جمهوری اسلامی ایران در آستانه معماری جدید قدرت ملی!

سید امیرحسین قاضی زاده هاشمی

معاون شهید رئیسی در دولت سیزدهم

احکام اخیر فرماندهی را اگر صرفاً مجموعه‌ای از تغییرات سازمانی بدانیم، بخش مهمی از معنای آنها نادیده گرفته می‌شود. کنار هم قرار گرفتن مفاهیمی همچون «مواجهه راهبردی و سرنوشت‌ساز با استکبار جهانی»، «هر ایرانی یک بسیجی»، تقویت بنیه معنوی و بصیرتی، آمادگی برای پاسخ به تهدیدات متعارف و نوین، جنگ شناختی و ترکیبی، استفاده از فناوری‌های نوین، دفاع مردم‌پایه و بازآرایی ساختار فرماندهی، از شکل‌گیری یک نگاه جامع‌تر به قدرت و امنیت حکایت دارد؛ نگاهی که در آن، قدرت نظامی تنها یکی از اضلاع قدرت ملی است.

 استکبار، مقاومت و فرهنگ بسیجی؛ تبدیل جامعه به ظرفیت قدرت
تأکید بر «مواجهه راهبردی و سرنوشت‌ساز» نشان می‌دهد تهدید در این منظومه، صرفاً یک تهدید مقطعی یا نظامی تلقی نمی‌شود؛ بلکه یک رویارویی بلندمدت و چندلایه است. در چنین شرایطی، «هر ایرانی یک بسیجی» را نمی‌توان صرفاً توسعه عضویت سازمانی در بسیج دانست. معنای راهبردی‌تر آن، فعال کردن ظرفیت‌های گوناگون جامعه در دفاع و عبور از بحران است.

پزشک با دانش خود، مهندس با تخصصش، استاد دانشگاه با دانش و تحلیل، متخصص فناوری با توان فنی و گروه‌های محلی با ظرفیت اجتماعی، هرکدام می‌توانند بخشی از قدرت ملی باشند. مقاومت صرفاً یک توان نظامی نیست؛ بلکه نوعی فرهنگ اجتماعی برای حفظ استقلال و انسجام کشور است.

 بنیه معنوی، بصیرت، تقوا و روحیه جهادی؛ سرمایه انسانی قدرت
تأکید هم‌زمان بر معنویت، بصیرت، تقوا، روحیه‌جهادی و مهارت‌های علمی و نوین، نشان می‌دهد فرمانده مطلوب در این منظومه صرفاً فرمانده‌ای با توان رزمی نیست. او باید بتواند در شرایط پیچیده، هم واقعیت میدان را بشناسد و هم تصمیم درست بگیرد. در جنگ ترکیبی،خطای محاسباتی خودی می‌تواند به اندازه توان دشمن خطرناک باشد.

بصیرت در این معنا، صرفاً یک مفهوم اخلاقی نیست؛توان دیدن واقعیت، تشخیص فریب، شنیدن اطلاعات متعارض و پرهیز از تصمیم‌گیری بر اساس آرزوهاست. از سوی دیگر،معنویت نیز باید در کنار تخصص قرار گیرد؛ زیرا فناوری بدون انسان متخصص و انگیزه بدون مهارت حرفه‌ای، هیچ‌کدام به‌تنهایی قدرت پایدار ایجاد نمی‌کنند.

 آمادگی و توان دفاعی؛ از قدرت پاسخ تا بازدارندگی فعال
تأکید بر پاسخ به‌موقع و مؤثر به هر سطح و نوع تهدید، ارتقای مستمر توانمندی‌ها و آمادگی برای عملیات تهاجمی پرقدرت، بیانگر آن است که بازدارندگی صرفاً به معنای دفاع منفعل نیست. بازدارندگی معتبر زمانی شکل می‌گیرد که دشمن بداند کشور قادر است تهدید را شناسایی کند،تصمیم بگیرد، پاسخ دهد و پس از دریافت ضربه نیز از حرکت بازنایستد. بنابراین بازدارندگی آینده ترکیبی از توان رزمی، اشراف اطلاعاتی، فناوری، فرماندهی مؤثر و تاب‌آوری است.

