
ایمان عظیمی
رهبر معظم انقلاب در بیانات اخیر خود خطاب به مردم فرمودند که به صدای رسانههای بیگانه و معاند فارسیزبان گوش ندهند یا با دید انتقادی به سراغ آنها روند. این حرف بسیار درست و منطقی است، خصوصا اینکه ما در وضعیت جنگی با بزرگترین و شقیترین دشمنان انقلاب اسلامی، یعنی آمریکا و اسرائیل طرف هستیم و آنها هیچ محدودیت و مرزی برای بازی با روان مخاطبان خود در داخل و خارج از مرزها قائل نیستند و نهتنها به شکاف میان شهروندان ایران و نظم اسلامی دامن میزنند، بلکه حتی «ایرانیت» موردنظرشان را به پای اهداف صهیونی-آمریکایی قربانی میکنند.
این مسئله ریشه در تاریخ رسانههای فارسیزبان، در سالهای پیش، خصوصا وقایع مربوط به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ دارد. در آن روزها که طرف شکستخورده انتخابات برای سهمخواهی، درصدد اشغال خیابان بود، رسانههای فارسیزبان با اسم رمز دموکراسی و تاکید بر حق انتخاب به هر دستاویزی چنگ میانداختند تا فاصله میان رایدهندگان و حاکمیت را زیاد کنند. «کامبیز حسینی» مجری اینروزهای شبکه ترورریستی اینترنشنال، در آن سالها با برنامه «پارازیت» هر جمعه مهمان خانههای مخاطبان هدفش میشد و در نیمساعت هرکس و هرچیز را به سخره میگرفت تا شکست طرح آمریکایی-غربی در کودتای انتخاباتی را کماهمیت جلوه دهد.
پارازیت با اجرای حسینی و نویسندگی «سامان اربابی» روی آنتن صدای آمریکا میرفت و توانست تعدادی از ایرانیان را فریب دهد، اما این فقط حسینی نبود که برای خدمت به عموسام حاضر به یراق بود. در آنسو، «سیاوش اردلان» با برنامه مخاطبمحور «نوبت شما» و «بهزار بلور» با «بلور بنفش» تا کمر برای عرض بندگی به ملکه انگلیس خم شدند و تلویزیون فارسی بیبیسی را به بلندگوی طرف بازنده انتخابات ۱۳۸۸ تبدیل کردند. مراد از بیان این تاریخچه کوتاه، آن است که مردم باید دید خود نسبت به رسانهها را تغییر دهند و با نگاهی انتقادی به مسائل بنگرند، اگر جُز این باشد نباید هیچ تردیدی به دل راه داد که نظام ِ فکری مخاطب اتمیزه میشود. تجربه اینترنشنال نشان داد که نباید گول مارهای خوش خطوخال را خورد و زیباییشناسی آنها را در بیگانهسازی بیننده از ایران نادیده گرفت.