نویسنده: مسعود حنیفی

اصغر فرهادی در حاشیه جشنواره فیلم ریو و در گفت‌وگو با ورایتی، انتقادهای تندی را متوجه هالیوود و سینمای آمریکا در جهان کرد. او با طرح این پرسش که چرا تصور می‌کنید شما خیلی با فهم و کمالات هستید و فکر می‌کنید که ما در مرتبه پایین‌تری قرارداریم به کلیشه ناجی آمریکایی در آثاری مانند آرگو اشاره کرد و پرسید چه کسی از شما خواسته بود بیایید و ما را نجات دهید.

فرهادی در ادامه با صراحتی که کم‌تر از او سراغ داریم ادعای دموکراسی در آمریکا را دروغ خواند و تأکید کرد ملت‌هایی مانند ایران و کوبا خودشان توانایی حل مسائل و نجات خویش را دارند و نیازی به شنیدن این جمله نیست که یک روز شما هم مثل ما خواهید شد.

این مواضع در نوع خود تأمل‌برانگیز است و نشان می‌دهد یکی از نمادهای سینمای مورد توجه غرب در ایران، در حال بازنگری در نگاه خود به جهان است و دیگر غرب را کعبه آمال خویش نمی‌داند.

این تغییر رویکرد همزمان با آن رخ می‌دهد که آخرین اثر او با نام داستان‌های موازی با وجود ظرفیت‌های دراماتیک مناسب، از سوی فرانسوی‌ها مورد بی‌اعتنایی قرار گرفت و همین مسئله تلخی‌های خاص خود را به همراه داشت. از سوی دیگر این مسئله نشان می‌دهد مسیر هنری او نیز در حال پوست‌اندازی است.

این رویکرد جدید در حالی شکل می‌گیرد که پیش از این، بسیاری از منتقدان به‌درستی او را نماد سینمایی می‌دانستند که صرفاً برای دیده شدن در جشنواره‌های اروپایی و آمریکایی ساخته می‌شود.

با این حال نباید از این دست اظهارنظرها هیجان‌زده شد و عنان از کف داد. باید با احتیاط به این مسئله نگریست، زیرا ممکن است این پالس‌ها در راستای پروژه‌ای برای بازگرداندن سینماگران خارج‌نشین به کشور باشد یا در بدبینانه‌ترین حالت، دستاوردسازی برای دولت ضعیف چهاردهم تلقی شود.

مخاطبان داخلی اکنون با دقت بیشتری این تحولات را رصد می‌کنند و منتظرند ببینند آیا این شعارها در عمل نیز به تولید آثار متفاوتی منجر خواهد شد یا خیر. صرف نظر از انگیزه‌های پشت پرده، همین که چهره‌ای شناخته‌شده در حال حمله به آمریکا است، اثر حداقلی خود را بر جای می‌گذارد و ذهنیت بخشی از مخاطبان را نسبت به غرب تغییر می‌دهد.

البته هیچ بعید نیست که پس از این صحبت‌ها، جشنواره‌ها و محافل سینمایی کارگردان جدایی نادر از سیمین را بایکوت کنند. در نهایت می‌توان گفت فرهادی همچون روح جاری در فیلم اخیرش دست از محافظه‌کاری برداشته و شفاف‌تر نظراتش را بیان می‌کند. بدون شک این تحولات نشان می‌دهد او دیگر نمی‌خواهد در حاشیه امن خود بماند و آماده پذیرش عواقب است.