رفتار مسئولین انقلاب اسلامی در ابتدای دهه ۶۰ به ما آموخت که تهدیدات روزانه به جان مسئولین وقت باعث نشد برای دقیقهای خدمت و محل خدمت تعطیل شود. حضور مسئولان طراز اول در اجتماعات مردمی کار درستی است

امیرحسین قاضی زاده هاشمی معاون شهیدرئیسی در دولتسیزدهم در یادداشتی نوشت:
شهید حاج قاسم سلیمانی میگفت: «فرماندهی در جنگ ما از جنسِ بودن در نوک بود. فرمانده در میدان میگفت: بیا، نه برو.
اگر به تعداد شهدای فرمانده تیپ و لشکر ما در دفاع مقدس ۸ ساله و کشتهشدگان همطراز بعثی توجه کنید، میبینید که چندین برابر است، چون فرمانده چسبیده به نیروهایش بود. همین وضعیت مسئولان کشوری ابتدای دهه ۶۰ بود. با نفوذ گسترده منافقین و ترور روزانه مسئولین در اقصی نقاط کشور، از رده امام جمعه یک شهرستان و بخشدار آن تا رئیس قوه قضائیه، رئیسجمهور، نخستوزیر و نماینده مجلس، ذرهای در ارتباط مردمی آنها و بودن در محل خدمت تأثیر نگذاشت.
ترور امام شهید ما در مسجد در حین سخنرانی گواه آن است. بعد از واقعه ۷ تیر، نگذاشتند یک روز مجلس تعطیل شود، چون بار حفظ انقلاب به دوش مردم بود. الزام این نوع حکومت، اتصال دائم بین مسئولین و مردم بود. دریافت مرتب نظرات آنان و عمل به آن و آنان را در جریان امور گذاشتن.
حال، الان اولویت چیست؟ حفظ جان مسئولین یا حفظ معیشت مردم و انتظام امور؟ اگر امنیتی بودن فضا باعث تعطیلی یا نیمه تعطیلی جریان اجرایی و نظارتی کشور شود، علائم عدم استحکام، تصمیمگیری نابهنگام، عدم اجماع کارشناسی برای تصمیمات بهدلیل عدم برگزاری جلسات، اقدامات فردی و عدم نظارت و پاسخگویی مؤثر، باعث صدمه به معیشت مردم و نتیجه بحران امنیت در داخل شود، این سؤال پیش میآید که سوء قصد احتمالی به اشخاص باید مهم باشد یا خدمت مؤثر به مردم؟
رفتار مسئولین انقلاب اسلامی در ابتدای دهه ۶۰ به ما آموخت که تهدیدات روزانه به جان مسئولین وقت باعث نشد برای دقیقهای خدمت و محل خدمت تعطیل شود. حضور مسئولان طراز اول در اجتماعات مردمی کار درستی است
اما لازم است سازمانها بیشتر از قبل در این موقعیت جنگی دو صد چندان تلاش کنند و در میدان خدمت به مردم حاضر باشند
شهید رئیسی چگونه رفتار می کرد؟درس بگیریم!