بین الملل 10 مرداد 1405 - 3 هفته پیش زمان تقریبی مطالعه: 0 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
نگاهی به کنار گذاشتن نقاب صلح طلبی توسط عربستان و حملات به یمن و عراق

بازنگری به وقت ریاض

بن سلمان وپزشکیان

عربستان سعودی پس از ضربه سهمگین انصارالله یمن به تأسیسات آرامکو در سال ۲۰۱۹ که صادرات نفت این کشور را ماه‌ها به نصف رساند، ظاهراً جاه‌طلبی‌های صدام‌گونه خود را کنار گذاشت و برای صلح با ایران دست به دامان میانجی‌ها شد. اما تجربه چند سال اخیر ثابت کرد این رژیم ساخته دست استعمار و سرسپرده، از ذات پلید خود دست نکشیده و میان برادری با کشورهای اسلامی و سرسپردگی کامل به اسرائیل، راه دوم را برگزیده است. حمله اخیر به پایگاه‌های رسمی حشدالشعبی و شهادت نیروهای ایرانی و عراقی نشان داد صلح با ریاض برای ایران دیگر هیچ دستاوردی ندارد.

رژیم سعودی به خصوص در دوران بن سلمان، مانند بسیاری دیگر از حاکمان جاه طلب عرب همچون صدام در دوران معاصر و در زیر چتر حمایتی غرب، بخت خود را برای ضربه به ایران آزمایش کرد و در سالهایی که فلسطین زیر سایه شدیدترین جنایات اسرائیل قرار داشت به جای عمل به رسالت اسلامی خود راه تقابل با ایران را برگزید. سعودی پس از ضربه سنگین ۲۰۱۹ به آرامکو ناچار شد ژست صلح‌طلبی بگیرد، در ظاهر از سیاست‌های ماجراجویانه فاصله گرفت و با میانجی‌گری چین و دیگران، توافقی را با تهران امضا کرد. اما تجربه سال‌های اخیر به‌روشنی نشان داد که خاندان سعودی هرگز از ذات سرسپرده خود فاصله نگرفته است. این رژیم همچنان میان انتخاب برادری اسلامی و خدمت‌گذاری به یهودیان و غربی ها، مسیر دوم را برمی‌گزیند.
اقدام اخیر عربستان در حمله به پادگان های حشدالشعبی به‌عنوان نیروی نظامی رسمی عراق که به شهادت تعدادی از رزمندگان این نیرو و همچنین مستشاران نظامی ایرانی انجامید، و چندی پیش تر حمله به فرودگاه صنعا نقطه عطفی در افشای ماهیت واقعی این رژیم بود. این حملات نشانه‌ای روشن از تداوم خط خصومت است که بن‌سلمان پس از ۲۰۱۹ موقتاً پنهان کرده بود. با این جنایت، صلح با عربستان دیگر هیچ دستاورد و منفعتی برای ایران ندارد. هدف قراردادن پایگاه‌های رسمی یک نیروی نظامی دولتی و ریختن خون مستشاران خیانت آشکار به توافق و به منافع مشترک است.
تهران بارها خویشتنداری کرد تا فضای گفت‌وگو حفظ شود و منطقه از تنش بیشتر در امان بماند. اما اکنون پایبندی و ادامه این معادله نابرابر نه تنها امنیت و اعتبار بازدارندگی ایران را تأمین نمی‌کند، بلکه به دشمنان اجازه می‌دهد با خیال راحت‌تر به اقدامات خصمانه خود ادامه دهند.
در جریان جنگ چهل‌روزه اخیر و سپس موج سوم نبرد و جنگ در أواخر تیر، عربستان سعودی از هیچ اقدامی برای کمک به آمریکا و اسرائیل در ضربه زدن به ایران دریغ نکرد. این کشور خاک، پایگاه های نظامی و حریم هوایی خود را در اختیار نیروهای متخاصم گذاشت تا عملیات علیه ایران تسهیل شود. بر پایه خویشتنداری ایران، این کشور کمتر از سایر پایگاه‌های سرسپرده حاشیه خلیج فارس هدف موج‌های کوبنده نیروهای مسلح ایران قرار گرفت. اما اکنون ایران، یمن و مقاومت عراق آماده تأدیب سرسپرده‌ترین حاکمان عرب حاشیه خلیج فارس، یعنی خاندان سعودی هستند؛ حاکمانی که بارها ثابت کرده‌اند که منافع رژیم صهیونیستی و قدرت‌های خارجی را بر منافع امت ترجیح می‌دهند.
زمان آن فرا رسیده که تهران با زبان قدرت و نه زبان صلح یک‌طرفه با ریاض سخن بگوید و هزینه‌های خیانت را بر دوش خاندان سعودی بگذارد. مقاومت منطقه دیگر تحمل این سرسپردگی و خیانت‌های مکرر را ندارد و منافع ملی ایران نیز ایجاب می‌کند که این معادله نابرابر پایان یابد و رژیم سعودی هزینه واقعی اقدامات خصمانه خود را بپردازد.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − 18 =