به گزارش گروه اقتصادی روزنامه نوبنیاد؛ بخشی از اظهارات اخیر مقامات دولت چهاردهم، بهویژه درباره ناتوانی در کنترل نرخ ارز، کمبود منابع ارزی و احتمال افزایش قیمت بنزین، بهجای آرامکردن بازار، به نگرانیها درباره آینده اقتصاد دامن زده است. این وضعیت در حالی رخ میدهد که همزمان گزارشهایی از افزایش وصول درآمدهای نفتی و رشد دسترسی بانک مرکزی به ارز نفتی منتشر شده است؛ تناقضی که پرسشهای جدی درباره نحوه مدیریت بازار ارز و ارتباطات اقتصادی دولت ایجاد میکند. نرخ ارز در حال ثبت رکوردهای جدید و فتح یکبهیک کانالهای قیمتی است. در جدیدترین بهروزرسانی، قیمت هر دلار آمریکا روز گذشته از مرز ۲۱۰ هزار تومان هم فراتر رفت و تا لحظه نگارش این گزارش به ۲۱۱ هزار تومان رسید. جنگ اقتصادی و روانی آمریکا برای ایجاد التهاب در اقتصاد ایران، موضوعی آشکار است؛ با این حال اقدام دولتمردان در ضریبدادن به این جنگ اقتصادی و روانی قابل درک نیست. مقامات دولت در حالی مدعی تلاش برای ثباتبخشی به اقتصاد و مقابله با جنگ اقتصادی و روانی دشمن هستند که هر بار با اظهارنظرهای خود، بنزین بر آتش این جنگ میریزند و در نهایت، نتیجه تمام این بیثباتیها را به آثار جنگ محدود میکنند.
سیگنال دلار ۲۱۰ هزار تومانی
نرخ دلار بهعنوان شاخص بازار ارز در بازار غیررسمی روز گذشته از مرز ۲۱۰ هزار تومان هم عبور کرد. هرچند دلالان میدان فردوسی با این نرخ خرید ندارند، اما این عدد انتظارات تورمی را افزایش میدهد و سیگنالی مأیوسکننده به جامعه ارسال میکند؛ این در حالی است که بانک مرکزی باید برای مدیریت بازار اقدام کند. درست است که این نرخِ تجارت نیست، اما افزایش آن اقتصاد را به هم میریزد. افزایش نرخ ارز یا به تعبیر دقیقتر «افت ارزش پول ملی» را به گواه بسیاری از کارشناسان نمیتوان صرفاً ناشی از اقدامات آمریکا دانست. مواضع دولتمردان و سیگنالهای ضعف مکرر رئیس دولت چهاردهم و رئیسکل بانک مرکزی است که بهجای حل مشکل، ترس را روانه افکار عمومی کرده و بدینترتیب، انتظارات فعالان اقتصادی را در جهت بحرانیتر شدن شرایط جهتدهی میکنند.
تشدید انتظارات تورمی و تعمیق شکاف نرخ ارز
شکستن سقف تاریخی و پرواز دلار در بازار غیررسمی به کانال ۲۱۰ هزار تومان، فقط یک نوسان مقطعی نیست، بلکه هشداری آشکار از تشدید انتظارات تورمی است. مشخص نیست در این شرایط سیاستگذار پولی دقیقاً نظارهگر کدام صحنه است و برنامه بانک مرکزی برای مهار این تلاطم چیست؟ اثر مستقیم این جهش، تعمیق شکاف نرخ غیررسمی با ارز رسمی است؛ شکافی مخرب که بار دیگر موتور توزیع رانت ارزی، بیشاظهاری واردات و قاچاق معکوس را با تمام توان روشن میکند؛ به همین دلیل سیاستهای ارزی دیماه از سوی دولت اتخاذ شد. رهاشدگی نرخ آزاد، بهسرعت به تورم انتظاری دامن زده و چسبندگی قیمتها در بازارهای موازی نظیر خودرو، مسکن و طلا را تشدید خواهد کرد. تولیدکنندهای که مواد اولیه را با نااطمینانی دلاری تأمین میکند، ناگزیر قیمت نهایی را با بالاترین نرخ پوشش ریسک به مصرفکننده تحمیل خواهد کرد؛ روندی که حاصل آن جز کوچکتر شدن سفره خانوار و انقباض طرف تقاضا نیست.
