سید ابراهیم رئیسی احیای بنگاهها را بر دو رکن اجرایی پیش برد. رکن اول، طراحی و جانمایی نهادی برای اجرا و پیگیری مستمر بود. رکن دیگر نیز سیره و کنش مدیریتی برای نظارت میدانی و باز کردن گرهها در سطح تصمیمگیری توسط شهید جمهور بود.

به گزارش گروه اقتصادی نوبنیاد؛ هیچ اقتصادی بدون فعالیت مولد در سه لایه صنعت، کشاورزی و خدمات نمیتواند به رشد بادوام برسد. تولید، پایه اشتغال، درآمد خانوار و حتی امکان سرمایهگذاری و نوآوری در بخشهای دیگر را فراهم میکند. تقویت تولید معمولاً دو مسیر دارد: یا باید ظرفیت جدید از نقطه صفر ایجاد شود که زمانبر و سرمایهبر است، یا میتوان با شناسایی گلوگاهها و رفع موانع اداری، مالی، مدیریتی و بازار، ظرفیتهای متوقفشده را دوباره به مدار کار بازگرداند.
احیای کارخانهها و بنگاههای راکد و نیمهفعال در دولت سیزدهم، از برجستهترین دستاوردهای مدیریتی سید ابراهیم رئیسی در حوزه اقتصاد بود. ابتکار او در راهاندازی دستکم ۱۸ درصد از این بنگاهها در بازه ۳۴ ماهه، بیانگر رویکرد مسئلهمحور و کنش مدیریتی معطوف به نتیجه است؛ رویکردی که بهجای اتکا به پروژههای پرهزینه و بلندمدت، بر بازگرداندن سرمایههای خاموش، فعالسازی خطوط تولید و ترمیم اشتغال موجود تمرکز داشت.
شناسایی ظرفیتهای متوقفشده و ایجاد سازوکار پیگیری
نقطه آغاز این برنامه، شناسایی دقیق ظرفیتهای متوقفشده و ایجاد یک سازوکار پیگیریپذیر برای مانعزدایی بود. در همین چارچوب، با تشکیل دبیرخانه نهضت احیای واحدهای اقتصادی، حدود ۴۳ هزار واحد راکد و نیمهفعال شناسایی شد. این شناسایی، ظرفیتهای پراکنده و خاموش را به یک نقشه عملیاتی تبدیل کرد تا دولت بتواند بهجای مداخلههای موردی، مسیر احیا را بهصورت منظم و قابل رصد دنبال کند. شهید رئیسی با در نظر گرفتن اهمیت این مسئله، احیا و بهرهبرداری واحدهای تولیدی گرفتار رکود، تعطیلی یا مدیریت غیربهینه را به یکی از کلانپروژههای دولت تبدیل کرد. خروجی این جهتگیری در سطح اشتغال جدید و اشتغال مجدد، کاهش بیکاری، درگیر شدن کارپذیران در اقتصاد، شناسایی و رفع بخشی از موانع تولید و شکلگیری فضای امنتر برای فعالیت تولیدی قابل مشاهده است.
پیگیری میدانی توسط شخص رئیسجمهور
سید ابراهیم رئیسی احیای بنگاهها را بر دو رکن اجرایی پیش برد. رکن اول، طراحی و جانمایی نهادی برای اجرا و پیگیری مستمر بود. رکن دیگر نیز سیره و کنش مدیریتی برای نظارت میدانی و باز کردن گرهها در سطح تصمیمگیری توسط شهید جمهور بود. نهاد محوری در اجرا و پیگیری احیا، دبیرخانه نهضت احیای واحدهای اقتصادی بود. این مجموعه با هدف چابکسازی، پاسخگویی و ایجاد سازوکاری منعطف برای رصد محیط بنگاهها و اتخاذ تدابیر بههنگام، از دیماه ۱۴۰۰ وارد فاز عملیاتی شد. مأموریت این دبیرخانه به چند وظیفه کلیدی گره خورده بود. این مجموعه باید به مانعزدایی در فرآیند احیا، طراحی بستر مناسب برای بهرهگیری از شیوههای نو و بهروز تأمین مالی، کمک به بازاریابی و بازگشت بنگاه به بازار فروش، ارتقای بهرهوری و برقراری هماهنگی میان نهادهای مختلف برای خروج بنگاه از رکود و تعطیلی میپرداخت.
بر پایه آمارهای اعلامشده، خروجی عملکرد ۲۹ ماهه دبیرخانه، احیای ۸۷۷۰ واحد تولیدی، صنعتی و کشاورزی بوده است. این احیا در مجموع به ایجاد حدود ۱۹۵ هزار شغل مستقیم و غیرمستقیم و سرمایهگذاری بیش از ۲۵۰ هزار میلیارد تومان منجر شد. در این مدل، تمرکز اصلی بر ظرفیتی قرار گرفت که سرمایهگذاری آن پیشتر انجام شده اما از مدار تولید خارج شده بود و با گرهگشایی و تزریق منابع لازم، دوباره به تولید بازگشت.
