بین الملل 17 مرداد 1405 - 1 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
ائتلافی برای امنیت یا اعترافی به شکست چتر آمریکایی؟

امنیت اجاره‌ای، نسخه جدید ریاض

نویسنده: احسان میرباقری

پیمان مکه

امضای توافق دفاعی سه‌جانبه میان عربستان، ترکیه و پاکستان که از آن با عنوان «توافق مکه» یاد می‌شود، در ظاهر با هدف تقویت امنیت جمعی و همکاری دفاعی انجام شده است اما در پس این توافق، واقعیتی آشکار نهفته است. اعتراف غیرمستقیم ریاض به ناکارآمدی چتر امنیتی آمریکا و تلاش برای یافتن جایگزینی منطقه‌ای. هرچند این پیمان با عنوان دفاعی معرفی شده، اما سوابق رفتاری اعضای آن و تحولات پرشتاب غرب آسیا، پرسش‌های جدی درباره اهداف واقعی و سرنوشت این ائتلاف تازه ایجاد کرده است.

امضای توافق دفاعی سه‌جانبه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، یکی از مهم‌ترین تحولات امنیتی ماه‌های اخیر غرب آسیاست. بر اساس مهم‌ترین بند این توافق، هرگونه حمله مسلحانه به یکی از سه کشور، حمله به هر سه کشور تلقی خواهد شد. بندی که اگرچه یادآور ماده پنجم پیمان ناتو است، اما هنوز جزئیات اجرایی و میزان تعهد واقعی اعضا نسبت به آن به طور کامل روشن نشده است.
مقام‌های ترکیه و عربستان تلاش کرده‌اند این توافق را صرفاً یک سازوکار دفاعی معرفی کنند و حتی مدعی شده‌اند که علیه هیچ کشور خاصی نیست و امکان پیوستن دیگر کشورها نیز وجود دارد. با این حال، بررسی شرایط منطقه و سوابق رفتاری اعضا روایت دیگری را پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد.
رویترز نیز در گزارش خود تأکید کرده است که اگرچه این پیمان می‌تواند بلوک قدرت‌های مهم جهان اسلام سنی را تقویت کند، اما هنوز هیچ شفافیتی درباره دامنه تعهدات اعضا وجود ندارد و مشخص نیست آیا این توافق واقعاً دارای سازوکار دفاع متقابل مشابه ناتو خواهد بود یا خیر.
آنچه بیش از همه اهمیت دارد، زمان شکل‌گیری این توافق است. این پیمان درست در شرایطی امضا می‌شود که حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، منطقه را وارد مرحله‌ای جدید از تنش کرده و امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس را با ابهام روبه‌رو ساخته است. همزمان، جنگ دریای سرخ، ناامنی در تنگه هرمز و اختلال در مسیرهای انتقال انرژی، معادلات امنیتی منطقه را دگرگون کرده است.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که اگر چتر امنیتی آمریکا همچنان کارآمد بود، چه نیازی به امضای چنین پیمانی وجود داشت؟

