
محمد قربانی
در هر جنگی، آنچه در نهایت ماندگار میشود صرفاً نتیجه میدانی نیست. «روایت» آن جنگ از میدان چه بسا مهمتر باشد. روایتی که میتواند شکست را به پیروزی بدل کند یا پیروزی را کمرنگ و بیاثر جلوه دهد. امروز که پس از ۴۰ روز درگیری، آتشبسی موقت برقرار شده، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد که روایت این ایستادگی چگونه شکل بگیرد و در حافظه جمعی ثبت شود.
در این روایت، قهرمان اصلی باید مردم باشند. همان مردمی که فشار اقتصادی، تهدید امنیتی و جنگ روانی را همزمان تحمل کردند و در عین حال از وطن خود دست نکشیدند. این مردم بودند که ستون پایداری را ساختند، نه چهرههای پرزرقوبرق و سلبریتیهایی که در بزنگاهها سکوت کردند یا حتی در زمین روایت دشمن بازی کردند. طبیعی است که در روایت ملی، جایگاه این افراد به حاشیه رانده شود و در مقابل، مردم متعهد و نیروهای وفادار به آرمانهای انقلاب، سهم بیشتری در آینده کشور پیدا کنند.
بخش مهم دیگر این روایت، تأکید بر ماهیت جنگ است؛ جنگی نامتقارن که در آن کشوری تحت فشار، در برابر قدرتهای بزرگ جهانی ایستاد. باید این تصویر بهدرستی ترسیم شود: ایرانی که در عین مظلومیت، مقتدرانه مقاومت کرد و نشان داد که میتواند بدون اتکا به بلوکهای قدرت، از تمامیت ارضی خود دفاع کند. این ترکیب «مظلومیت و استحکام» همان نقطهای است که میتواند افکار عمومی داخلی و حتی جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
همچنین باید بر این نکته تأکید شود که آتشبس پایان ماجرا نیست، بلکه بخشی از یک مسیر طولانی است. روایت درست، نه سادهانگارانه خوشبین است و نه دچار ترس و تردید میشود. ابن روایت هوشیار، واقعبین و مبتنی بر تجربه تاریخی است.
در نهایت، جنگها با گلوله تمام میشوند، اما با روایتها ادامه پیدا میکنند. هر ملتی که روایت خود را درست و قدرتمند بسازد، آینده را نیز به نفع خود شکل خواهد داد.