به گزارش گروه اقتصادی روزنامه نوبیناد؛ با این حال سالهاست که بخشی از مدیریت بازار ارز ایران، آگاهانه یا ناآگاهانه، به نبض میدان «سبزه میدان» دبی گره خورده است؛ اما نگاهی عمیق به ساختار پولی امارات متحده عربی و پیوند ناگسستنی آن با ایالات متحده، نشان میدهد که این کشور نه یک لنگرگاه امن، بلکه به مثابه یک «گلوگاه استراتژیک» است که کلید آن در اتاقهای فکر واشنگتن چرخیده و در صرافیهای دبی اجرا میشود.
دلار با لباس عربی
بررسی نظام پولی امارات نشان میدهد که «درهم» از استقلال هویتی برخوردار نیست. از سال ۱۹۸۰، نرخ برابری این ارز با دلار آمریکا روی عدد ۳.۶۷۲۵ تثبیت شده است. این به معنای آن است که بانک مرکزی امارات عملاً دنبالهروی بیچون و چرای فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا) است. وقتی واشنگتن برای مهار تورم خود نرخ بهره را بالا میبرد، ابوظبی نیز بدون در نظر گرفتن مصالح منطقه، ناچار به تبعیت است تا نرخ برابریاش آسیب نبیند. برای اقتصاد ایران که درگیر یک جنگ تمامعیار ارزی با جبهه استکبار است، تکیه بر ارزی که خود مستعمره پولی دلار است، یک خطای راهبردی محسوب میشود. ما در حقیقت برای دور زدن تحریمهای دلار، به دامن ارزی پناه بردهایم که ذات و هویتش دلاری است. این پارادوکس، همان نقطهای است که دشمن از آن برای ضربه زدن به معیشت مردم کشورمان استفاده میکند.
وجود ۷۳ صرافی بزرگ در امارات، ظاهر جذابی برای تجار ایرانی ساخته است، اما نباید فراموش کرد که این شبکه، تحت نظارت شدید نظامات مالی بینالمللی (تحت سلطه آمریکا) قرار دارد. تمرکز بخش عمدهای از مبادلات ارزی ایران در این شبکه، نوعی «خودتحریمی» غیرمستقیم است. هر زمان که اراده سیاسی بر فشار مضاعف بر تهران باشد، اماراتیها با تشدید نظارت بر صرافیها، راه تنفس ارزی ما را تنگ میکنند؛ همانطور که در نوسانات ارزی سالهای اخیر، ردپای کارشکنیها در حوالهای درهمی به وضوح قابل مشاهده بود. توافقهای اخیر امارات با چین، کره جنوبی، ترکیه و حتی اتیوپی و مصر، نشاندهنده یک طراحی برای تبدیل شدن به هاب مالی منطقه است. اما نکته اینجاست که کارشناسان معتقدند توافق با کشورهایی نظیر مصر و اتیوپی بیش از آنکه توجیه اقتصادی داشته باشد، با اهداف راهبردی و گسترش نفوذ منطقهای صورت گرفته است. امارات در حال ساختن حصاری از توافقات ارزی است تا به عنوان واسطه اصلی، سهم خود را از تجارت منطقه بردارد و در عین حال، به عنوان نماینده غیررسمی نظامات مالی غرب، بر جریان پول در کشورهای مستقل نظارت کند.
عبور از معبر دبی
اتکای بیش از حد به مسیرهای مالی امارات، اقتصاد ایران را در برابر هرگونه تکانه سیاسی یا دستور مستقیم واشنگتن به ابوظبی، آسیبپذیر کرده است. نظام پولی ما نباید در گروی کشوری باشد که استقلال پولیاش را قربانی پیمان با آمریکا کرده است. رویکرد درست در اقتصاد ایجاب میکند که باید وابستگی تجاری به امارات به عنوان هاب واسط، کاهش پیدا کند و بنادر خودمان در خلیج فارس و دریای عمان مانند چابهار تقویت شوند. همچنین به جای عبور از کانال درهم، باید با شرکای استراتژیک مانند چین، روسیه و عراق، مستقیماً با ارزهای ملی معامله کرد تا نقش واسطهگری امارات حذف شود. با این حال گلوگاه ارزی ایران نباید در دبی باشد. ما نیازمند حکمرانی ریال و اقتدار در مبادلات خارجی هستیم. زمان آن رسیده که پنجههای درهم بر گلوی اقتصاد ایران را با تدبیر و تکیه بر ظرفیتهای داخلی و منطقهای سست کنیم. وابستگی به درهم، در واقع تمدید اقامت دلار در سفرههای مردم است؛ اقامتی که باید هرچه سریعتر به پایان برسد.