امیر شهشهانی

از میان خبرهایی که این روزها درباره مذاکرات و آتشبس احتمالی منتشر میشود، گزارش رونن برگمن در یدیعوت آحارونوت به عنوان یکی از نزدیکترین چهرههای رسانهای به محافل امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی قابل تامل است.
برگمن به نقل از منابع خود فاش میکند که دونالد ترامپ پس از آنکه پاسخ مورد انتظار خود را از تهران دریافت نکرد، تصمیم گرفته متن چارچوب توافق را تغییر دهد و شروط جدیدی را به طرف ایرانی ابلاغ کند. این جمله نشان میدهد برخلاف ادعاهای مکرر واشنگتن درباره تمایل به پایان بحران، هرگاه روزنهای برای توقف درگیریها و رسیدن به یک تفاهم سیاسی ایجاد شده، طرف آمریکایی تلاش کرده با افزایش مطالبات و تغییر شرایط، معادله را دوباره به نقطه تنش بازگرداند. این نخستین بار هم نیست. طی ماههای گذشته بارها مشاهده شد که هر زمان احتمال کاهش درگیریها تقویت شده، همزمان فشارهای سیاسی، نظامی و رسانهای طرف مقابل نیز افزایش یافته است. در همین زمینه نیویورک تایمز نیز فاش کرد: «بنا بر گزارشات جدید، ترامپ شرایط توافق با ایران را سختتر کرده و شروط جدیدی در موضوعات هستهای و تنگه هرمز اضافه کرده است.»
علاوه بر این، نکته دیگر اعتراف برگمن درباره ماهیت واقعی سند مورد مذاکره است. او تصریح میکند: «آنچه روی میز قرار دارد یک توافق نهایی نیست و بسیاری از مسائل اصلی به مذاکرات بعدی موکول شده است.» این اعتراف اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد بخش مهمی از فضاسازی رسانههای غربی درباره «حل شدن پروندهها» یا «امتیازدهی گسترده ایران» فاقد پشتوانه واقعی بوده است. اما مهمتر از همه، بخش مربوط به لبنان است. برگمن مینویسد: «یکی از دلایل تشدید حملات اخیر اسرائیل در لبنان، نگرانی از محدود شدن آزادی عمل این رژیم در صورت اجرایی شدن آتشبس بوده است.» این جمله در واقع تأیید همان تحلیلی است که از ابتدای جنگ مطرح میشد؛ اینکه تلآویو و آمریکا نه بهدنبال پایان پایدار بحران، بلکه بهدنبال حفظ شرایطی هستند که امکان فشار مستمر، حملات مقطعی و فرسایش طولانیمدت را فراهم کند.
از این منظر، خبر سختتر شدن شروط توافق را نباید صرفاً یک اختلاف تاکتیکی در مذاکرات دانست. این اقدام نشانه همان رویکردی است که بارها خود را نشان داده؛ رویکردی که از یک سو از مذاکره سخن میگوید و از سوی دیگر هر زمان احتمال رسیدن به نتیجه پدیدار میشود، قواعد بازی را تغییر میدهد. گزارش برگمن ناخواسته همین واقعیت را عیان میکند؛ اینکه مسئله اصلی برای واشنگتن و تلآویو نه رسیدن به توافق، بلکه مدیریت بحران به شکلی است که اهرم فشار و امکان بازگشت به تنش همچنان حفظ شود.