اعداد، بیطرفترین شاهدان تاریخاند؛ و حالا همان اعدادِ منتشرشده از دل نهادهای رسمی تلآویو میگویند که اقتصاد رژیم صهیونیستی در سراشیبی است. رکود سهماهه پایانی ۲۰۲۵، بدهی رو به انفجار، و شکاف سیاسیِ عمیق، تصویری است از حکومتی که برای زندهماندن، به جنگ و بحران تازه میاندیشد.

به گزارش نوبنیاد، بر پایه دادههای رسمی منتشرشده از سوی اداره مرکزی آمار اسرائیل اقتصاد رژیم صهیونیستی در سهماهه پایانی سال ۲۰۲۵ به رکودی آشکار فرو رفته است؛ رشدی که به ۴٫۵ درصد در مقیاس فصلی سالانه سقوط کرده و نشانههای فشارهای پیچیدهتر را برای سال جاری پیش رو گذاشته است. رسانه عبری گلوبز نیز از نوسانات بیسابقه در سال ۲۰۲۵ خبر داده؛ سالی که با انقباض ۴٫۳ درصدی در یکی از فصول و ضربه جنگهای پیدرپی همراه شد.
از سوی دیگر، وزارت دارایی اسرائیل اعتراف کرده نسبت بدهی دولت به تولید ناخالص داخلی تا پایان ۲۰۲۵ به ۶۸٫۶ درصد رسیده؛ رقمی که با هزینههای جنگی در غزه و تنشهای منطقهای با ایران شتاب گرفت. تلآویو که با نسبت ۶۰ درصد وارد جنگ شد، حالا با بدهی ۲۰۷ میلیارد شِکِلی و کسری ۹۸٫۶ میلیاردی دستوپنجه نرم میکند؛ اقتصادی که نفسش زیر بار جنگهای بیپایان گرفته است.
اما بحران فقط در جیبها نیست؛ در رأس هرم قدرت نیز شکاف افتاده. نفتالی بنت صریحاً اعلام کرده در دولت به ریاست بنیامین نتانیاهو شرکت نخواهد کرد و او را عامل تفرقه و شکست دانسته است. نظرسنجی شبکه نیوز ۱۲ هم از فرسایش پایگاه اجتماعی حاکمیت حکایت دارد؛ جامعهای که دیگر تاب سیاستِ بحرانمحور را ندارد.
نتانیاهو که حیات سیاسی خود را در جنگهای مداوم جستجو میکند، پس از شکست مفتضحانه در جنگ ۱۲روزه و فروپاشی تدریجی اقتصاد عاریتی، بر لبه تیغ ایستاده است. چنین وضعیتی، تجربهای آشنا در تاریخ رژیمهای بحرانزده است: فرار به جلو با شعلهورکردن جنگی تازه؛ شاید در لبنان و شاید علیه ایران. اما اینبار، حتی آمارهای رسمی هم میگویند که برجهای شیشهای تلآویو ترک برداشته و صدای شکستنشان دور نیست.
افکار عمومی خسته از جنگ، با قبضهای سنگین و آیندهای مبهم روبهروست؛ سرمایهگذار میگریزد، مصرفکننده میترسد و بازار، سایه بیثباتی را پس نمیزند. اقتصادِ امنیتی، حتی برای شهرکنشینان هم نان نمیشود.اگر تلآویو باز هم نسخه آتش را بپیچد، شاید چند صباحی تیترها عوض شود؛ اما حقیقتی که در حسابها نوشته شده، پاکشدنی نیست. دیر یا زود، صدای فروپاشی از دل همان برجهای شیشهای بلندتر خواهد شد.
در چنین بزنگاهی، هر شعار امنیتی تازه فقط مُسکّنی کوتاه است؛ وقتی خزانه خالیتر، جامعه دوقطبیتر و آینده مبهمتر میشود، حتی پیروزیهای تبلیغاتی هم دوام نمیآورند. اقتصادِ زخمی، سیاستِ متزلزل را زمینگیر میکند و حقیقت، از زیر آوار سانسور و هیاهو سر برمیآورد.
در همین حال، شکافهای اجتماعی در رژیم از خیابان تا کابینه کشیده شده و سرمایه انسانی که موتور هر رشد پایدار است، با مهاجرت معکوس صهیونیست ها و فرار سرمایه تحلیل میرود و این یعنی رژیمی که ستونهایش را بر بحران بنا کرده، حالا باید پاسخ بدهد که پس از جنگ بعدی، چه چیزی برای اداره فردا باقی میماند.