محمد رشیدی، عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی، از ثبت درخواست استیضاح وزیر امور خارجه در سامانه مجلس خبر داده و گفته است این درخواست هنوز به هیئترئیسه ارجاع نشده است. پیش از این نیز امیرحسین ثابتی، نماینده مردم تهران، از طرح استیضاح عراقچی خبر داده بود. اکنون با اعلام رسمی عضو هیئترئیسه، پرونده استیضاح وارد مرحلهای شده که میتواند به یک نقطه عطف در ارزیابی عملکرد دستگاه دیپلماسی دولت پزشکیان تبدیل شود.
البته سابقه مواجهه قالیباف در مقام رئیس مجلس با طرحهای استیضاح وزرا نشان میدهد که این مسیر الزاماً آسان نیست. با این حال، استیضاح عراقچی میتواند فرصتی کمنظیر برای مرور بیش از دو سال عملکرد او و بهطور کلی سیاست خارجی دولت پزشکیان باشد؛ سیاستی که از همان نخستین روز با یک بحران بزرگ آغاز شد.
شکست در آزمون اول
در روز آغاز به کار دولت، شهید اسماعیل هنیه در تهران توسط رژیم صهیونیستی ترور شد. در همان نخستین آزمون سیاست خارجی، به جای آنکه پاسخ ایران به یک جنایت آشکار به عنوان یک اصل بازدارندگی دنبال شود، جریان برجامی حاکم بر دولت پزشکیان، عملاً بر مهار پاسخ و اعتماد به وعده آمریکا تأکید داشتند؛ روندی که در ادامه با انفجارهای تروریستی پیجرها و سپس شهادت سیدحسن نصرالله در ششم مهرماه ادامه یافت.
مرد پالسهای ضعف
یکی از مهمترین محورهای انتقاد به عراقچی نیز مواضع نسنجیده اوست. نمونه روشن آن یادداشت ۲۱ فروردین ۱۴۰۴ عراقچی در واشنگتنپست است که با وجود اطلاع او از نامه تند و تهدیدآمیز ترامپ به رهبر شهید، نوشت که «اکنون فرصتی وجود دارد تا ایالات متحده سرانجام یک رئیسجمهور صلح داشته باشد.»
کنار هم گذاشتن این موضع با وقایع بعدی نشان میدهد مسئله صرفاً یک تعارف دیپلماتیک نبوده؛ بلکه نشانهای از خطای محاسباتی درباره نقشه آمریکا و رژیم صهیونیستی بوده است.
روایت حسن قشقاوی، نماینده مجلس و سخنگوی اسبق وزارت خارجه، درباره مذاکرات پیش از جنگ ۱۲ روزه اوج سادهاندیشی دستگاه سیاست خارجه را نشان میدهد. او گفته بود در مذاکرات ژنو، ایران پیشنهاد همکاری اقتصادی ۵۰۰ میلیارد دلاری به شرکتهای آمریکایی ارائه کرد تا وعده اقتصادی به کاسب بزرگی چون ترامپ، او را از جنگ منصرف کند.
جالبتر آنکه حمید قنبری، معاون دیپلماسی اقتصادی عراقچی، در بهمن ۱۴۰۴ نیز در نشست شورای کمیسیونهای اتاق ایران گفته بود منافع مشترک در نفت و گاز، سرمایهگذاری معدنی و حتی خرید هواپیما در متن مذاکرات قرار دارد و برای پایداری توافق لازم است آمریکا نیز از حوزههای دارای بازده اقتصادی سریع بهرهمند شود. اما نتیجه این دیدگاه به مذاکره، سپس جنگ؛ و دوباره مذاکره و سپس جنگ ختم شد!
در این میان، موضع عراقچی درباره احتمال ترور رهبر نیز از جمله مواردی است که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت. او در گفتوگویی با یک خبرنگار هندی، درباره احتمال ترور رهبری، با اشاره به اینکه مجلس خبرگان، رهبر جدید را انتخاب میکند، اظهار داشت که «هیچ اتفاقی نخواهد افتاد». این سخنان، آن هم در شرایطی که تهدیدهای علنی علیه عالیترین مقام جمهوری اسلامی وجود داشت، از منظر محاسبات امنیتی و پیام بازدارندگی نیازمند بررسی جدی است.
