بین الملل 22 آذر 1404 - 2 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0

تسلیم شدن منجر به نابودی لبنان خواهد شد

سخنرانی دبیرکل حزب‌الله، جناب شیخ نعیم قاسم، در مراسم گردهمایی فاطمی به مناسبت ولادت حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها)

ouEGmojnTaTz7zUH9paLqk1JHwvEINs2

به نام خداوند بخشنده مهربان. ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است. درود و سلام بر اشرف مخلوقات، سرور ما، حبیب ما و رهبر ما، ابوالقاسم محمد، و بر خاندان پاک و پاکیزه‌اش، یاران برگزیده و صالحش، و بر همه پیامبران، صالحان و شهیدان تا روز قیامت. سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد.

قبل از شروع مراسم امروز، من طوری فکر می‌کنم که انگار هنوز در مراسم قبلی، مراسم علمای شهید، هستیم، زیرا رهبر شهید و جهادگر بزرگ، جناب شیخ نبیل قاووق، رضوان الله علیه، در میان اسامی شهدایی که نامشان را خواندیم – تعدادشان ۱۶ بود، نه ۱۵ – به دلیل اشتباهی در فهرستی که برادران برای من ارسال کرده بودند، ذکر نشده بود. من فکر کردم این اسامی رسمی هستند، زیرا آنها را از قبل نخوانده بودم یا به درستی آماده نکرده بودم، بنابراین آنها را همانطور که بودند خواندم. معلوم شد که نام جناب شیخ نبیل در میان آنها نیست. شیخ نبیل شخصیت برجسته‌ای است. او همیشه در کنار جناب سید حسن، سید شهدای امت، رضوان الله علیه، بود، به نیازهای او پاسخ می‌داد، از او حمایت می‌کرد و سخاوتمندانه کمک می‌کرد. او الگویی برای پرورش مجاهدین، رسیدگی به نیازهای آنها و رسیدگی به نیازهای مردم است. ما او را شخصیتی برجسته در کار حزب الله و مقاومت می‌دانیم.

خداوند شهیدمان، شیخ نبیل قاووق را رحمت کند و به روح او و ارواح همه شهدا ثواب قرائت سوره مبارکه فاتحه را همراه با صلوات بر محمد و آل محمد تقدیم می کنیم.

امروز ما در گردهمایی فاطمیون با شعار «بر سر عهد و پیمان» گرد هم آمده‌ایم. این گردهمایی بزرگی است که به واحد اقدام زنان حزب‌الله مربوط می‌شود. واحد اقدام زنان شامل سازمان‌های زنان و همه کسانی است که در نهادهای مختلف، چه حرفه‌ای، چه آموزشی، چه فرهنگی و چه اجتماعی، فعالیت می‌کنند. بنابراین، یک سازمان منسجم وجود دارد که افراد شاغل در همه زمینه‌های مختلف را در چارچوبی مرتبط با واحد اقدام زنان حزب‌الله گرد هم می‌آورد.

بنابراین، گردهمایی امروز توسط واحد اقدام زنان سازماندهی شده است. آنها آن را به افتخار بانو فاطمه الزهرا (سلام الله علیها)، فاطمه، دختر محمد و خدیجه، «گردهمایی فاطمی» نامگذاری کرده‌اند. فاطمه، بانوی زنان جهانیان، به یاد او گرامی داشته می‌شود و از اعمال و راه او الهام گرفته می‌شود.

این گردهمایی امروز در پنج مکان این جشن را برگزار می‌کند: در مجتمع سید الشهدا – ضاحیه جنوبی بیروت، در سالن مدارس امام مهدی – صور، در حسینیه نبطیه، در حسینیه سیده خوله در بعلبک و در حسینیه مجتمع فرهنگی امام علی در المعیصره.

البته این جلسه برای همه اعضای واحد اقدام زنان نبود. برادران شماره‌ها را از مکان‌های مختلف برای من فرستادند؛ ما تقریباً نه گروه مختلف داریم که واحد اقدام زنان را تشکیل می‌دهند، اما نمی‌خواستم تعداد دقیق را ذکر کنم. فقط می‌توانم بگویم که تعداد زنان وابسته به واحد اقدام زنان به ده‌ها هزار نفر می‌رسد. و در عین حال، همه رسماً وابسته نیستند؛ زیرا حوزه عمومی، محیط زیست، همه زنانی که در جامعه ما با حزب‌الله تعامل دارند، ما آنها را بخش جدایی‌ناپذیری از این جنبش بزرگتر زنان می‌دانیم.

