آمریکا از حمله نظامی در اوایل هفته گذشته خبر داده بود، اما این اقدام را کنار گذاشت؛ هرچند دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا درخواست کشورهای منطقه برای میانجیگری را علت آن عنوان و اعلام کرد که حملات جدید علیه ایران را تا زمان ادامه مذاکرات درباره پایان جنگ و مسائل مرتبط با کنترل تنگه هرمز به تعویق خواهد انداخت. اما بررسیها نشان میدهد که علت این موضوع اقتصاد است.

به گزارش گروه اقتصادی روزنامه نوبنیاد؛ ترامپ میگوید: قیمت نفت تنها در صورتی افزایش مییابد که ناچار شویم ضربه تازهای به ایران وارد کنیم. با این حال، پنج ماه از آغاز جنگ تحمیلی سوم میگذرد؛ جنگی که با تجاوز نظامی آمریکا به کشورمان آغاز شد. اکنون، این جنگ بیش از هر چیز به یک مسئله اقتصادی برای جهان و آمریکا تبدیل شده است. دونالد ترامپ اکنون به دنبال این است که چگونه تنگه هرمز دوباره باز شود، قیمت نفت پایین بیاید و فشار هزینه زندگی از دوش خانوارهای آمریکایی برداشته شود.
بررسی گزارشهای روزهای اخیر رسانههای بینالمللی نشان میدهد که تغییر لحن دونالد ترامپ در قبال مذاکره با ایران را نمیتوان فقط یک تحول دیپلماتیک دانست. در روایت رویترز، آسوشیتدپرس، فایننشالتایمز و والاستریتژورنال، چند عامل همزمان واشنگتن را به سمت مذاکره هل دادهاند؛ طولانیشدن جنگ، اختلال در عبور نفت از هرمز، افزایش قیمت انرژی و مهمتر از همه، انتقال هزینه جنگ از میدان نبرد به اقتصاد روزمره آمریکاییها. در چنین شرایطی، مذاکره برای ترامپ الزاماً به معنای عقبنشینی از اهدافش نیست؛ بلکه میتواند تلاشی برای تبدیل یک جنگ پرهزینه و نامطمئن به توافقی باشد که دستکم یک نتیجه فوری و قابل لمس برای اقتصاد آمریکا داشته باشد و آن، بازگشت جریان نفت و کاهش قیمت انرژی است. در روزهای اخیر، مقامات آمریکا از نزدیکشدن به توافقی برای بازگشایی هرمز سخن گفتهاند. آمریکا اکنون بیش از گذشته به یک توافق قابل اجرا نیاز دارد. به بیان ساده، مسئله ترامپ دیگر فقط این نیست که «آیا آمریکا میتواند هرمز را باز کند؟» مسئله این است که آیا میتواند بدون واردشدن به یک جنگ طولانیتر و پرهزینهتر، هرمز را باز کند؟
نشریه نیوزویک نیز در اینباره نوشت: «قدرت ایران در تحمیل هزینههای اقتصادی به جهان، از برخی جهات، سلاحی قویتر از بمب اتم است.» به نوشته این نشریه، کارزار ایران برای اعمال فشار بر تردد در تنگه هرمز، تأثیرات ویرانگری بر تجارت جهانی انرژی گذاشته و این تأثیرات در نقاط مختلف جهان، از جمله آمریکا، احساس شده است.
هزینه جنگ برای آمریکا
رویترز گزارش داد که درگیری پنجماهه فشار قابلتوجهی بر توان نظامی آمریکا وارد کرده و ذخایر برخی موشکهای دوربرد این کشور تحت فشار قرار گرفته است. این موضوع به این معنا نیست که آمریکا توان ادامه جنگ را ندارد، اما هزینه ادامه آن را بالا میبرد و گزینه دیپلماسی را نسبت به گذشته جذابتر میکند. در واقع، مذاکره میتواند برای ترامپ راهی باشد برای اینکه بدون اعلام شکست، جنگ را متوقف کند؛ بهخصوص اگر توافق بتواند بهعنوان «توافق برای بازگشایی تجارت جهانی» ارائه شود؛ زیرا برای اقتصاد آمریکا، نفت گران فقط به معنای بنزین گران نیست. افزایش قیمت نفت به هزینه حملونقل، تولید، مواد اولیه، سفر هوایی، توزیع کالا و در نهایت قیمت بسیاری از کالاها منتقل میشود. دادههای اداره آمار کار آمریکا نشان میدهد تورم مصرفکننده در ژوئن ۲۰۲۶ نسبت به سال قبل ۳.۵ درصد افزایش داشته است. در همین دوره، قیمت انرژی ۱۵.۷ درصد و قیمت بنزین ۲۶.۷ درصد بالا رفته است؛ یعنی حتی اگر بسیاری از آمریکاییها مستقیماً نفت خام نخرند، اثر جنگ را در هزینههای روزمره خود احساس میکنند. بنزین در این میان اهمیت سیاسی ویژهای دارد. انجمن خودروسازی آمریکا در پایان ژوئیه میانگین قیمت بنزین معمولی را حدود ۴.۰۹ دلار برای هر گالن اعلام کرد؛ تقریباً یک دلار بیشتر از یک سال قبل. این نهاد هشدار داده بود که با وجود پایان تدریجی فصل سفرهای تابستانی، بالا ماندن قیمت نفت میتواند مانع کاهش معمول قیمت بنزین در ماه اوت شود.