چرایی شکل گیری پیمان مگه
واقعیت آن است که ریاض طی سال‌های گذشته میلیاردها دلار صرف خرید تسلیحات آمریکایی و انعقاد قراردادهای امنیتی با واشنگتن کرده است. با وجود این، نه سامانه‌های پیشرفته آمریکایی توانستند حملات موشکی و پهپادی مقاومت یمن را متوقف کنند و نه حضور گسترده نیروهای آمریکایی، امنیت مورد ادعای سعودی‌ها را تضمین کرد. حتی در جریان درگیری‌های اخیر منطقه نیز نگرانی‌های امنیتی عربستان نه تنها کاهش نیافت، بلکه افزایش پیدا کرد.
به بیان دیگر، «توافق مکه» پیش از آنکه نمایش قدرت باشد، اعترافی به شکست راهبرد چند دهه‌ای ریاض در اتکا به آمریکا برای خرید امنیت است.
در همین چارچوب، پیام مهم این توافق نه برای تهران، بلکه برای واشنگتن ارسال شده است. این پیمان نشان می‌دهد ریاض نسبت به تضمین‌های امنیتی آمریکا دچار تردید شده و تلاش می‌کند با ایجاد ائتلاف‌های منطقه‌ای، بخشی از خلأ ناشی از کاهش اعتماد به واشنگتن را جبران کند.
از سوی دیگر، رفتارهای رژیم صهیونیستی نیز در شکل‌گیری این روند بی‌تأثیر نبوده است. پس از عملیات هفتم اکتبر، دامنه حملات اسرائیل تنها به غزه محدود نماند و لبنان، سوریه و حتی قطر نیز در معرض اقدامات نظامی تل‌آویو قرار گرفتند. حمله موشکی به خاک قطر، که یکی از نزدیک‌ترین شرکای آمریکا در منطقه محسوب می‌شود، این پیام را برای بسیاری از دولت‌های عربی داشت که دیگر هیچ کشوری از بی‌ثباتی‌های ناشی از سیاست‌های تل‌آویو مصون نیست.
اکنون عربستان نگران آن است که نظم جدید منطقه‌ای، بیش از گذشته تحت تأثیر اراده رژیم صهیونیستی و حمایت آمریکا شکل گیرد و جایگاه سنتی ریاض در معادلات غرب آسیا تضعیف شود. از همین رو، تلاش برای ایجاد یک بلوک جدید منطقه‌ای را می‌توان بخشی از تلاش سعودی‌ها برای حفظ نقش و جایگاه خود ارزیابی کرد.
در این میان، ترکیب سه کشور حاضر در این توافق نیز قابل توجه است. عربستان از توان اقتصادی و جایگاه مذهبی برخوردار است، ترکیه دومین ارتش بزرگ ناتو را در اختیار دارد و از ظرفیت قابل توجه صنایع دفاعی بهره می‌برد و پاکستان نیز تنها قدرت هسته‌ای جهان اسلام به شمار می‌رود. در ظاهر، این مجموعه می‌تواند وزن قابل توجهی در معادلات امنیتی منطقه ایجاد کند.

امنیت کالای اجاره‌ای برای متحدان آمریکا
واقعیت این است که امنیت، کالایی نیست که بتوان آن را با دلار، قرارداد یا ائتلاف وارداتی خریداری کرد. کشوری که خاک خود را به پایگاه نظامیان بیگانه تبدیل می‌کند و در ماجراجویی‌های منطقه‌ای مشارکت دارد، ناگزیر هزینه‌های همان سیاست‌ها را نیز خواهد پرداخت.
از این منظر، «توافق مکه» اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت به عنوان نمادی از همگرایی سه کشور معرفی شود، اما تا زمانی که ریشه‌های اصلی ناامنی در سیاست‌های مداخله‌جویانه، میزبانی نیروهای خارجی و تقابل با همسایگان برطرف نشود، بعید است بتواند امنیت پایدار برای عربستان ایجاد کند.
نکته قابل تأمل آن است که این نخستین بار نیست که عربستان و پاکستان وارد چنین سازوکار دفاعی می‌شوند. دو کشور پیش‌تر نیز در سال ۲۰۲۵ توافقنامه دفاع متقابل امضا کرده بودند که بر اساس آن، حمله به یکی از طرفین، حمله به دیگری تلقی می‌شد و همکاری‌های نظامی و امنیتی دو کشور را وارد مرحله تازه‌ای کرد. با این حال، تجربه عملی این توافق نشان داد که وجود یک پیمان دفاعی الزاماً به معنای ورود نظامی یکی از طرفین به همه بحران‌های امنیتی طرف مقابل نیست.
در سال‌های اخیر، با وجود تداوم حملات یمن به اهداف و زیرساخت‌های عربستان، اسلام‌آباد از ورود مستقیم به رویارویی نظامی با یمن خودداری کرد و هیچ اقدام نظامی آشکاری در چارچوب آن توافق دفاعی علیه صنعا انجام نداد.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شش + 14 =