نویسنده: محسن فرهمند

اظهارات اخیر مسعود پزشکیان درباره تماسهای نیمهشب عراقچی با طرف آمریکایی، ناخواسته پرسشی جدی را روی میز گذاشته است: این تماسها دقیقاً با اجازه چه کسی، از چه کانالی، با چه سطحی از نظارت و درباره چه موضوعاتی انجام میشود؟ وقتی مواضع و پیامهای یک وزیر خارجه میتواند بر محاسبات دشمن، افکار عمومی و حتی بازار نفت اثر بگذارد، دیگر نمیتوان «ارتباطات خارج از قاعده» را مسئلهای شخصی یا عادی تلقی کرد.
مسعود پزشکیان به تازگی گفته است «وزیر امور خارجه تا دو سه نصف شب تلفن میکند و جواب تلفن میدهد و به دلیل اختلاف ساعت، شبها نیز درگیر تماس و رایزنی است» به نظر میرسد این تماسها اشاره به تماس با مقامات آمریکایی دارد که اختلاف ساعت بالایی با تهران دارد. به همین دلیل یک مطالبه روشن را پیش روی نهادهای نظارتی قرار داده است: در حالی که گفته میشود هیچ مذاکرهای با آمریکاییها نداریم تماسهای عراقچی با طرف آمریکایی دقیقاً با چه سازوکار و چه هماهنگی هایی انجام میشود؟
علاوه بر این کانال خبری «آرمان امروز» در این ارتباط نوشته است: «یک منابع آگاه در واکنش به افشای رسمی ارتباط موبایلی عراقچی با مقامات آمریکایی از سوی پزشکیان اطلاع داده است عراقچی پیش از این درباره ارتباطات شخصی از طریق نرم افزارهای خارجی با طرف آمریکایی تذکر گرفته است.»
این موضوع زمانی حساستر میشود که رفتار و مواضع عراقچی در ماههای اخیر، بارها از چارچوب یک دیپلماسی دقیق و حسابشده فاصله گرفته است. توئیتهای نابجا، مواضع متناقض، پیامهایی که در حساسترین ساعات منتشر شدهاند و اظهاراتی که گاهی درست در زمانی مطرح شدهاند که بازارهای جهانی در حال قیمتگذاری ریسک جنگ بودهاند، همگی این پرسش را ایجاد کردهاند که آیا دستگاه دیپلماسی کشور واقعاً در حال مدیریت جنگ روانی و اقتصادی علیه ایران است یا بعضاً ناخواسته به آن کمک میکند؟
نمونه مهم، بازار نفت است. وقتی همزمان با حملات سنگین انصارالله یمن که به اذعان رسانه های غربی بخش مهمی از توان صادراتی عربستان سعودی را هدف قرار داده است، درست در همین زمان آمریکایی ها مدعی ارتباط با مقام ایرانی و قریب الوقوع بودن توافق میشوند یا مقامات ایرانی از مذاکرات بر سر تنگه هرمز سخن میگویند، طبیعی است بازار واکنش متفاوتی نسبت به یک وضعیت کاملاً بحرانی نشان دهد.
این همان نقطهای است که نگرانیهای اولیه درباره عراقچی دوباره خود را نشان میدهد. زمانی که نام او برای وزارت خارجه مطرح شد، بسیاری از نیروهای انقلابی و منتقدان برجام نسبت به سابقه فکری و کارنامه او در مذاکرات هستهای دولت روحانی نگرانی داشتند. با این حال، به او فرصت داده شد تا ثابت کند «عراقچیِ امروز» با عراقچی سالهای برجام تفاوت دارد. اما عملکرد دو سال اخیر نهتنها این نگرانی را برطرف نکرده، بلکه در مواردی دوباره همان الگوی خسارت بار ساده اندیشی برجامی و اعتماد به کانالهای دیپلماتیک غربی را آشکار کرده است.
از این منظر، حتی مواضع بحثبرانگیز و به شدت نسنجیده عراقچی چند روز پیش از ترور رهبر شهید نیز نمیتواند جدا از مجموعه رفتارهای او بررسی شود. وقتی سخن یک وزیر خارجه منجر به القای بی اهمیتی ترور رهبری برای کشور شود، انتظار طبیعی این است که دستگاه مسئول، درباره نحوه اتخاذ موضع و پیامدهای آن توضیح ارائه کند.
پزشکیان شاید ناخواسته پرده را کنار زده باشد؛ اما حالا نوبت نهادهای نظارتی است که بپرسند پشت این تلفنها چه میگذرد؟