نویسنده: مسعود حنیفی

رئیس مرکز سیمافیلم در تازهترین اظهارنظر خود پیرامون همکاری دوباره رضا عطاران با تلویزیون، از تلاش برای بازگرداندن این هنرمند به آنتن خبر داده و گفته است یک دوست مشترک در جریان این گفتوگوها نقش میانجی ایفا میکند؛ تعاملی که امید میرود نتیجهای مطلوب برای هر دو طرف داشته باشد. عطاران نزدیک به هجده سال از تلویزیون فاصله گرفته و به نظر میرسد این بار احتمال بازگشتش بیش از هر زمان دیگری به واقعیت نزدیک است. حالا سؤال اصلی اینجاست: چرا مدیران تلویزیون اینقدر اصرار به همکاری با عطاران دارند؟ پاسخ روشن است. عطاران برای مدیران سیما یک «برگ برنده» محسوب میشود؛ هنرمندی که نامش بهتنهایی تضمینکننده مخاطب است و هر پروژهای با حضور او، پیش از پخش، خبرساز میشود. در شرایطی که تلویزیون با رقبای سرسختی چون پلتفرمهای نمایش خانگی و شبکههای اجتماعی دستوپنجه نرم میکند، مدیران به چهرههایی نیاز دارند که مخاطب فراری را دوباره پای گیرنده بنشانند. عطاران با کارنامه درخشان در سریالهای نوروزی و آثار روتین مناسبتی در ماه مبارک رمضان دقیقاً همان کارتی است که مدیران برای توجیه عملکردشان لازم دارند. اما این رویکرد یک ایراد اساسی دارد. تکیه مداوم بر چهرههای تکراری و بهاصطلاح «تضمینشده»، نشانه خوبی در سیاستگذاری محتوایی نیست و بازی در زمین ادوار گذشته مدیریتی تلویزیون به حساب میآید. مدیرانی که تمام تخممرغهایشان را در سبد یک یا دو سلبریتی میچینند، عملاً از پرورش استعدادهای تازه و تنوعبخشی به آنتن غافل میشوند. درست همینجاست که ضرورت ادامه مسیر «سند تحول» خود را نشان میدهد. مدیران فعلی سیما وظیفه دارند این سند را نه در حد شعار، که بهمثابه نقشه راهی اجرایی پی بگیرند. تلویزیون نباید تکرار اشتباه مدیران قبلی باشد که هر بار با تکیه بر سلبریتیهای تاریخمصرفگذشته، صرفاً آنتن را پُر میکردند بدون آنکه ارزش افزودهای برای مخاطب بسازند. سند تحول دقیقاً برای شکستن همین چرخه معیوب تدوین شده است: کشف چهرههای تازه، حمایت از فیلمسازان جوان و تولید محتوایی که مخاطب را نه با نام یک ستاره، که با کیفیت روایت و ایده پای تلویزیون بکشاند. عطاران هنرمند ارزشمندی است و بازگشتش میتواند اتفاق خوبی باشد، اما تلویزیون نباید به «عطارانمحوری» یا «سلبریتیمحوری» تقلیل یابد. مدیران سیما اگر واقعاً به آینده رسانهشان میاندیشند، باید همزمان با رایزنی برای بازگرداندن ستارهها، زیرساختهای کشف و پرورش نسل تازهای از هنرمندان را نیز تقویت کنند. تلویزیونی که فقط منتظر بازگشت ستارههای دیروزش بنشیند، فردا ستارهای برای بازگشت نخواهد داشت.