یکی از مشکلات مهم اقتصاد ایران، انباشت بخش قابلتوجهی از داراییهای مردم در قالبهایی است که اگرچه ممکن است برای فرد نقش «حفظ ارزش» داشته باشند، اما در بسیاری از موارد نقشی در تأمین مالی تولید ایفا نمیکنند. ارز نگهداریشده در گاوصندوقهای شخصی یا صندوق امانات بانکها، طلای ذخیرهشده در خانه، خودروهای مازاد، زمین و مسکن با هدف حفظ ارزش دارایی، نمونههایی از این وضعیت هستند. در شرایط تورمی، طبیعی است که مردم به دنبال حفظ قدرت خرید خود باشند. نمیتوان از خانوار انتظار داشت در شرایطی که تورم بسیار بالاست، دارایی خود را صرفاً به شکل ریالی نگهداری کند و سالانه بخش قابلتوجهی از قدرت خریدش را از دست بدهد. بنابراین مسئله اصلی، سرزنش رفتار مردم نیست؛ بلکه مسئله، طراحی ابزارهایی است که انتخاب اقتصادی مردم را با منافع اقتصاد ملی همراستا کند.
یکی از این ابزارها میتواند «صندوقهای ارزی با درآمد ثابت» باشد. در چنین سازوکاری، فرد بهجای نگهداری ارز در گاوصندوق شخصی یا صندوق امانات، میتواند دارایی ارزی خود را در یک ابزار مالی شفاف، رسمی و تحت نظارت قرار دهد و در مقابل، از بازدهی متناسب با عملکرد صندوق بهرهمند شود. اهمیت این موضوع در آن است که ارز دیگر یک دارایی بلااستفاده و راکد نخواهد بود؛ بلکه میتواند از طریق سازوکارهای مالی، در تأمین مالی فعالیتهای مولد، سرمایه ثابت و سرمایه در گردش بنگاههای تولیدی و پروژههای صادراتمحور به کار گرفته شود. به این ترتیب، دارایی مردم همچنان نقش پوشش ریسک کاهش ارزش پول را ایفا میکند، اما همزمان وارد چرخه فعالیت اقتصادی میشود. این تحول میتواند چند پیامد مثبت داشته باشد: نخست، بخشی از نقدینگی و داراییهایی که امروز در بازارهای غیرمولد مانند ارز، طلا، خودرو، زمین و مسکنِ مازاد پارک میشوند، به سمت تأمین مالی تولید هدایت خواهند شد. دوم، تولیدکنندگان به منابع مالی جدید دسترسی پیدا میکنند و ظرفیت سرمایهگذاری و توسعه فعالیتهای خود را افزایش میدهند. سوم، خانوارها بهجای آنکه برای حفظ ارزش دارایی خود ناچار به خرید و نگهداری فیزیکی ارز یا سایر داراییها باشند، از یک ابزار مالی رسمی و شفاف برخوردار میشوند.
البته درباره صندوقهای ارزی ممکن است این نگرانی مطرح شود که گسترش چنین ابزارهایی موجب تقویت تقاضا برای ارز و تضعیف پول ملی شود. اما باید میان «خرید و احتکار ارز» و «بهکارگیری دارایی ارزی در تأمین مالی تولید» تفاوت قائل شد. ارزی که در صندوق امانات یا گاوصندوق باقی میماند، عملاً در فرآیند تولید نقشی ندارد؛ اما ارزی که از طریق یک سازوکار مالی مناسب به تأمین سرمایه بنگاههای تولیدی و صادراتی اختصاص مییابد، میتواند به افزایش تولید، صادرات، سرمایهگذاری و ظرفیت عرضه اقتصاد کمک کند. از این منظر، اگر طراحی صندوق صحیح باشد، هدف آن نه خروج ارز از اقتصاد، بلکه فعالکردن منابع ارزی راکد در خدمت اقتصاد مولد است؛ بنابراین، بهجای آنکه از مردم انتظار داشته باشیم با ابزارهای دستوری و تهدید، رفتار اقتصادیِ موردنظر سیاستگذار را انتخاب کنند، باید کاری کنیم که منافع فردی و منافع عمومی در یک مسیر قرار بگیرند. رفتار اقتصادی مردم تابع محاسبه هزینه و فایده است؛ اگر ابزار مالی مناسبی وجود داشته باشد که هم امنیت و حفظ ارزش دارایی را برای خانوار فراهم کند و هم منابع را به سمت تولید هدایت نماید، میتوان بدون اجبار، رفتار اقتصادی را به سمت فعالیتهای مولد سوق داد.
صندوقهای ارزی با درآمد ثابت، تنها در صورتی میتوانند به این هدف برسند که با شفافیت، نظارت دقیق، مدیریت ریسک، امکان نقدشوندگی مناسب و تخصیص واقعی منابع به بخش تولید همراه باشند. طراحی ضعیف یا استفاده از منابع در فعالیتهای غیرمولد، میتواند نتیجه مورد انتظار را مخدوش کند. اقتصاد ایران بیش از هر چیز به ابزارهایی نیاز دارد که سرمایههای مردم را از «داراییهای راکد برای حفظ ارزش» به «داراییهای مولد برای ایجاد ارزش» تبدیل کند. اگر بتوانیم چنین سازوکاری ایجاد کنیم، هم سپر حفاظتی مناسبی برای پسانداز خانوارها فراهم کردهایم و هم منابع جدیدی برای سرمایهگذاری و تولید ایجاد نمودهایم؛ یعنی حفظ قدرت خرید مردم در کنار تقویت ظرفیت تولید کشور.