در اینجا باید از واحد اقدام زنان به خاطر این گردهمایی بزرگ فاطمی تشکر کنیم، گردهمایی‌ای که منعکس‌کننده‌ی این محیط، این روند و این اعتقاد راسخ مرتبط با حزب‌الله و مقاومت در عرصه‌های جهاد و عمل است. مناسبت این گردهمایی، ولادت حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) است که در بیستم جمادی‌الثانی به دنیا آمدند.

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) کیست؟ او دختر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است. او الگویی برای زنان جهان است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «اما دخترم فاطمه، او سرور زنان جهانیان از اولین و آخرین است.» رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد او فرمود: «خداوند با خشنودی او خشنود می‌شود و با خشم او خشمگین می‌گردد.» زیرا او تنها برای خدا خشنود می‌شود و تنها برای خدا خشمگین می‌گردد. او مظهر اسلام واقعی محمدی است.

امام خمینی (ره) روز ولادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را به عنوان روز جهانی زن انتخاب کردند. این روز با نقش حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به عنوان الگوی زنان پیوند خورده است. ایشان فرمودند: «زنی که از همه مردان برتر است، زنی که نمونه بارز انسانیت است، زنی که هویت کامل انسانی را در خود جای داده است.» بدین ترتیب، روز جهانی زن توسط امام خمینی (ره) اعلام شد.

این بانوی بزرگوار، الگوی نهایی انسان است. او الگویی برای زنان و مردان است، اما در درجه اول برای زنان. او به عنوان یک دختر، جایگاه برجسته‌ای داشت و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) او را «فاطمه، مادر پدرش» نامید. به عنوان یک همسر، او الگویی از یک رابطه زناشویی شگفت‌انگیز و سخاوتمندانه بود، تا جایی که امیرالمؤمنین – همسرش، علی (علیه السلام) – درباره او فرمود: «به خدا سوگند، من هرگز او را خشمگین نکردم و او را به کاری مجبور نکردم تا اینکه خداوند متعال او را گرفت. او هرگز مرا خشمگین نکرد و از هیچ یک از دستورات من سرپیچی نکرد. وقتی به او نگاه می‌کردم، نگرانی‌ها و غم‌هایم از بین می‌رفت.»

او مادری است که امام حسن و حسین علیهما السلام و زینب سلام الله علیها و ام کلثوم را در دامان خود پرورش داد. او دانشمندی است که توانست این همه به زنان آن دوران تقدیم کند. امام خامنه‌ای، که سایه‌اش مستدام باد، درباره او فرمودند: «او زنی است که در عمر کوتاه خود به مقامات معنوی و فکری معادل انبیا و اولیا دست یافت.»

او همچنین زنی بااصول بود که پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مسجد در میان مسلمانان ایستاد تا مسیر را اصلاح کند و موضع واقعی خلافت را اعلام کند. او بانوی بزرگی است که مظهر زن ایده‌آلی است که اسلام در نظر داشت.

ما در مجمع فاطمیون زیر پرچم بانوی نمونه فاطمه زهرا (س) گرد هم می‌آییم، با رویکرد اسلامی که به زنان به عنوان انسان نگاه می‌کند: زن در برخی حوزه‌ها و انسان در برخی دیگر. این در تضاد با دیدگاه مادی‌گرایانه‌ای است که زنان را در درجه اول به عنوان زن می‌بیند و بر زیبایی و ظاهر فیزیکی آنها که اصل مطلب است تمرکز می‌کند. این با دیدگاه اسلامی که زنان را به عنوان انسان می‌بیند، در تضاد است.
امروز، ما گرد هم می‌آییم تا تعهد خود را تجدید کنیم: تعهد به مقاومت، تعهد به حزب‌الله، تعهد به حضرت سید حسن نصرالله، رضوان الله علیه، بنیانگذار این جنبش و کسی که تمام جنبه‌های متنوع آن را بر اساس اصول اصیل اسلامی روشن می‌کند.