ذخایر نفتی؛ سپر رو به تحلیل آمریکا
اگر اختلال در بازار نفت کوتاه باشد، آزادسازی ذخایر میتواند به آرامکردن بازار کمک کند، اما اگر اختلال طولانی شود، بازار بهتدریج متوجه میشود که آمریکا نمیتواند برای همیشه نفت ذخیرهشده را به بازار تزریق کند. از همین رو، بازگشایی هرمز از نگاه اقتصادی ارزش بسیار بیشتری از یک آزادسازی مقطعی ذخایر دارد. آمارهای جدیدی از ذخایر راهبردی نفت در آمریکا نشان میدهد این ذخایر به ۳۰۴.۸ میلیون بشکه رسیده و فقط ۵ میلیون بشکه با بحران فاصله دارد. گزارشهای وزارت خزانهداری آمریکا حاکی از آن است که ذخایر راهبردی، سپر دفاعی آمریکا در برابر شوکهای قیمتی است؛ همان ذخایری که ترامپ برای پر کردنش به آب و آتش میزند تا تنگه هرمز را باز کند. بر اساس دادههای بانک سرمایهگذاری آمریکا، ذخیره استراتژیک نفت آمریکا به کمترین میزان از سال ۱۹۸۳ رسیده است. این ذخیره هماکنون تنها معادل ۴۳ روز مصرف نفت خام این کشور است؛ یعنی اگر نفت جدیدی به آمریکا نرسد، کمتر از یک ماه و نیم دیگر، این کشور با کمبود نفت مواجه خواهد شد. این وضعیت پس از آن رخ داد که ترامپ، برای مقابله با افزایش هزینههای انرژی ناشی از اختلال در عرضه از طریق تنگه هرمز، دستور برداشت از این ذخایر را صادر کرد. آمارهای منتشرشده نشان داد صادرات نفت خام آمریکا در ماه ژوئیه به ۳.۶۶ میلیون بشکه در روز رسیده که پایینترین میزان طی هشت ماه گذشته محسوب میشود.
اگرچه پس از اعلام ترامپ مبنی بر لغو آنچه حمله نظامی گسترده و برنامهریزیشده علیه ایران خوانده شد، قیمت نفت کاهش یافت، اما قیمت سوخت برای مصرفکنندگان با همان سرعت پایین نیامده است. گرانی بنزین در آمریکا فقط به خاطر بالا رفتن قیمت نفت نیست. بلومبرگ در اینباره نوشته است که ذخایر سوخت در آمریکا کاهش یافته و پالایشگاهها ترجیح میدهند به جای بنزین، سوخت دیزل و هواپیما تولید کنند؛ زیرا این محصولات در بازار جهانی سودآورتر هستند. همین موضوع باعث شده است که قیمت بنزین در جایگاههای سوخت، حتی با وجود نوسانات قیمت نفت، در سطح بالایی باقی بماند. دانشگاه براون نیز برآورد کرده که جنگ، هزینه ماهانه سوخت هر خانواده آمریکایی را بهطور متوسط بیش از ۵۰۰ دلار افزایش داده است. ترامپ با ادامه بحران گرانی هزینههای زندگی، فشارهای فزایندهای را تجربه میکند.
فشار تازه بر خانوارهای آمریکایی
بلومبرگ مینویسد: بعد از شروع جنگ، قیمت بنزین در آمریکا بیش از ۵۰ درصد بالا رفت و در ماه مه، اواخر بهار، به اوج ۴.۵۶ دلار رسید. هرچند بعداً تا حدودی کاهش یافت، اما با تازهشدن درگیریها در غرب آسیا، دوباره قیمتها به بالای ۴ دلار برگشت. جالب اینجاست که در موج اول، بسیاری از آمریکاییها با پولی که دولت تحت عنوان بازپرداخت مالیاتی به حسابشان واریز کرده بود که میانگین آن حدود ۳۲۷۶ دلار بود، توانستند تا حدی هزینههای سوخت را تحمل کنند، ولی اکنون دیگر خبری از آن پولهای اضافی نیست و مردم باید با پسانداز خود یا با کمکردن از خرجهای دیگر، هزینه بنزین خودروی خود را تأمین کنند. این موضوع نهتنها زندگی روزمره را سختتر کرده، بلکه به یک بمب ساعتی سیاسی برای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در آستانه انتخابات میاندورهای تبدیل شده است.
شاید مهمترین بخش این ماجرا، پایانیافتن فصل دریافت بازپرداختهای مالیاتی باشد. دیگر خانوادههای آمریکایی نمیتوانند روی آن پولهای پیشبینینشده حساب کنند. در چنین شرایطی، اگر بخواهند با قیمت بنزین کنار بیایند، چارهای ندارند جز اینکه از پسانداز خود برداشت کنند یا از هزینههای دیگر، مثل تفریح، پوشاک یا حتی خوراک، بکاهند. در شرایط فعلی نیز که قیمت مواد غذایی و کالاهای اساسی سرسامآور شده، این گرانی جدید، کمر خانوادههای طبقه متوسط را بیشتر خم کرده است.
پسانداز آمریکاییها در پایینترین سطح
تیم کویلان، اقتصاددان ارشد آمریکایی، میگوید: «اگر جنگ ادامه پیدا کند، دیگر راهی برای تأمین هزینههای اضافی باقی نمیماند و مردم مجبور میشوند اولویتهای مخارج خود را کاملاً تغییر دهند.» آمارها نیز این تحلیل را تأیید میکنند؛ زیرا نرخ پسانداز مردم در ماه ژوئن، اوایل تابستان، به پایینترین سطح خود از سال ۲۰۲۲ رسیده است. این یعنی مردم دیگر اندوختهای برای خرج کردن ندارند و اگر قیمت بنزین باز هم بالا برود، مجبور خواهند شد از خرید بسیاری از کالاهای ضروری نیز دست بکشند.