سیاسی 16 اردیبهشت 1405 - 3 هفته پیش زمان تقریبی مطالعه: 0 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
نگاهی به سفر مقامات ایران و آمریکا به چین

واشنگتن به‌دنبال شکستن «پیوند شرق»

محسن فرهمند

photo 2026 05 06 06 24 44

در اوج تنش‌های فزاینده میان تهران و واشنگتن، یک سفر تقریبا همزمان اما با اهدافی متضاد به پکن، چین را به کانون یک نبرد ژئوپلیتیک تبدیل کرده است؛ جایی که ترامپ به‌دنبال جدا کردن چین از ایران است و در سوی دیگر، دیپلماسی تهران در آزمون بزرگی قرار دارد.

سفر قریب‌الوقوع دونالد ترامپ به چین، آن‌هم در شرایطی که آتش جنگ میان ایران و آمریکا هنوز فروکش نکرده، یک سفر عادی دیپلماتیک نیست بلکه یک مأموریت است. مأموریتی برای تغییر زمین بازی. ترامپ به‌خوبی می‌داند که بدون شکستن حلقه‌های پیوند ایران با شرق، پروژه فشار حداکثری‌اش نیمه‌کاره می‌ماند..

در سوی مقابل، سفر سیدعباس عراقچی به چین که روز گذشته انجام شده است می‌تواند بخشی از رایزنی‌های فعال ایران برای مدیریت جنگ باشد. به‌عبارت دیگر، اگر ترامپ با نقشه «گسست در جبهه شرقی» وارد پکن می‌شود، عراقچی باید با راهبرد «اتصال» قدم به همان میدان بگذارد.

در همین چارچوب، پیمان پاک، کارشناس اقتصاد بین‌الملل، در گفت‌وگویی با نوبنیاد، چهار محور کلیدی روابط ایران و چین را تبیین کرد.

نخستین محور، توسعه شبکه مالی و بانکی میان دو کشور است. به‌گفته وی، زیرساخت‌هایی که در سال‌های اخیر ایجاد شده از اتصال پیام‌رسان‌های مالی تا روابط کارگزاری بانکی ظرفیت آن را دارد که محدودیت‌های بین‌المللی را دور بزند. تجربه همکاری با روسیه نیز نشان داده که ایجاد یک شبکه مالی مستقل، می‌تواند بخش قابل توجهی از فشارهای خارجی را خنثی کند. در شرایطی که تعاملات مالی با برخی کشورها با چالش مواجه شده، تقویت این مسیر با چین یک ضرورت است، به‌ویژه با توجه به گستردگی نظام بانکی این کشور.

محور دوم، خطوط اعتباری و تأمین مالی پروژه‌هاست. اگرچه برخی توافقات با وقفه مواجه شده، اما چین همچنان آمادگی سرمایه‌گذاری در پروژه‌های مشترک، از معادن تا صنایع مختلف را دارد. این همکاری‌ها می‌تواند هم در سطح پروژه‌های کلان ملی و هم در قالب طرح‌های کوچک‌تر محلی، از طریق روش‌هایی مانند سرمایه‌گذاری مشترک یا قراردادهای بای‌بک دنبال شود.

محور سوم، توسعه کریدور شرق به غرب در چارچوب ابتکار «یک کمربند، یک جاده» است؛ مسیری که می‌تواند وابستگی به مسیرهای دریایی را کاهش داده و با استفاده از حمل‌ونقل ریلی، زمان و هزینه انتقال کالا را به‌طور محسوسی کاهش دهد. این کریدور، اگر با سیاست‌های حمایتی مانند مشوق‌های گمرکی و تسهیل ارزی همراه شود، می‌تواند به یکی از شریان‌های حیاتی تجارت ایران تبدیل شود.

و نهایتاً محور چهارم، توسعه همکاری‌های تجاری و صنعتی است؛ از کشاورزی و آبزی‌پروری گرفته تا صنایع سنگین مانند خودرو و لوکوموتیو. با این حال، یک خلأ جدی همچنان وجود دارد: نبود یک ساختار متمرکز برای راهبری این روابط. تعیین یک مقام مسئول با اختیارات کافی، می‌تواند هم سرعت تصمیم‌گیری را افزایش دهد و هم پیام جدیت ایران را به طرف چینی منتقل کند.

در چنین شرایطی، پکن به صحنه تقابل دو نگاه تبدیل شده است: نگاه آمریکاییِ «فشار و جداسازی» و نگاه ایرانیِ «همکاری و هم‌افزایی». نتیجه این تقابل، نه‌فقط آینده روابط تهران و پکن، بلکه معادلات کلان منطقه را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده + بیست =