در این محفل فاطمی، خواهران عزیز و مادران ارجمند گرد هم آمده‌اند. من به صراحت به شما می‌گویم: من به زن مقاوم افتخار می‌کنم: دختر، مادر، همسر، مادربزرگ و همه زنانی که در جامعه ما زندگی می‌کنند. شما پرچمداران شرف، اخلاق، مقاومت و میهن‌پرستی هستید. شما پیشگامان تربیت نسل‌های آینده در راه راست و صراط مستقیم هستید.

خداوند متعال را شکر می‌کنم که در زمانی زندگی می‌کنم که در میان این گروه پاک از زنان بزرگ که در برابر دشمن اسرائیلی پایدارند، در برابر فساد اخلاقی ایستادگی می‌کنند و در برافراشتن پرچم حق و حقیقت، مؤثر، قدرتمند و خلاق ظاهر شده‌اند، قرار دارم. سلام بر شما زنان مقاومت، زنان فاطمه، زنان دین بزرگ اسلام. سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما باد.

در این راستا، پنج توصیه ارائه می‌دهم:
اول، زنان باید در همه زمینه‌ها، به ویژه در تربیت خانواده و حمایت از مقاومت، سرآمد باشند.
دوم، شما در شکل‌دهی به آینده ملت ما، لبنان و نسل‌های آینده شریک هستید. با توانایی‌هایی که خداوند به شما عطا کرده است، در این امر سهیم باشید و در همکاری با زنان لبنان فعال باشید.
سوم، حجاب شما، نمادی از تقوا، به شما کمک می‌کند تا مظهر عفت، اخلاص، اخلاق و انسان‌دوستی باشید، پس آن را حفظ کنید. امروز، جایگاه شما در مناصب برجسته‌ای است که با این حجاب آراسته شده‌اید، که ثمره ایمان و تعهد شماست.
چهارم، نقش شما در مقاومت به عنوان یک دختر، مادر و همسر در دستیابی به دستاوردها نقش داشته است. در این نقش پایدار باشید تا تداوم ثمره خون شهدا، چه زن و چه مرد، و فداکاری‌های بزرگ مجاهدین زخمی و زندانی تضمین شود.
پنجم، فعالیت زنان یک چارچوب کلی برای مهار انرژی‌ها است و نیازی به کارت عضویت ندارد. هر کجا که در مسیر جهاد و مقاومت تلاش می‌کنید، یکی از ما و با ما هستید.

این توصیه‌های ما بر اساس راه حزب‌الله، راه مقاومت، راه سیدالشهدای امت، راه ولایت و راه اسلام است. بیایید به خواست خدا در تعهدمان متحد بمانیم. و شما شایسته این هستید. شما مهد مردان، مهد مقاومت و مهد فداکاری هستید. سپاس خداوند را که به زنان لبنان توانایی ایفای این نقش والا و ارائه چنین خدمات ارزشمندی را داده است، به خاطر مشارکت‌های بی‌شمار و بی‌حد و حصرشان.

من در مورد اوضاع سیاسی بعد از این جلسه صحبت می‌کنم:

اول: از زمان توافق آتش‌بس در ۲۷ نوامبر ۲۰۲۴، ما وارد مرحله جدیدی شده‌ایم. این مرحله، صرف نظر از نظرات یا اعتقادات، بر تمام مراحل قبل از خود غلبه می‌کند: چه کسی به حمایت اعتقاد داشته باشد چه نداشته باشد، چه به مقاومت اعتقاد داشته باشد چه نداشته باشد، و چه ابتکار عمل را درست بداند یا نادرست. وقتی توافق حاصل شد، به این معنی بود که مرحله قبلی به پایان رسیده و ما وارد مرحله جدیدی شده‌ایم.

این مرحله جدید نیازمند رویکردی متفاوت است. اکنون دولت مسئول حاکمیت، حفاظت از لبنان، اخراج اشغالگران و استقرار ارتش است. اکنون دولت مسئول تلاش برای تثبیت حاکمیت و استقلال لبنان است. مقاومت به تمام تعهدات خود در اجرای این توافق و کمک به دولت لبنان عمل کرده است.

