نویسنده: محسن فرهمند

جنگ، میدان ارادههاست؛ هر طرفی که بتواند ابتکار عمل را در دست بگیرد، شانس بیشتری برای تحمیل خواستههای خود خواهد داشت. در چنین شرایطی، یکی از مهمترین پرسشهایی که پس از تحولات اخیر مطرح شده این است که آیا روند جنگ و آتشبس باید بر اساس منافع و محاسبات ایران تعیین شود، یا بر مبنای تصمیمات و تاکتیکهای طرف مقابل؟ چرا ایران برای تغییر روند اشتباه حاکم اراده جدی نشان نداده است؟
اظهارات اخیر حمیدرضا حاجی بابایی نایبرئیس مجلس درباره روند حاکم بر درگیریها، یک نگرانی جدی را مطرح میکند: اینکه اگر آمریکا هر زمان که بخواهد جنگ را آغاز کند، هر زمان که تحت فشار قرار گرفت پیشنهاد توقف بدهد و سپس پس از تجدید قوا دوباره دست به اقدام بزند، اما طرف مقابل نیز ناخواسته با همین ریتم حرکت کند، نتیجه چیزی جز واگذاری ابتکار عمل به دشمن نخواهد بود.
وی با اشاره به این روند تأکید کرده است: «اینکه آمریکا جنگ را متوقف میکند، ما هم متوقف میشویم، یعنی ابتکار عمل دست آمریکاست.» این گزاره، فارغ از نگاههای سیاسی، یک واقعیت مهم در منطق نظامی و راهبردی را یادآوری میکند؛ هیچ کشوری نباید اجازه دهد دشمن زمان، شدت و شکل درگیری را تعیین کند.
تجربه جنگهای اخیر نشان داده است که آمریکا بارها از آتشبس نه صرفاً به عنوان ابزاری برای پایان دادن به درگیری، بلکه به عنوان فرصتی برای بازسازی توان، تنظیم آرایش نیروها و طراحی مرحله بعدی استفاده کرده است. از همین رو، پذیرش توقف درگیری بدون تضمینهای روشن و بدون تغییر در رفتار طرف مقابل میتواند به جای کاهش تهدید، زمینه بازگشت دوباره آن را فراهم کند.
موضوع زمانی حساستر میشود که پس از آتشبس، اقداماتی مانند فشار اقتصادی، تهدیدهای امنیتی یا محدودیتهای دریایی علیه ایران دنبال شود. در چنین شرایطی این پرسش مطرح است که آیا آتشبس بدون تغییر در رفتار دشمن، صرفاً به یک وقفه یکطرفه تبدیل نمیشود؟
نکته اساسی اینجاست که در عرصه نبرد، ابتکار عمل صرفاً به تعداد تجهیزات یا توان نظامی محدود نمیشود؛ بلکه به توان تصمیمگیری مستقل، سرعت واکنش و تحمیل هزینه به طرف مقابل نیز وابسته است. کشوری که منتظر تصمیم دشمن بماند تا بداند چه زمانی بجنگد و چه زمانی متوقف شود، عملاً بخشی از اختیار میدان را واگذار کرده است.
البته دفاع از امنیت کشور به معنای جنگطلبی نیست. اتفاقاً هدف اصلی قدرت بازدارنده این است که دشمن را از آغاز جنگ منصرف کند. اما بازدارندگی زمانی معنا پیدا میکند که طرف مقابل بداند هر اقدام خصمانهای هزینه فوری و جدی خواهد داشت و نمیتواند با تغییر تاکتیک، زمان بخرد.
مشکل اصلی زمانی ایجاد میشود که دشمن پس از هر توقف، فرصت سازماندهی دوباره پیدا کند و طرف مقابل صرفاً به صدور هشدار و واکنشهای سیاسی بسنده کند. در این حالت، دشمن ممکن است آتشبس را نه پایان بحران، بلکه مرحلهای از مدیریت بحران به نفع خود ببیند.
تحولات اخیر این پیام روشن دارد که ایران نباید اجازه دهد قواعد بازی توسط واشنگتن نوشته شود. اگر قرار است آتشبس یا توقف درگیری رخ دهد، باید مبتنی بر محاسبات ایران، تضمینهای واقعی و تغییر رفتار دشمن باشد؛ نه اینکه آمریکا پس از رسیدن به اهداف کوتاهمدت خود، زمان تنفس بگیرد و دوباره ابتکار عمل را به دست آورد.