وزیر استقبال از جنگ
در عرصه مذاکرات نیز کارنامه روشن است: سه دور مذاکره، سه مقطع منتهی به نبرد. عراقچی در حالی از پیشرفت مذاکرات سخن میگفت که آمریکا و اسرائیل در حال آمادهسازی برای حمله بودند. حتی در میان دو جنگ، پس از حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به تأسیسات هستهای ایران، دستگاه دیپلماسی به جای قرار دادن ایران در موضع طلبکار، کشور را در سایه مکانیسم ماشه در موضع بدهکار قرار داد. توافق قاهره با آژانس و تعامل با رافائل گروسی نیز نتوانست مانع فعال شدن میراث پرهزینه برجام یعنی مکانیسم ماشه شود.
از سوی دیگر، سیگنالهای مذاکرهای عراقچی در مقاطع مختلف، عملاً بخشی از فشار بازار انرژی بر آمریکا را خنثی کرد. آخرین نمونه نیز سفر نیویورک بود؛ جایی که عراقچی برخلاف دستور اعلامشده درباره مذاکره مستقیم با آمریکاییها دیدار کرد، اما حاصل آن نه گشایش بلکه پاسخ منفی ترامپ و تشدید تهدیدها علیه ایران بود. این تجربه نشان داد که مذاکره وقتی از موضع ضعف انجام شود، میتواند خود به سیگنال ضعف تبدیل گردد.
قدرتهای فراموششده
حتی در حوزه شرق نیز کارنامه وزارت خارجه قابل دفاع نیست. در شرایطی که روابط راهبردی با چین و روسیه اهمیت مضاعف پیدا کرده، انتصاب چهرههایی مانند رحمانیفضلی به سفارت چین و ضعف تعاملات دیپلماتیک با پکن، در کنار حاشیههای نشست شانگهای بیشکک و برگزار نشدن دیدار رسمی و از پیش تعیینشده پزشکیان و شی جینپینگ، پرسشهای جدی درباره عملکرد وزارت خارجه در قبال شرق ایجاد کرده است.
با این حال، مسئله فقط عراقچی نیست. استیضاح او اگر موفق شود، باید آغاز اصلاح ساختاری وزارت خارجه باشد. باید در مقابل تربیت دیپلماتهایی که محصول یک نظام جذب، آموزش و ارتقای نیروی انسانی در دوران برجام هستند مقابله شود. وزارت خارجه در شرایط کنونی، نمیتواند ساختار قدیمی خود را بدون تغییر حفظ کند.
از این منظر، استیضاح عراقچی تنها زمانی معنا خواهد داشت که به تغییر مسیر منجر شود. جهان باید ببیند مسیر «مذاکره، جنگ، تحریم و مذاکره دوباره» که در دو سال گذشته جز هزینه و خسارت دستاورد تعیینکنندهای نداشته، در حال کنار گذاشته شدن است. همانگونه که تغییر مسیر امنیتی پس از انتصاب سرلشکر محسن رضایی به نمایندگی رهبر انقلاب در شورایعالی امنیت ملی و دبیر این نهاد مهم پیام متفاوتی به جهان مخابره کرد، یک تصمیم قاطع در مجلس نیز میتواند این پیام را داشته باشد که ایران قرار نیست ضعف محاسباتی را با تکرار مذاکره جبران کند.
آغاز فرآیند استیضاح سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، میتواند مجلس را وارد یکی از مهمترین آزمونهای نظارتی خود در دو سال گذشته کند؛ آزمونی که موضوع آن فقط عملکرد یک وزیر نیست، بلکه بررسی کارنامه سیاست خارجی دولت پزشکیان در دورانی پرالتهاب است؛ از ترور شهید اسماعیل هنیه در نخستین روز دولت و شهادت سیدحسن نصرالله تا دو جنگ، تشدید فشارها، فعال شدن مکانیسم ماشه و ادامه مسیر پرهزینه مذاکره با آمریکا.
دوسال مذاکره، سه جنگ
استیضاح عراقچی فرصتی است تا مجلس نه فقط کارنامه یک وزیر، بلکه نتیجه دو سال سیاست خارجی دولت پزشکیان را بررسی کند؛ سیاستی که از مذاکره به جنگ، از جنگ به مذاکره و از وعده گشایش به تشدید فشار رسیده است.
عراقچی در این دو سال نشان داد که نه درکی درست از دیپلماسی و مذاکره دارد، نه ترامپ را شناخته و نه شناختی از آمریکا دارد.