بنابراین، هرگونه بحثی که ما را به دوره پیش از توافق بازگرداند و هرگونه اتکا به شواهد پیش از توافق، بی‌معنی است، زیرا اکنون در مرحله جدیدی هستیم. در نتیجه، باید این مرحله را ارزیابی کنیم و در نظر بگیریم: چه کسی توافق را اجرا می‌کند و چه کسی اجرا نمی‌کند؟ و موضع ما باید چه باشد؟

ژنرال آباگنارا، فرمانده یونیفل، به کانال ۲ اسرائیل گفت: «ما هیچ مدرکی نداریم که نشان دهد حزب‌الله در حال بازسازی حضور خود در جنوب رودخانه لیتانی است و اسرائیل آشکارا آتش‌بس را نقض می‌کند.» این یک شهادت بی‌طرفانه است. حتی یونیفل هم، به هر حال، از دست اسرائیل در امان نیست – نه آنها، نه ارتش لبنان، نه شهروندان، نه غیرنظامیان، نه خانه‌ها و نه هیچ کس دیگر.

طرف لبنانی به طور کامل توافق را اجرا می‌کند، در حالی که اسرائیل هیچ گامی در جهت اجرای آن برنمی‌دارد. ما هر کاری که اسرائیل پس از توافق انجام می‌دهد را ادامه تجاوزاتش می‌دانیم. این تجاوز خطری برای لبنان و خطری برای ماست. نمی‌گویم که فقط برای لبنان خطر است، تا نگویم که برای ما خطری ندارد. نه، این تجاوز اسرائیل خطری برای لبنان و خطری برای ماست و بعداً توضیح خواهم داد که چرا.

می‌گویند: سلاح‌ها دیگر در برابر مقاومت بی‌فایده هستند، زیرا دیگر محافظت نمی‌کنند. به نظر می‌رسد شما تصورات اشتباهی دارید. کسانی که این را می‌گویند، معنای مقاومت را نمی‌فهمند، چه برسد به اینکه به وجود و ضرورت آن اعتقاد داشته باشند.

تعریف مقاومت چیست؟ هیچ جنبش مقاومتی در جهان سلاح‌هایی قدرتمندتر از سلاح‌های دشمن خود ندارد. همه جنبش‌های مقاومت در جهان سلاح‌های ساده و سبکی دارند که با قدرت عظیم دشمن متناسب نیست. بنابراین، این عدم تعادل در تسلیحات طبیعی و عادی است.

دوم اینکه، دستاوردهای مقاومت با آزادسازی سنجیده می‌شود. یعنی، مقاومت کجای زمین را آزاد کرده است؟ یک منطقه؟ یک روستا؟ یک شهر؟ این یک دستاورد برای مقاومت محسوب می‌شود. با این حال، بازدارندگی در برابر دشمن یک استثنا است. در واقع، چرا حزب‌الله به چنین جایگاه برجسته‌ای در منطقه و جهان دست یافته است؟ زیرا هیچ جنبش مقاومت دیگری در جهان نتوانسته است اسرائیل را از اقدام یا دشمن را از اقدام به مدت هفده سال، از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۲۳، بازدارد. به عبارت دیگر، بازدارندگی در این سطح توسط هر مقاومتی استثنایی است. الحمدلله، این بازدارندگی استثنایی به ما اعطا شده است.

اما ماموریت اصلی مقاومت، آزادسازی است. مقاومت از طریق ایمانش – اگر اعتقاد راسخ داشته باشد – آمادگی برای فداکاری و تداوم خود را می‌طلبد، اما جلوگیری از تجاوز را مطالبه نمی‌کند. آنها می‌پرسند: “چگونه می‌توان هم مقاومت و هم تجاوز داشت؟” برادر من، مقاومت برای مقابله با تجاوز است. سوال این است که “آیا شما آماده مقابله با تجاوز هستید یا نه؟” وقتی مقاومت می‌گوید: “بله، من آماده مقابله با تجاوز هستم”، این وظیفه آن است. وظیفه آن جلوگیری از تجاوز نیست. تجاوز رخ خواهد داد و بنابراین باید در برابر آن مقاومت کرد.

