نویسنده: مسعود حنیفی
سریال «اعتراف میکنم»، محصول پلتفرم فیلمنت، در نگاه اول تلاشی برای بومیسازی فرمت موفق و چالشبرانگیز سریالهای جنایی است؛ الگویی که پیشتر با الهام از مجموعه تحسینشدهی «Criminal» نتفلیکس در کشورهایی چون انگلیس، فرانسه، آلمان و اسپانیا به تولید رسیده بود.
هسته اصلی داستان بر دوش یک تیم تخصصی متشکل از یک کارآگاه، افسر بازنشسته، روانشناس و هکر میچرخد که مأموریت آنها گشودن گره پروندههای جناییِ سرد و حلنشده است.
با وجود اینکه این مجموعه ساختاری اپیزودیک دارد و هر قسمت آن را تیمی متفاوت از کارگردانان و نویسندگان هدایت میکنند، اما نتوانسته به عمق روانشناختی نسخه اصلی دست پیدا کند و از بنمایهی تحلیلی آن فاصله گرفته است.
ایدهی پایهی اثر پتانسیل بالایی دارد؛ فرمولی که در آن مخاطب از همان ابتدا میداند فرد حاضر در اتاق بازجویی گناهکار است، اما تعلیق و جذابیت در چگونگی رسیدن به این اعتراف نهفته است.
متأسفانه در این اقتباس، مسیر به جای خلق یک بازی موشوگربهی هوشمندانه، به بیراهههای سطحی کشیده میشود. سازندگان تلاش کردهاند ردپای استنتاجهای شرلوک هولمز را در فیلمنامه بگنجانند، اما نتیجه به جای نبوغ، به بنبست میرسد.
وقتی سرنخهای کلیدی یک پرونده به مسائلی دمدستی مانند نحوه گره زدن بند کفش یا حساسیت به بوی یک میوه تقلیل مییابد، مخاطب خیلی زودتر از آنچه باید، به انتهای داستان پی میبرد و انگیزهای برای دنبال کردن ادامهی ماجرا برایش باقی نمیماند.
علاوه بر ضعف فیلمنامه در طراحی معماها، شخصیتپردازیها نیز در دام کلیشهها گرفتار شدهاند. با وجود تلاش کارگردانان هر اپیزود برای معرفی و پررنگ کردن ویژگیهای اعضای تیم، ما به جای مواجهه با افرادی با هویت و روانی پیچیده، با تیپهای آشنایی روبهرو هستیم که رفتارشان از فرسنگها دورتر قابل پیشبینی است.
مخاطب در هر گره داستانی دقیقاً میداند کدام شخصیت قرار است نقش منجی را بازی کند و این موضوع، هیجان کشف حقیقت را از بین میبرد. در نهایت، خود پروندههای جنایی نیز حرف تازهای برای گفتن ندارند. تکرار مضامینی چون قتلهای برخاسته از خیانت یا انتقام، باعث شده این مجموعه از نظر محتوایی شباهت زیادی به دیگر آثار جنایی پلتفرمهای رقیب پیدا کند و نتواند جایگاه متمایزی برای خود در میان مخاطبان جدی این ژانر دستوپا کند.
در مجموع، این اثر بیشتر شبیه به یک کالبد از فرمهای موفق خارجی است که روح و روانکاویِ لازم در آن دمیده نشده است. درنهایت «نیما حسنینسب» که چندسال پیش از مرگ سینمای ایران گفته بود و مدعی نقد بسیاری از آثار بیکیفیت بود، عنوان خالق و ایدهپرداز اعتراف میکنم را یدک میکشد؛ سوال اساسی اینجاست که با وجود کپی نعل به نعل این مجموعه از سریال Criminal حسنینسب دقیقا چه کاری انجام داده است؟