نشریه اکونومیست در تازهترین تحلیل خود نوشت: بازار نفت هنوز در خواب به سر میبرد و قیمتها به اندازه کافی رشد نکردهاند. برای جبران ۱۴ میلیون بشکه کاهش عرضه روزانه ناشی از جنگ ایران، قیمت نفت برنت باید بیش از دو برابر سطح قبل از جنگ شود؛ یعنی از مرز ۱۵۰ دلار در هر بشکه عبور کند.

به گزارش گروه اقتصادی نوبنیاد؛ اکونومیست با اشاره به اختلال بیسابقه در عرضه نفت به دلیل بسته شدن تنگه هرمز نوشت: معاملهگران تا همین اواخر (۱۷ آوریل برابر با ۲۸ فروردین) قیمت را زیر ۹۰ دلار نگه داشته بودند، گویا هنوز شدت بحران را درک نکرده بودند. حالا با تشدید تنشها و رسیدن قیمت به ۱۲۰ دلار، تا حدودی بیدار شدهاند، اما بحران قرار است بدتر هم شود.
بر اساس این گزارش، حدود ۱۴ میلیون بشکه در روز نفت به دلیل جنگ از مدار خارج شده است. این رقم تقریباً معادل کل تولید روزانه روسیه یا مجموع تولید عربستان و امارات است. در شرایط عادی، چنین کاهش عظیمی در عرضه، قیمت نفت را به سرعت به بالای ۲۰۰ دلار میرساند؛ اما فعلاً بازار هنوز بهطور کامل واکنش نشان نداده است. اکونومیست سه عامل را برای این واکنش ناقص بازار اعلام کرد که عبارتاند از آزادسازی ذخایر استراتژیک آمریکا و برخی کشورها، کاهش تقاضای چین به دلیل مشکلات اقتصادی داخلی و امیدواریهای زودهنگام به آتشبس و مذاکرات صلح. اما این عوامل موقتی هستند. ذخایر استراتژیک آمریکا اکنون تقریباً خالی شده، چین بهزودی از رکود خارج میشود و اگر مذاکرات صلح شکست بخورد (که به نظر میرسد چنین باشد)، قیمت نفت جهشی انفجاری خواهد داشت.
این نشریه تأکید کرده است: اگر تنگه هرمز تا پایان سال بسته بماند، قیمت نفت از ۲۰۰ دلار هم فراتر خواهد رفت و جهان را با رکود تورمی عمیقتری نسبت به دهه ۱۹۷۰ مواجه خواهد کرد. تنها سؤال این است که چه کسی زودتر بیدار میشود: معاملهگران نفت یا سیاستمداران واشنگتن؟
حتی اگر تنگه باز باشد، تحویل سوخت به بازارهای مصرفکننده با تأخیرهای غیرقابل پیشبینی مواجه خواهد بود. بازگشت نفتکشهای خالی به خلیج فارس پیچیده است و نرخ بیمه بالا میتواند این مسیر را غیراقتصادی کند. توقف تولید و نیمهتعطیلی پالایشگاهها نیز روند بازگشت عرضه را کند میکند. کارشناسان هشدار میدهند که جهان تازه در حال درک ابعاد واقعی بحران است. بانکهای مرکزی ممکن است با دومین شوک تورمی این دهه روبهرو شوند و دولتهای آسیایی و اروپایی مجبور به اتخاذ اقدامات شدید اقتصادی و برنامهریزی برای تأمین سوخت، غذا و خدمات حیاتی خواهند بود.