسعود پزشکیان به مناسبتِ رسیدن عمر دولت به دو سال، در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «دو سال پیش، شروع کار ما با ترور میهمان عزیزمان توسط رژیم صهیونیستی همزمان شد؛ دو سالی که جنگهای تحمیلی، فشار و دشمنیهای پیدرپی بر مردم ایران تحمیل شد. در همه این روزهای سخت، قهرمانان واقعی مردم بودند. آینده ایران را مردم ایران رقم خواهند زد.»
البته باید به این نکته اشاره کرد که هرچند سیاستهای خارجی و رفتارهای استکباری رژیم صهیونیستی در ایجاد فضای کنونی کشور بیتأثیر نبوده است، با این حال نباید از تأثیر مخرب مواضع و جهتگیریهای داخلی دولت – بهویژه سخنان رئیسجمهور – غافل شد؛ چراکه این مواضع خود به تشدید تصویری منفی و سیاهنمایانه از کشور دامن زده و راه را برای نفوذ بیشتر فشارهای خارجی هموار کرده است.
از جملهٔ مواضع ناامیدکنندهٔ پزشکیان در حین جنگ، بهویژه اظهاراتی مانند «انتقام فقط جنگیدن نیست»، «تهران آب ندارد»، «اگر تأسیسات را بسازیم دوباره میزنند»، «از کشورهای همسایه عذرخواهی میکنم. دیگر نباید به آنها حمله شود» و… اینگونه اظهارات مأیوسکنندهٔ رئیسجمهور نیز آنقدری مشهود است که رهبر شهید انقلاب نیز در آخرین دیدارشان با اعضای هیئت دولت چهاردهم بهصراحت تذکر داده بودند که «مواضع رئیسجمهور باید بازتابدهندهٔ نقاط قوت کشور باشد.»
بهعبارت دیگر، با وجود تأثیرات جنگ و حوزهٔ سیاست خارجی بر کارنامهٔ دولت، آنچه بیش از همه حائز اهمیت است، عملکرد ناموفق در جنگ روانی و ارائهٔ چهرهای آشفته از ایران به دنیاست. این امر نهتنها تصور دشمن را دربارهٔ میزان تابآوری ملت دچار خطای محاسباتی کرده، بلکه نشان میدهد که عملکرد دو سالهٔ دولت، فراتر از درجازدن، مصداق بارز عقبگرد و پسرفت راهبردی است.
البته قابل توجه است که یکی از علتهای مهم این عقبگرد، دولتِ بیبرنامگی و نداشتن یک استراتژی مدیریتی برای ادارهٔ کشور دانست. از جمله اینکه شخص رئیسجمهور نیز به این موضوع اشاره و اذعان داشته بود که «علت اینکه من کاندید ریاستجمهوری شدم، به دنبال این نبودم که رئیسجمهور شوم؛ قصد و نیتم بالا بردن آمار مشارکت بود.»
حاشیهسازی برای کاهش انتقادات به دولت
در همین راستا، یکی از دلایل ورود دولت به مسائل حاشیهای را میتوان همین عملکرد ضعیف دولت در حوزههای مختلف ارزیابی کرد. بهتعبیر دیگر، به این دلیل که دولت بر روی کاغذ و میدان عمل حرفی برای ارائه ندارد، روی به تنشآفرینی و حاشیهسازیهای بیمورد آورده است. دعوای دولت با صداوسیما و پروژه شدن حمله به صداوسیما از سوی رسانههای حامی دولت، از جملهٔ مصادیق بارز این موضوع است؛ چراکه برای پوشش و کاهش بار روانی انتقادات به عملکرد غیرقابل دفاع دولت، بایستی محفلی برای کاهش انتقادات فراهم شود.