بنابراین، بازدارندگی، که به معنای جلوگیری از تجاوز و در نتیجه پایان دادن به توانایی دشمن برای ارتکاب یک عمل خاص است، وظیفه مقاومت نیست، بلکه وظیفه دولت و ارتش است. آنها کسانی هستند که باید به بازدارندگی دست یابند. وظیفه مقاومت حمایت از دولت و ارتش است. وظیفه مقاومت آزادسازی است. وظیفه مقاومت این است که وقتی دولت و ارتش از اقدام باز می‌مانند، وارد عمل شود. به عبارت دیگر، مقاومت وظایف متعددی دارد، اما همه در چارچوب دفاع، آزادسازی و حمایت از ارتش و دولت است. اگر این موارد در دسترس نباشد، مقاومت امور را به دست خود می‌گیرد، همانطور که اتفاق افتاده است.

بنابراین، نقش مقاومت، حمایت و جلوگیری از تثبیت قدرت دشمن و کمک به آزادسازی است. حفاظت از لبنان مسئولیت مرجع سیاسی است، نه مسئولیت اصلی مقاومت.

اگر ارتش قادر به تأمین حفاظت نباشد، آیا باید خلع سلاح آن را خواستار شویم؟ خیر. اگر قادر به تأمین حفاظت نباشد، باید خواستار تقویت تسلیحات آن شویم.

اگر مقاومت به حفاظت دست نیافته و تجاوز اسرائیل ادامه یابد، آیا باید خواستار خلع سلاح مقاومت شویم؟ یا باید از این مقاومت برای حمایت از ارتش و دولت لبنان در مقابله با اشغالگر اسرائیلی استفاده کنیم و از این مقاومت برای دستیابی به دستاوردها بهره ببریم؟

این طرز فکر باید مورد بازنگری قرار گیرد. مقاومت آماده همکاری حداکثری با ارتش لبنان است، چرا که به ارتش لبنان کمک کرده تا به آرامی اقتدار خود را گسترش دهد و با یک استراتژی دفاعی که از قدرت و مقاومت لبنان بهره می‌برد، موافق است. با این حال، برای هیچ چارچوبی که منجر به تسلیم در برابر رژیم صهیونیستی و سلطه آمریکا شود، آماده نیست. این نکته اول است.

ثانیاً، مشکل دولت انحصار سلاح برای پیشرفت این کشور نیست. انحصار سلاح، به شکلی که در حال حاضر پیشنهاد می‌شود، یک خواسته آمریکایی-اسرائیلی است. کافی است که ما سعی کنیم از یکدیگر پنهان شویم و بگوییم: «ما لبنانی‌ها انحصار سلاح می‌خواهیم؛ ما انحصار سلاح را پیشنهاد دادیم؛ این ربطی به موضوع ندارد؛ این یک مسئله جداگانه است.» آنها سعی دارند چه کسی را گول بزنند؟ همه ما می‌دانیم که این خواسته، به شکلی که «خلع سلاح مقاومت» نامیده می‌شود، همان چیزی است که این گروه اعلام می‌کند – آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها صحبت می‌کنند، تمام دنیا صحبت می‌کنند – به معنای خلع سلاح مقاومت است. بنابراین، این یک خواسته اسرائیلی-آمریکایی است. کافی است بگوییم که این یک خواسته لبنانی است؛ نه. اگر این یک خواسته لبنانی بود، الان زمان آن نیست. زمان آن پس از آزادی ما فرا خواهد رسید. اما اگر این یک خواسته اسرائیلی-آمریکایی است، چرا بر آن اصرار دارید؟ انحصار سلاح، طبق منطق آمریکایی-اسرائیلی، به معنای اعمال قدرت لبنان است.

مشکل این کشور ناشی از تحریم‌های اعمال شده بر آن و فساد گسترده است. همه اینها کار آمریکا از سال ۲۰۱۹ است؛ آمریکا در تلاش است تا کشور را بی‌ثبات کند و در آن هرج و مرج ایجاد کند تا نتواند مستقل عمل کند.

برخی از کسانی که با خواست اسرائیل و آمریکا برای انحصار سلاح، آنطور که آمریکا و اسرائیل تعریف می‌کنند، مخالفند، فتنه‌انگیزان و عاملان فساد هستند. آنها حق صحبت ندارند؛ بگذارید ابتدا خانه‌های خود، اخلاق خود، گرایش‌های سیاسی خود و میهن‌پرستی خود را اصلاح کنند.