در اینجا «تاب‌آوری» اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند: اگر فرماندهی هدف قرار گرفت، سازمان نباید متوقف شود؛ اگر زیرساختی آسیب دید، امکان بازسازی وجود داشته باشد؛ و اگر ارتباطات مختل شد، شبکه‌های جایگزین فعال باشند. قدرت واقعی فقط توان وارد کردن ضربه نیست؛ توان ادامه دادن پس از ضربه نیز هست

جهاد، بسیج، مردم و خدمات اجتماعی؛ دفاع از جامعه و با جامعه
تأکید بر گروه‌های جهادی، بسیج اقشار و محلات، محوریت مسجد و شبکه اطلاعات مردمی، نشان می‌دهد مفهوم دفاع مردم‌پایه در حال گسترش از میدان نظامی به عرصه اجتماعی است.

جامعه تاب‌آور جامعه‌ای است که در بحران می‌تواند خدمات ضروری را ادامه دهد، از آسیب‌پذیرترین افراد حمایت کند، زیرساخت‌ها را بازسازی کند و در برابر شایعه و عملیات روانی قدرت تشخیص داشته باشد. از این منظر، مسجد و گروه‌های جهادی می‌توانند در صورت برخورداری از اعتماد عمومی، به بخشی از شبکه تاب‌آوری اجتماعی تبدیل شوند.

اما اینجا یک شرط اساسی وجود دارد: دفاع مردم‌پایه بدون اعتماد مردم پایدار نیست. اعتماد با دستور ایجاد نمی‌شود؛ با کارآمدی، صداقت، عدالت، پاسخگویی و مشارکت واقعی شکل می‌گیرد.

ساختار و سازمان نیروهای مسلح؛ حرکت از فرماندهی فردمحور به سامانه یکپارچه
تأکید بر آمادگی روزآمد، تقسیم نقش و مأموریت و تکمیل روند ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا(ص)، نشان‌دهنده اهمیت بازآرایی سازمانی در برابر تهدیدات چندلایه است.

در جنگ کلاسیک، می‌توانستیم میدان‌ها را از یکدیگر جدا کنیم؛ اما در جنگ ترکیبی، اطلاعات به عملیات، عملیات به فناوری، فناوری به صنعت و دانشگاه و امنیت به اقتصاد و جامعه متصل است. بنابراین پاسخ مؤثر نیز باید شبکه‌ای و هماهنگ باشد. از این منظر، ساختار فرماندهی مطلوب دیگر فقط مجموعه‌ای از فرماندهان نیست؛ بلکه یک سامانه تصمیم‌گیری، اطلاعاتی، عملیاتی و اجرایی یکپارچه است که بتواند در برابر تهدیدات سریع و چندوجهی واکنش نشان دهد.

احکام صادره اخیر؛ تصویری از یک تحول مهم در مفهوم قدرت
اگر محورهای مختلف احکام اخیر صادره از جانب فرمانده معظم کل قوا و امام امت را کنار یکدیگر قرار دهیم، تصویری از یک تحول مهم در مفهوم قدرت به دست می‌آید: قدرت ملی دیگر صرفاً در تعداد نیروها و تجهیزات خلاصه نمی‌شود؛ بلکه از پیوند توان نظامی، اطلاعات، فناوری، اقتصاد، جامعه، سرمایه انسانی، معنویت و ساختار فرماندهی شکل می‌گیرد.

در این معماری، هدف فقط پیروزی در یک نبرد نیست؛ هدف آن است که کشور بتواند تهدید را پیش‌بینی کند، تصمیم درست بگیرد، ضربه را تحمل کند، پاسخ دهد، بازسازی کند و انسجام خود را حفظ کند.

آنچه از مجموع این احکام می‌توان دریافت، حرکت از «قدرت برای جنگ» به سمت «قدرت برای بازدارندگی، تاب‌آوری و حفظ استقلال تصمیم‌گیری ملی» است. مهم‌ترین آزمون این معماری نیز همین خواهد بود: اینکه ایران تا چه اندازه بتواند در برابر تهدیدات نظامی، شناختی، اقتصادی و ترکیبی، هم قدرت پاسخ داشته باشد و هم قدرت ادامه دادن.

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 1 =

پربازدیدترین اخبار