سیاسی 31 فروردین 1405 - 1 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0

غنی‌سازی و هرمز؛ خط قرمزهایی از جنس خون

محسن فرهمند

هسته ای

در میان همه فراز و فرودهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، یک محور ثابت و تعیین‌کننده همواره پابرجا مانده است: فناوری هسته‌ای و حق غنی‌سازی در خاک ایران همراه با اورانیوم های غنی شده و ورود تنگه هرمز به مرحله جدید مدیریت. مسئله‌ای که نه‌فقط یک پرونده دیپلماتیک، بلکه به نماد اراده ملی و شاخص اقتدار کشور بدل شده است. اکنون و پس از دو دهه مذاکره، تحریم، فشار و حتی جنگ، پرسش اصلی این است: آیا تجربه تلخ اعتماد، هنوز هم جایی برای تکرار دارد؟

اگر قرار باشد مهم‌ترین موضوع سیاست خارجی و امنیت ملی ایران در چند دهه اخیر نام‌گذاری شود، بی‌تردید باید انگشت بر «صنعت هسته‌ای» گذاشت؛ همان سنگری که همواره آماج سنگین‌ترین فشارهای غرب بوده است.قریب به نیم قرن، غرب با انواع ابزارهای سیاسی، اقتصادی و حتی امنیتی از تحریم تا ترور و نهایتا جنگ همه جانبه، تلاش کرده این نماد اراده ملی را از میان بردارد. در این میان، ایران طی ۲۳ سال مذاکره، بارها برای اثبات حسن‌نیت خود، از بخشی از حقوق مسلمش عقب نشست؛ اما نتیجه چه بود؟ هیچ. تأکید می‌شود: هیچ. این عقب‌نشینی‌ها نه‌تنها پاسخی نگرفت، بلکه به‌عنوان علامت ضعف تعبیر شد و به تشدید فشارها انجامید.

در چنین بستری، دونالد ترامپ، «مرد دیوانه کاخ سفید» و «هیتلر آمریکا» پس از سه دهه فشار مستمر نتانیاهو و سران رژیم صهیونیی، و در حالی که هیچ رئیس جمهوری در آمریکا حاضر به حماقتی همچون حمله به ایران نبود، در اقدامی جنون‌آمیز، از همه خطوط قرمز عبور کرد و در سال ۱۴۰۴ دو بار به ایران حمله کرد. این در حالی بود که او پیش‌تر در جنگ ۱۲ روزه مدعی نابودی کامل توان هسته‌ای ایران شده بود؛ ادعایی که با آغاز جنگ اسفند ۱۴۰۴، و صحبت وی درباره چالش هسته ای، حتی برای خود او نیز بی‌اعتبار شد.

در این میان، سه مؤلفه به شاخص‌های اصلی پیروزی و شکست بدل شدند: حفظ حق غنی‌سازی، نگهداری ذخیره ۴۴۰ کیلوگرمی اورانیوم ۶۰ درصد، و تثبیت حاکمیت ایران بر تنگه هرمز. بسیاری از تحلیلگران داخلی و بین‌المللی بر این باورند که شکست راهبردی ترامپ دقیقاً در همین نقاط رقم خورد؛ جایی که نه توان هسته‌ای ایران از بین رفت، نه قدرت موشکی‌اش تضعیف شد و نه کنترل تنگه هرمز از دست رفت اما در مذاکراتی که اکنون در جریان است آمریکا تلاش دارند تا ایران را از این اهرم های قدرت خلع سلاح کند.

واقعیت آن است که امروز، غنی‌سازی و ذخایر اورانیوم غنی‌شده، مهم‌ترین سپر امنیت ملی ایران محسوب می‌شوند. تجربه عراق و لیبی، به‌روشنی نشان داده که چشم‌پوشی از این مؤلفه‌ها، مساوی است با باز کردن دروازه‌های تهاجم. حتی برخی نظریه‌پردازان برجسته روابط بین‌الملل، از جمله جان مرشایمر، صراحتاً بر ضرورت حرکت ایران به سمت بازدارندگی هسته‌ای تأکید دارند.

فراتر از همه این‌ها، حفظ این دستاورد، یک میراث تاریخی نیز هست؛ میراثی که رهبر شهید انقلاب، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، با ایستادگی در برابر امواج تحریم، ترور و جنگ، آن را تثبیت کرد و خط قرمز کشور می دانست. هرگونه عقب‌نشینی از این حق، نه‌تنها خطای راهبردی، بلکه فاصله گرفتن از آن مسیر و میراث تاریخی است.

اکنون، پس از ۲۳ سال تجربه بی‌حاصل، زمان بازنگری فرا رسیده است. دنیایی که در آن ترامپ قدرت اول دنیا را در دست دارد و رژیم صهیونیستی بی‌هیچ قید و بندی دست به جنایت می‌زند و افسار دیوانه همچون ترامپ و کشوری 340 میلیونی همچون آمریکا را در دست دارد، جایی برای خوش‌بینی ساده‌لوحانه باقی نمی‌گذارد. همان‌گونه که مرحوم نجم‌الدین اربکان گفته بود: «صهیونیست‌ها فقط زبان زور را می‌فهمند.»

 

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 1 =