یک اتفاق صنفی در دانشگاه، خیلی زود از فضای دانشگاه خارج می‌شود و سر از رسانه‌های معاند خارج از کشور درمی‌آورد؛ رسانه‌هایی که حالا با انتخاب بخش‌هایی از تصاویر و صداگذاری روی آن، روایت خودشان را از ماجرا می‌سازند.
ماجرا در دانشگاه علامه طباطبائی هم از همین جنس بود؛ موضوعی که در فضای دانشگاه مطرح شد، اما خیلی زود مورد توجه رسانه‌های معاند فارسی‌زبان خارج از کشور قرار گرفت و بخش‌هایی از آن در قالب گزارش‌های رسانه‌ای بازنشر شد.
نکته قابل تأمل اینجاست که بخش‌هایی از تصاویری که اخیراً در برخی رسانه‌های معاند خارج از کشور از جمله بی‌بی‌سی فارسی و ایران اینترنشنال منتشر شده، لزوماً مربوط به اتفاقات جدید نیست؛ تصاویری که پیش‌تر در فضای مجازی منتشر شده بودند، دوباره انتخاب شده و با صداگذاری و روایت جدید بازنشر شده‌اند.
در چنین شرایطی، یک تصویر قدیمی می‌تواند با تغییر صدا، انتخاب بخش‌هایی از ویدئو و حذف زمینه اصلی ماجرا، روایت متفاوتی پیدا کند؛ روایتی که مخاطب ممکن است تصور کند مربوط به یک اتفاق تازه است، در حالی که اصل تصاویر مربوط به گذشته بوده است.
اما مسئله فقط به نحوه بازنشر این تصاویر برنمی‌گردد؛ وقتی پرونده‌ها و حواشی دانشگاهی برای مدت طولانی بدون تعیین تکلیف باقی می‌مانند، فرصت برای بازتولید و روایت‌سازی رسانه‌ای بیشتر می‌شود. نتیجه آن هم می‌تواند این باشد که یک مسئله دانشگاهی، به جای اینکه در همان چارچوب دانشگاه حل‌وفصل شود، به سوژه‌ای برای فضاسازی رسانه‌ای تبدیل شود.
وقتی وزارت علوم سکوت کرد؛ رسانه‌های معاند روایت ساختند
این البته اولین بار نیست که یک اتفاق دانشگاهی، به سوژه‌ای برای رسانه‌های معاند تبدیل می‌شود. مسئله اینجاست که وقتی یک پرونده یا حاشیه دانشگاهی تعیین تکلیف نمی‌شود و پاسخ روشنی درباره آن وجود ندارد، فضای بیشتری برای روایت‌های مختلف ایجاد می‌شود.
حتی در پرونده‌های انضباطی دانشجویان هم هنوز بخشی از روند رسیدگی در وزارت علوم به سرانجام نرسیده است. رئیس سازمان امور دانشجویان در مردادماه اعلام کرده بود که آرای دانشگاه‌ها درباره تخلفات دی‌ماه، در سازمان امور دانشجویان هنوز تأیید نشده است.
حالا سؤال اینجاست؛ وقتی پرونده‌ها در داخل دانشگاه و وزارت علوم به موقع تعیین تکلیف نمی‌شوند، طبیعی است که روایت ماجرا را دیگران بسازند.
یک مسئله صنفی در دانشگاه، می‌تواند در عرض چند ساعت تبدیل به سوژه رسانه‌های معاند شود؛ تصاویر انتخاب شوند، روی آنها روایت و صداگذاری انجام شود و در نهایت مخاطب، ماجرا را نه از زبان دانشگاه، بلکه از قاب رسانه دیگری ببیند.