رژیم صهیونیستی تهدید می‌کند و تنها راه پیش روی رژیم صهیونیستی این است که لبنان تسلیم شود تا تحت کنترل مستقیم اسرائیل قرار گیرد. با تسلیم، لبنان دیگر وجود نخواهد داشت. و این سوریه پیش روی ماست. آیا فکر می‌کنید سوریه بهبود می‌یابد و ثبات پیدا می‌کند؟ نه، نه، نه، نه، همه اینها دروغ است. وقتی اسرائیل می‌تواند هر زمان که بخواهد وارد شود، وقتی اسرائیل شرایط خود را تحمیل می‌کند، وقتی اسرائیل آنها را تحت نظارت مداوم، تحت حمله و تحت شرایط سخت و پیچیده نگه می‌دارد، این بدان معناست که وضعیت داخل سوریه تثبیت نخواهد شد.

تسلیم شدن منجر به نابودی لبنان خواهد شد. خب، ممکن است کسی بپرسد: «اگر ما را تهدید کنند، چه باید بکنیم؟» ما تسلیم تهدیدهای آنها نمی‌شویم. اگر ما را تهدید کنند، فوراً از ترس به خود نمی‌لرزیم، بی‌حرکت نمی‌نشینیم و نمی‌گوییم: «ما به تهدیدهای شما پاسخ نمی‌دهیم.» آنها می‌گویند: «اما اگر تهدیدهای خود را عملی کنند، نابود کنند و بکشند چه؟» ما به آنها می‌گوییم: «در پاسخ، ما از خود دفاع خواهیم کرد، محکم خواهیم ایستاد و سر جای خود خواهیم ایستاد.» اگر ما را تهدید کنند، نمی‌گوییم: «خواهش می‌کنم، التماس می‌کنیم.» نه، «خدا شما را رها نکند.»
اگر بخواهند با ما بجنگند، ما محکم خواهیم ایستاد و مقاومت خواهیم کرد. و چه کسی گفته است که آنها به اهداف خود خواهند رسید؟ آنها می‌گویند: «اما اگر این کار را بکنیم، هزینه‌اش بالا خواهد بود.» ما به آنها می‌گوییم: «بله، مشکلی نیست، هزینه‌اش بالاست، اما کمتر از هزینه تسلیم شدن است، جایی که هیچ چیز باقی نمی‌ماند. با تسلیم شدن، هیچ چیز باقی نمی‌ماند، اما با دفاع، افق‌ها به روی امکانات بزرگ باز می‌شوند.»

اینجا، یک تشبیه به ذهن خطور می‌کند: اگر یک جانور درنده در جنگل و یک روستا داشته باشیم و آن جانور بخواهد به روستا حمله کند، چه کار می‌کنیم؟ آیا به روستاییان می‌گوییم: «روستا را ترک کنید زیرا جانور درنده می‌خواهد وارد آن شود و ما نمی‌توانیم جلوی او را بگیریم؟» نه، تمام روستا، پیر و جوان، زن و مرد، همه، با تمام امکانات خود، با استفاده از سلاح‌های تیغه‌دار و بدون تیغه، برای مقابله با جانور جمع می‌شوند، او را می‌کشند، او را بیرون می‌کنند، «او را می‌ترسانند»، و آنجا را ترک نمی‌کنند. وضعیت ما هم مشابه است؛ یک جانور اسرائیلی وجود دارد. آنها می‌گویند: «هرچه می‌خواهد به او بدهید.» برادر من، این غیرممکن است. او متجاوز است؛ او باید برود.

شما می‌دانید که نقشه دشمن اسرائیلی پس از ترور حضرت سید نصرالله، رضوان الله علیه، و همه شهدای صالح، ضربه زدن به سطح خاصی از توانایی‌های ما بود. تنها هدف آنها نابودی حزب الله و ریشه کن کردن مقاومت بود. نقشه روشن بود. اما خدا را شکر، ما در «نبرد قدرتمندان» جنگیدیم و توانستیم مانع از دستیابی دشمن به این هدف، یعنی نابودی مقاومت و حزب الله، شویم.

دشمن اسرائیلی امروز ادعا می‌کند که نتایج جنگش علیه لبنان، یک سال پس از نبرد «اولی البعص» در حال فرسایش است. چرا این نتایج در حال فرسایش هستند؟ طبیعی است که چنین شود؛ به اهدافش نرسید. علاوه بر این، وجود مقاومت، وجود زندگی، مردم، سرهای برافراشته و خون‌هایی که عزت می‌بخشند را نشان می‌دهد – این جوهره مقاومت است. بنابراین، کاملاً طبیعی است که نتایجی که از آنها صحبت می‌کند، در حال فرسایش باشند.