سید ابراهیم رئیسی فرآیند احیا را صرفاً به تفویض اختیار به مدیران صف محدود نکرد. شهید جمهور با بازدیدهای میدانی و مدیریت فعال در سفرهای استانی، احیا را به یک دستور کار پیگیریشونده تبدیل کرد. این سطح از پیگیری، در بسیاری موارد به تسهیل تصمیمگیری، سرعتبخشی به رفع موانع و همراستا کردن دستگاههای متعدد منجر میشد؛ بهویژه در پروندههایی که گره اصلی در تقاطع چند دستگاه یا در تعارض میان نهاد مالی و نهاد تولیدی شکل میگرفت.

مصادیق احیا؛ از بازگشت به تولید تا تثبیت اشتغال
نهضت احیای کارخانهها و بنگاههای راکد و نیمهفعال زمانی قابل لمس میشود که چند نمونه روشن از بنگاههای بازگشته به تولید کنار هم دیده شود. مواردی که در ادامه اشاره شده، تنها گوشهای از نتایج مدیریتی شهید رئیسی در پیشبرد کلانپروژه احیای بنگاههای تولیدی است. احیای بزرگترین و تنها تولیدکننده انحصاری انواع بلبرینگ و رولربرینگ در تبریز پس از ۸ سال رکود، احیای کارخانه ذوبآهن اردبیل با ظرفیت تولید سالانه ۳۵۰ هزار تن میلگرد، کارخانه بزرگ قند یاسوج پس از سالها مشکل در حقوق و بیمه و کمبود اعتبار نوسازی، بازگشت کارخانه ارج پس از ۵ سال تعطیلی، احیای شرکتهای شهرک صنعتی گمبرون هرمزگان پس از حدود ۲۰ سال تعطیلی، کارخانه مقواسازی بروجن پس از ۱۵ سال تعطیلی با تولید حدود ۷ هزار تن مقوای صنعتی، و نیز احیای هپکو اراک با اصلاح ساختار مالکیت و مدیریت، تقویت جریان نقدینگی، رشد تولید و فروش و عبور از زیاندهی و استخدام نیروی جدید؛ تنها بخشی از مصادیق احیای بنگاههای راکد در دولت سیزدهم است.
چرا احیای بنگاهها مهم است؟
خلاصه اهمیت این پروژهها آن است که بخشی از ظرفیت تولید کشور پیشتر ایجاد شده و اگر صحیح مدیریت شود، میتواند با هزینه کمتر و زمان کوتاهتر به تولید و اشتغال تبدیل شود. در این چارچوب، هدایت منابع دولتی و مردمی اهمیت پیدا میکند. منابع دولت اگر در مسیر تسهیل تولید و رفع گلوگاهها قرار گیرد، بهجای انباشت پروژههای نیمهتمام، روی ظرفیت آماده اثر میگذارد. منابع مردمی نیز زمانی به سمت فعالیت مولد هدایت میشود که تولیدکننده امکان فروش، دسترسی به سرمایه در گردش و ثبات نسبی در تصمیمگیریها را مشاهده کند. احیا دقیقاً در همین نقطه به یک سیاست جمعپذیر تبدیل میشود.
بازسازی تولید در آستانه اقتصاد پساجنگ
اکنون، در شرایط جنگی و در آستانه توسعه پساجنگ، بازگشت به مسیر طراحیشده دولت سیزدهم با تمرکز بر احیای بنگاهها میتواند اقتصاد را از ورطه رکود تورمی به مسیر رشد اقتصادی هدایت کند. احیای واحدهای راکد و نیمهفعال، سریعترین مسیر فعالسازی ظرفیت موجود است؛ زیرا هم سرمایهگذاریهای انجامشده را به تولید تبدیل میکند و هم اشتغال از دسترفته را با هزینه کمتر احیا میسازد. در نظم جدید منطقه و اقتصاد پساجنگ، مزیت کشورها در سرعت بازسازی تولید و توان سازماندهی ظرفیتهای داخلی سنجیده میشود. استمرار نهضت احیا و ادامه مسیر شهید جمهور در دولت فعلی میتواند همزمان سه هدف افزایش عرضه و کاهش فشار تورمی، ترمیم اشتغال و درآمد خانوار و تقویت تابآوری اقتصاد در برابر تکانههای بیرونی را به شکلی دقیق و قابل پذیرش پیش ببرد.
نویسنده: سید مجتبی هاشمی، پژوهشگر اقتصادی