
به گزارش نوبنیاد؛ وحدت در فرهنگ و اندیشه اسلامی، از والاترین فضایل و سفارشهای مؤکد قرآنی است؛ آنجا که خداوند متعال به «اعتصام به حبلالله» (چنگ زدن به ریسمان الهی) فرمان میدهد. وحدتِ حقیقی ریشه در «تألیف قلوب» و اخوت اسلامی دارد و به معنای پیوند دلها، مهربانی با یکدیگر (رُحَماءُ بَینَهُم) و ایستادن در یک صفِ واحد برای اعتلای امت است. این همدلی هرگز به معنای نادیدهگرفتن تفاوتهای طبیعی، حذف سلایق یا سرکوب تضارب آرا نیست، بلکه یافتن نقطه پرگارِ مشترک در سایه سعهصدر است.
اما جای تأسف است که گاهی این مفهوم متعالی دچار تحریف و تنگنظری میشود. عدهای واژه مقدس «وحدت» را مصادره به مطلوب کرده و آن را به ابزاری برای تحمیل نظرات خود تقلیل دادهاند. از نگاه این گروه، وحدت نه به معنای برادری و مدارا، بلکه صرفاً به معنای «همشکلی اجباری» و تسلیم محض در برابر سلیقه آنهاست. در این منطق تحریفشده، هرکس که اندکی متفاوت بیندیشد یا نقد و نظری داشته باشد، با چماق «تفرقهافکنی» طرد شده و آماج تندترین توهینها قرار میگیرد.
دردآور آنکه همین مدعیانِ انحصاریِ وحدت، در عمل به بزرگترین عامل تفرقه و شقاق در جامعه تبدیل میشوند. آنها بهجای تمسک به سیره پیامبر اعظم (ص) در ایجاد الفت میان قبایل متکثر و بهجای استفاده از روش قرآنیِ «جدال احسن»، با خطکشیهای سیاسی مداوم و برچسبزنیهای کودکانه به دیگران، بذر کینه میکارند. وقتی سعهصدر و اخلاق اسلامی جای خود را به پرخاشگری و طردِ مخالفان بدهد، شیرازه اخوت از هم میپاشد.
پیامبر اکرم (ص) جامعه مؤمنین را در دوستی و مهربانی، به «یک پیکر» (جسد واحد) تشبیه کردهاند. اعضای یک بدن هر یکشکل و کارکرد متفاوتی دارند، اما در کنار هم مایه حیات انساناند. برای رسیدن به این پیکر منسجم، نیازی به قطعکردن اعضایی که متفاوت عمل میکنند نیست. تا زمانی که اخلاق، انصاف و احترام به تفاوتِ آرا جایگزین چماقِ «وحدتِ اجباری» نشود، نمیتوان به همبستگی پایدار دستیافت. وحدت حقیقی از مسیر حریت، سعه صدر و عبور از منیتها و حول ارزشها میگذرد، نه از مسیر سرکوب، توهین و خودمحور پنداری.