با وحدت و پایداری ما، ممکن است جنگ آغاز نشود. عوامل اسرائیل در لبنان آن را علیه کشور و مردم خود تشویق می‌کنند. در هر صورت، اگر جنگی آغاز شود، به اهداف خود نخواهد رسید و این برای ما روشن است.
سوم: اگر آمریکا در لبنان به دنبال منافع خود باشد، مطمئن باشید که به دنبال راه حلی خواهد بود. اما اگر آمریکا به خاطر اسرائیل به موجودیت لبنان اهمیت ندهد، لبنان آینده‌ای نخواهد داشت، چه تسلیم شود و چه مقاومت و مبارزه کند.
شما باید بفهمید که آمریکا چه می‌خواهد. اسرائیلی‌ها بدون تأیید آمریکا وارد جنگ نشدند. به آمریکا بگویید – از آنجایی که او کسی است که اوضاع را مدیریت می‌کند – به آمریکا بگویید که ما حتی اگر آسمان به زمین بیاید، از خود دفاع خواهیم کرد. خلع سلاح برای تحقق هدف اسرائیل محقق نخواهد شد، حتی اگر تمام جهان علیه لبنان متحد شوند. این را خوب درک کنید: زمین، سلاح و روح یک کل جدایی‌ناپذیر هستند. هر کدام را که سعی در حذف یا دستکاری آن داشته باشید، حمله به هر سه است. این اعدام موجودیت ماست و ما اجازه آن را نخواهیم داد. ما فرزندان حسین علیه السلام هستیم: «همانا دجال، فرزند دجال، ما را میان شمشیر و ذلت قرار داده است و ذلت از ما دور است.»

چهارم و آخر: این روایت ما و این موضع تزلزل‌ناپذیر ماست. این موضع، محترمانه‌ترین موضع ملی است و نیازی به تأیید کسانی با سابقه تاریک جنایت، فتنه یا فساد ندارد.

مقاومت به چهار دستاورد بزرگ دست یافت:

  1. این سرزمین در سال ۲۰۰۰ آزاد شد.
  2. این کشور در برابر چالش‌ها، به ویژه نبرد سال ۲۰۰۶، مقاومت کرد.
  3. این [جنگ] از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۲۳ دشمن اسرائیلی را بازدارندگی کرد.
  4. پایداری افسانه‌ای رزمندگان مقاومت، ملت شریف مقاومت و همه رزمندگان مقاومتی که در نبرد «اولی البعص» و پس از آن در برابر دشمن اسرائیلی ایستادگی کردند، مانع از تهاجم و سلطه بر لبنان شد.

بنابراین، مقاومت به چهار دستاورد بزرگ دست یافت: آزادسازی، پایداری، بازدارندگی و توقف تجاوز و سلطه بر لبنان.

به آنچه باراک، استراتژیست آمریکایی منطقه، به بلومبرگ گفت گوش دهید: «اسرائیل با تلاش برای درهم شکستن نظامی حزب‌الله قادر به دستیابی به اهداف خود نخواهد بود.» او افزود: «کشتن یک شبه‌نظامی، ده نفر دیگر را به دنبال خواهد داشت، بنابراین این نمی‌تواند راه حل باشد.»

این نتیجه‌ای است که او به آن رسید، در زمانی که در ابتدا می‌گفت: «بگذارید ارتش بجنگد، بگذارید درگیری اتفاق بیفتد… ما فوراً کارمان تمام می‌شود، چرا دولت کار نمی‌کند؟» او به بن‌بست رسید، او نتیجه را می‌دانست: اگر ما را بکشند، خون ما جاری خواهد شد و اگر لبنان تسلیم شود، میراث لبنان پایان می‌یابد، تاریخ آن پاک می‌شود و آینده‌ای نخواهد داشت.

با اسرائیل – با دقت گوش کنید – با اسرائیل جایی برای مسلمانان در لبنان و جایی برای مسیحیان در لبنان وجود ندارد. اینها قاتلان پیامبران هستند و همان آزمایش را با پیروان محمد و عیسی تکرار می‌کنند.

