
علیرغم ۴۷ سال تحریم بیسابقه، اقتصاد ایران از وابستگی مطلق به درآمدهای نفتی رها شده و به یکی از قطبهای اصلی تولید فولاد و پتروشیمی در غرب آسیا تبدیل شده است. ایران با تولید سالانه حدود ۳۵ میلیون تن فولاد، در جایگاه دهم جهان قرار دارد؛ در حالی که رژیم اسرائیل با تولید یک تا دو میلیون تن، فاصلهای عمیق با زیرساختهای صنعتی ایران دارد. صنعت فولاد به عنوان «مادر صنایع»، ستون فقرات اقتصاد و پیشنیاز فعالیت بیش از هزار کارخانه پاییندستی در بخشهایی مانند مسکن، خودروسازی و لوازم خانگی است.
آمریکا و رژیم صهیونیستی پس از آنکه در جنگ رمضان شکست خوردند و به اهداف خود نرسیدند، راهبرد خود را به تخریب گسترده زیرساختهای حیاتی و اقتصادی کشور تغییر دادند؛ اقدامی که نشان میدهد مخالف شکلگیری یک ایران قوی، توسعهیافته و مستقل هستند. در جریان این حملات، صنایع کلیدی از جمله مجتمعهای بزرگ فولادی مانند فولاد مبارکه اصفهان، خوزستان، هرمزگان و کویر، تأسیسات مهم پتروشیمی و زیرساختهای مواصلاتی نظیر پل B1 کرج (بزرگترین پل خاورمیانه که نماد توانمندی مهندسان داخلی است) هدف قرار گرفت. در مقابل، نیروهای مسلح کشورمان داراییها و صنایع دشمن را مورد حمله قرار دادند.
در بخش پتروشیمی، ایران با ظرفیت اسمی ۹۶ میلیون تن و صادرات بالغ بر ۱۲ میلیارد دلار، جایگاه ویژهای در خاورمیانه دارد. حسین علیمراد، مدیر پیشین در شرکت ملی پتروشیمی، میگوید حملات هدفمند به مجتمعهای پتروشیمی ضربه به شریانهای اصلی تأمین ارز کشور است؛ زیرا این صنعت بیش از ۲۵ درصد صادرات غیرنفتی را تشکیل میدهد.
رضا غلامی، کارشناس اقتصادی نیز این تهاجم نظامی و اقتصادی را ناشی از شکست قطعی سیاستهای تحریمی در توقف پیشرفت همهجانبه ایران میداند. به گفته او دشمنان که تبدیل شدن ایران به قدرت برتر و بلامنازع منطقه را نمیپذیرند، با هدف بازگرداندن کشور به «عصر حجر»، زیرساختهای حیاتی و تولیدی را بمباران کردند.
آمارها حاکی از آن است که مجموع صادرات غیرنفتی ایران در سال ۱۴۰۴ به بیش از ۵۱ میلیارد و ۶۵۷ میلیون دلار رسیده است که سهم عمده و کلیدی آن به صنایع مادر، یعنی فولاد و پتروشیمی اختصاص دارد. در نهایت، هدف دشمن از تخریب این صنایع استراتژیک، صرفاً وارد کردن خسارت فیزیکی نیست؛ بلکه تلاشی عامدانه برای فلج کردن زنجیره تأمین صدها صنعت پاییندستی و دور کردن قطعی اقتصاد ایران از مسیر توسعه پایدار است.