بین الملل 07 مرداد 1405 - 1 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
چگونه سوء‌محاسبه ارتش آمریکا را به باتلاق کشاند؟

برترین شکست تاریخ

نویسنده: احسان میرباقری

1399102715315083522035124

جنگ با ایران، بدل به برترین شکست تاریخ ارتش آمریکا شده است، این اعتراف سایت تخصصی نظامی آمریکایی، یعنی برکینگ دیفنس Breaking Defense است. به باور این سایت، ایران دهه‌ها برای آرایش جنگی خود با آمریکا برنامه‌ریزی و پیش‌بینی کرده بود، اما آمریکا عملاً با سر به دام ایران افتاد.

به گزارش این وب‌سایت، ایران با ایدۀ دفاع نامتقارن، عملاً برندۀ جنگ اخلال بود «ایالات متحده به طور هم‌زمان درگیر دو جنگ هوایی بود: یکی جنگ «تخریب» (ویرانگری) و دیگری جنگ «اخلال». اما آمریکا همان جنگی را باخت که از همه مهم‌تر بود. با این وجود، ایران توانست تنگه هرمز را عملاً بسته نگه دارد. جنگ هوایی دوم این نتیجه را رقم زد؛ جنگی نه از جنس تخریب، بلکه از جنس اخلال، که هزینه‌های روانی و اقتصادی را تا جایی به طرف مقابل تحمیل می‌کند که ادامه جنگ از نظر سیاسی غیرقابل‌تحمل شود».
به نوشتۀ این سایت، ایران عملاً تلاش کرد تا دستاوردهای آمریکا در نبرد تخریب را بی‌اهمیت کند و در نخهایت احساس شکست به این کشور بدهد «از همان روز نخست این درگیری، هدف پهپادها و موشک‌های ایران، جلوگیری از برتری هوایی آمریکا بر فراز تهران نبود، بلکه هدفشان بی‌اهمیت جلوه دادنِ این برتری بود. تهران که تا حد زیادی ارتفاعات بالا را واگذار کرده بود، تمرکز نظامی خود را به سمت پایین و به «کرانه هوایی»، یعنی حریم هواییِ ارتفاع‌پایین بر فراز و در اطراف تنگه هرمز معطوف کرد؛ جایی که پهپادها و موشک‌های ارزان‌قیمت توانستند تردد در مهم‌ترین گذرگاه انرژی جهان را هم برای کشتی‌های تجاری و هم برای نیروی دریایی آمریکا، به شدت پرهزینه و خطرناک کنند».
برگ برندۀ ایران در سلاح اخلال هم پهپاد محبوب شاهد است «سلاح اصلی ایران برای جنگ «اخلال»، پهپاد شاهد بود. بر اساس استانداردهای آمریکایی، این سلاح به سختی قابل اعتناست؛ پهپادی کند، با ارتفاع پروازی پایین و قابلیت انهدام آسان که به جای صدها میلیون دلار، تنها ده‌ها هزار دلار قیمت دارد. با این وجود، همین پهپادها تاسیسات راداری و مراکز فرماندهی و کنترل بسیار گران‌قیمت‌تری را نابود کردند، در تولید نفت اختلال ایجاد نمودند و بنادر و فرودگاه‌ها را در سراسر منطقه هدف قرار دادند».
این رویکرد ایران عملاً حاصل سال‌ها انباشت تجربه بود «تهران تصادفی به این نقطه نرسید. ایران این رویکرد را سال‌ها از طریق حملات حوثی‌ها در دریای سرخ و عملیات شبه‌نظامیان در عراق آزمایش و اصلاح کرده بود؛ و آموخته بود که چگونه سیستم‌های ارزان‌قیمت و یک‌بارمصرف می‌توانند هزینه‌هایی نامتناسب و به مراتب گزاف‌تر را به دشمن تحمیل کنند. این کشور نظاره‌گر آن بود که پهپادهای ۲۰ هزار دلاری‌اش پس از ارسال به روسیه چگونه ارزش خود را به اثبات رساندند. بنابراین، زمانی که این درگیری آغاز شد، ایران از پیش می‌دانست چه روشی کارساز است».
نکتۀ این گزارش آن است که زرادخانۀ ایران دقیقاً در جهتی رشد کرد که ارتش آمریکا از آن جهت دچار خلاء بود «پر کردن این خلأ نیازمند قابلیت‌هایی است که ایالات متحده به طور سیستماتیک به آن‌ها بی‌توجهی کرده یا هرگز توسعه‌شان نداده است؛ از جمله هواپیماهایی با ظرفیت حمل مهمات بالا که بتوانند برای مدت طولانی در ارتفاعات نسبتاً پایین گشت‌زنی کنند، پدافندهای هوایی متحرک، و تسلیحاتِ تولید انبوه برای دفاع از کشتی‌ها در برابر پهپادها و موشک‌های شلیک‌شده. این‌ها دقیقاً همان قابلیت‌هایی هستند که جنگ «اخلالِ» ایران می‌طلبید؛ و دقیقاً همان چیزهایی هستند که ایالات متحده نتوانست آن‌ها را در مقیاس وسیع به کار گیرد».
اصلی‌ترین نکته آن است که اصولاً آمریکا حتی از نظر شناختی متوجه نبود که ایدۀ ایران برای جنگ چه بود «اما مشکل عمیق‌تر، یک چالش مفهومی و شناختی است. ایالات متحده با یک برنامه جامع و دقیق برای جنگِ تخریب وارد این درگیری شد، اما هیچ برنامه جدی و مشخصی برای جنگِ اخلال نداشت. آمریکا با موشک‌ها و پهپادهای ایرانی صرفاً به عنوان یک مزاحمت برخورد کرد که باید مدیریت می‌شد، در حالی که تصور می‌کرد کارزار اصلی در ارتفاعات بالاتر در جریان است. این محاسبه اشتباه، برتری هوایی بر فراز تهران را به ارمغان آورد، اما در شکست دادن دشمن در عرصه‌ای که واقعاً اهمیت داشت، ناکام ماند. درگیری‌های آینده نیز تفاوتی نخواهند داشت، مگر آنکه جنگیدن در کارزار اخلال به بخشی از سناریوی اصلیِ برنامه‌ریزی‌ها تبدیل شود، نه صرفاً یک دغدغه ثانویه در کنار جنگی که پنتاگون ترجیح می‌دهد وارد آن شود».

 

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 + شانزده =