وقتی باراک می‌گوید می‌خواهد لبنان را به سوریه ملحق کند، اولین بار نیست. او از همان ابتدا می‌گفت: «باید یک شام متحد وجود داشته باشد.» و حالا هم این را تکرار می‌کند. اما توجه کنید: او فقط مزخرف نمی‌گوید؛ او دارد زمینه را برای آینده آماده می‌کند. باراک می‌خواهد لبنان را به سوریه ملحق کند و اقلیت‌ها در این دریای وسیع سوریه گم می‌شوند یا مجبور به مهاجرت می‌شوند. بدانید چه کسی می‌ماند و چه کسی نمی‌ماند. این یک پروژه بسیار خطرناک است.

مگر نشنیده‌ای که نتانیاهو اسرائیل بزرگ می‌خواهد؟ مگر نشنیده‌ای که می‌خواهد نقشه را تغییر دهد؟ مگر نشنیده‌ای که ترامپ اسرائیل را کوچک می‌داند و می‌خواهد چیزی به آن ضمیمه کند؟ اگر ترامپ می‌خواهد کانادا را ضمیمه کند، می‌خواهد کانال پاناما را ضمیمه کند و اکنون به ونزوئلا دست درازی می‌کند و اروپا را گروهی از افراد ضعیف و بی‌ارزش می‌داند، آیا برایش دشوار است که لبنان را که فقط یک نقطه روی نقشه است، به نفع سوریه رها کند؟

همه گوش کنید! این پروژه بسیار خطرناک است؛ لبنانی ممکن است اصلاً وجود نداشته باشد. همه اینها فقط پیش‌درآمدها هستند. آنها چه می‌کنند؟ آنها مقاومت را تضعیف می‌کنند یا آن را به طور کلی از بین می‌برند، هر طور که صلاح بدانند. آنها به ارتش لبنان اجازه می‌دهند فقط مقدار کمی سلاح به دست آورد و همیشه می‌گویند: “ارتش لبنان نیاز دارد.” چرا نیاز دارد؟ آیا آمریکا آن را مسلح نمی‌کند؟ زیرا آمریکا فقط به اندازه‌ای به آن می‌دهد که بتواند مقاومت را خلع سلاح کند. هر چیز بیشتری می‌تواند ارتش را تقویت کند و آنها نمی‌خواهند ارتش قوی باشد. آیا نقش ارتش این است؟ خلع سلاح مقاومت و ایجاد مشکلات داخلی؟ ارتش نقشی برای جنگیدن یا محافظت ندارد! اینگونه عمل می‌کنند و اینگونه کار می‌کنند. چرا؟ تا لبنان ناتوان باشد و یافتن راه‌حل و انجام هر کاری که می‌خواهند برایشان آسان‌تر شود.

دولت باید از امتیاز دادن دست بردارد. مگر نشنیدی سفیر آمریکا چه گفت؟ او گفت: «مذاکرات یک چیز است و ادامه تجاوز اسرائیل چیز دیگری.» او سعی دارد چه کسی را گول بزند؟ نمی‌فهمی؟ مگر نمی‌خوانی این مرد چه می‌گوید؟ اینجا یک منطق روشن وجود دارد: مذاکرات مسیر جداگانه‌ای است، به این معنی که تجاوز ادامه خواهد یافت. اگر ما تجاوز را متوقف نکنیم، فایده مذاکره چیست؟ یعنی هدف باید خالص باشد.

من از دولت می‌خواهم که موضع خود را بازنگری کند و استراتژی خود را دوباره ارزیابی کند. ابتدا توافق‌نامه را اجرا کند و سپس در مورد استراتژی دفاعی بحث کند. موضع ما روشن است: توافق‌نامه را اجرا کند و سپس در مورد استراتژی دفاعی بحث خواهیم کرد. وقتی دولت قادر به محافظت از شهروندان خود نیست، از ما نخواهید که از خود دفاع نکنیم. بگذارید دولت حفاظت و حاکمیت را تأمین کند و سپس همه چیز را برای بحث در مورد استراتژی دفاعی روی میز خواهیم گذاشت و به خواست خدا به نتیجه خواهیم رسید.

سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما باد.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

6 − شش =