وقتی وزارت علوم در قبال دانشجویانی که از هر مسئله و حاشیه‌ای برای ایجاد تنش و فضاسازی استفاده می‌کنند، تصمیم روشن و به‌موقع نمی‌گیرد و پرونده‌ها را در بلاتکلیفی رها می‌کند، طبیعی است که ماجرا از فضای دانشگاه خارج شود؛ یک مسئله صنفی یا انضباطی، تبدیل به خوراک شبکه‌های اجتماعی و سپس دستمایه روایت رسانه‌های معاند شود. اینجاست که خلأ تصمیم‌گیری و تعیین تکلیف، عملاً میدان را برای سوءاستفاده از مسائل دانشگاهی باز می‌کند.
نتیجه پرونده‌هایی که تعیین تکلیف نمی‌شوند
این همان نقطه‌ای است که وزارت علوم باید درباره آن پاسخ بدهد؛ چرا پرونده‌های دانشگاهی و انضباطی به موقع به سرانجام نمی‌رسند و چرا برای حواشی دانشگاه‌ها، روایت رسمی و شفاف از سوی مسئولان ارائه نمی‌شود؟
چون وقتی دانشگاه سکوت می‌کند و پرونده بلاتکلیف می‌ماند، جای خالی روایت رسمی را روایت‌های دیگر پر می‌کنند! اما سؤال اصلی اینجاست؛ چرا کار به اینجا رسیده است؟ چرا باید یک مسئله دانشگاهی آن‌قدر در بلاتکلیفی بماند که از فضای دانشگاه خارج شود، وارد شبکه‌های اجتماعی شود و بعد سر از رسانه‌های معاند دربیاورد؟
باید صریح گفت؛ بخش مهمی از این وضعیت، نتیجه تأخیر در تعیین تکلیف پرونده‌هاست!
وقتی وزارت علوم درباره پرونده‌های دانشگاهی و انضباطی به موقع تصمیم نمی‌گیرد، وقتی دانشگاه نمی‌داند بالاخره باید بر اساس چه تصمیمی عمل کند و وقتی دانشجو و افکار عمومی مدت‌ها منتظر نتیجه می‌مانند، طبیعی است که فضای خالی اطلاعات را روایت‌های دیگر پر کنند. امروز دیگر نمی‌شود از یک طرف پرونده را ماه‌ها روی میز نگه داشت و از طرف دیگر انتظار داشت حاشیه‌ای هم شکل نگیرد.
اما سؤال این است که چرا از ابتدا اجازه داده شد چنین خلأیی ایجاد شود؟ اگر پرونده‌ای نیاز به رسیدگی دارد، رسیدگی کنید و اگر تخلفی اتفاق افتاده، مطابق قانون تعیین تکلیف کنید همچنین، اگر اتهامی وارد نیست، صریح اعلام کنید. اگر پرونده هنوز در حال بررسی است، وضعیت آن را روشن کنید. اما نمی‌شود ماه‌ها همه چیز را در حالت در حال بررسی نگه داشت و بعد انتظار داشت افکار عمومی هم همچنان منتظر بماند.
مسئولیت وزارتخانه فقط این نیست که آیین‌نامه بنویسد و آن را به دانشگاه‌ها ابلاغ کند. وقتی یک پرونده از سطح دانشگاه عبور می‌کند و به وزارت علوم می‌رسد، وزارتخانه باید آن را به سرانجام برساند. نمی‌شود پرونده را از دانشگاه تحویل گرفت، اما تعیین تکلیفش آن‌قدر طول بکشد که در این فاصله، موضوع تبدیل به یک مسئله رسانه‌ای شود.
اینجا دقیقاً همان جایی است که وزارت علوم باید توضیح بدهد چرا سازوکار رسیدگی به این پرونده‌ها به شکلی نیست که قبل از رسانه‌ای شدن، تعیین تکلیف شوند. واقعیت این است که وقتی یک پرونده به‌موقع بسته نشود، حاشیه هم بسته نمی‌شود.وقتی وزارت علوم تصمیم نمی‌گیرد، دیگران تصمیم می‌گیرند که ماجرا را چطور روایت کنند.