پالس منفی پزشکیان به بازارها
اظهارات رئیس دولت در گفتوگوی تلویزیونی جمعه ۶ شهریور، یکی از آخرین نمونههای سیگنال ضعف دولتمردان بود. پزشکیان در این گفتوگو علناً از غیرممکنبودن کنترل نرخ ارز سخن گفت؛ جایی که اعلام کرد: «کنترل نرخ ارز زمانی امکانپذیر است که با کمبود منابع مواجه نباشیم؛ اکنون وقتی نمیتوانیم کالاهایمان را بفروشیم، ارز وارد کشور نمیشود.» وی همچنین با سیاسیخواندن ریشههای افزایش نرخ ارز، کشور را ناچار به مذاکره و توافق برای حل این مشکلات عنوان کرد و گفت: «بخشی از افزایش نرخ ارز به مسائل سیاسی برمیگردد. همینکه اعلام کردند محاصره را تشدید میکنند، نرخ دلار در مدت یک روز ناگهان افزایش یافت. وقتی هیئتی از عمان آمد و گفتوگوها آغاز شد، نرخ ارز دوباره کاهش پیدا کرد.» وی افزود: «این نوسانات صرفاً به شرایط بازار مربوط نیست و ریشه آن در جای دیگری است. اگر نتوانیم مسائل خود را در منطقه حل کنیم، بالاخره با مشکل مواجه خواهیم شد.» این اظهارات را میتوان پیروی نعلبهنعل رئیس دولت از مسیر طیشده ترامپ برای التهابآفرینی در اقتصاد ایران از طریق جنگ روانی دانست.
بنزین پزشکیان روی شعلههای انتظارات تورمی جامعه
سیگنالهای ضعف و بیثباتی پزشکیان البته به همینجا ختم نشد. وی در همین گفتوگو درباره قیمت بنزین گفت: «من میدانم چگونه مشکل بنزین را حل کنم؛ قیمت آن را افزایش میدهم و مشکل حل میشود! اما این کار برای مردم مشکل ایجاد میکند.» رئیس دولت اظهار داشت: «من میدانم چه کاری میتوانم انجام دهم و میدانم که نباید بنزین را با این قیمت (۱۵۰۰ تومان) عرضه میکردیم؛ اما اکنون این وضعیت شکل گرفته و مردم زندگیشان را بر اساس آن تنظیم کردهاند. نمیتوانم زندگی مردم را به هم بریزم؛ بنابراین، باید راهی پیدا کنیم که زندگی مردم دچار مشکل نشود. اینکه چگونه باید این کار را انجام دهیم، نیازمند نشستن، گفتوگو و تدبیر است. هرکس میتواند در این زمینه با تدبیر به ما کمک کند.» تأکید مجدد پزشکیان بر لزوم افزایش قیمت بنزین و همچنین اعلام علنی بیبرنامگی دولت و نیاز آن به کمک بیرونی، نگرانی افکار عمومی نسبت به آینده اقتصاد را تشدید کرد.
خزانه دلاری بانک مرکزی پُرتر شد
اظهار عجز مقامات دولت خصوصاً در موضوع نرخ ارز و تأکید بر کمبود شدید درآمد ارزی در حالی است که شواهد مختلف از تأمینبودن منابع ارزی دولت حکایت دارد. در آخرین مورد، روز گذشته خبرگزاری فارس در گزارشی اعلام کرد که سهم بانک مرکزی از درآمدهای نفتی مردادماه بهطور کامل وصول شده و مجموع ارز نفتی دریافتشده در پنج ماه نخست سال، از ۷.۵ میلیارد دلار عبور کرده است. خبرگزاری فارس فارس با استناد به دادههای وزارت نفت تأکید کرد که سهم بانک مرکزی از دلار نفتی برای مردادماه بهطور کامل پرداخت شده است. پیشتر در طول ۴ ماه نخست سال، ۷.۵ میلیارد دلار ارز نفتی برای بانک مرکزی وصول شده بود که ۱.۵ برابر مدت مشابه سال گذشته است. همزمان با افزایش قیمت و میزان فروش نفت ایران، دسترسی بانک مرکزی به دلار نفتی تسهیل شده و پیشبینی میشود بدون رفع محاصره آمریکا این روند تا دیماه ادامه داشته باشد.
مسئله فقط «نرخ دلار» نیست
حتی اگر نرخ ۲۱۰ هزار تومانی بازار غیررسمی را کنار بگذاریم، مسئله اصلی، تغییر رفتار فعالان اقتصادی در مواجهه با آینده است. وقتی خانوار و تولیدکننده احساس کنند سیاستگذار برنامه روشنی برای بازار ارز ندارد، تصمیمهای خود را بر مبنای نرخهای بالاتر تنظیم میکنند؛ واردکننده هزینه جایگزینی ارز را در قیمت کالا لحاظ میکند، تولیدکننده برای خرید مواد اولیه حاشیه امن بیشتری در نظر میگیرد و خانوار نیز خریدهای خود را جلو میاندازد. در نتیجه، حتی بدون آنکه همه معاملات با دلار آزاد انجام شود، همین نرخ میتواند به «لنگر انتظارات» تبدیل شود. بنابراین پاسخ سیاستگذار نباید صرفاً کنترل یک عدد در بازار باشد؛ بلکه باید اعتماد به توانایی دولت برای مدیریت بازار ارز را بازسازی کند.