بین الملل 09 مرداد 1405 - 8 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 0 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0

از افسانه شکاف ترامپ- ونس تا واقعیت اتاق فرمان واحد

نویسنده: امیرشهشهانی

5381709

انتشار تصویر مشترک دونالد ترامپ، جی‌دی ونس و بنیامین نتانیاهو در کاخ سفید، فارغ از هر آنچه در جلسات پشت درهای بسته میان آنان گذشته باشد، یک پیام روشن و غیرقابل انکار دارد؛ پروژه‌ای که طی ماه‌های اخیر تلاش می‌کرد میان اضلاع اصلی مثلث واشنگتن ـ تل‌آویو شکاف راهبردی ترسیم کند، بیش از آنکه ریشه در واقعیت داشته باشد، محصول خطای محاسباتی و خوش‌بینی مزمن جریانی است که همچنان با عینک برجام و غرب‌گرایی به تحولات آمریکا و اسرائیل می‌نگرد. تأسف‌بارتر آنکه این برداشت به لایه‌هایی از ساختار دیپلماسی و تصمیم‌سازی سیاست خارجی ایران نیز رسوخ کرده است.
در ماه‌های گذشته، رسانه‌های آمریکایی بارها تأکید کردند که روایت اختلاف میان ترامپ و نتانیاهو، نوعی «اختلاف‌نمایی» برای مدیریت افکار عمومی و پیشبرد اهداف مشترک است. حتی روزنامه واشنگتن‌پست در گزارشی در اواخر آذر ۱۴۰۴ با اشاره به نقش استیو ویتکاف پیش از جنگ ۱۲ روزه، این نقش‌آفرینی را بخشی از یک هماهنگی میان آمریکا، اسرائیل، دیوید بارنیا رئیس پیشین موساد و مقامات آمریکایی توصیف کرد. با این حال، هنوز هم در داخل کشور افرادی وجود دارند که این روایت را نادیده گرفته و همچنان بر وجود شکاف راهبردی میان ترامپ و نتانیاهو اصرار می‌ورزند؛ برداشتی که نه با شواهد میدانی سازگار است و نه با رفتار عملی طرفین.
همین خطای تحلیلی درباره جی‌دی ونس نیز تکرار می‌شود. طی ماه‌های اخیر برخی تلاش کرده‌اند ونس را چهره‌ای متفاوت از ترامپ و دارای رویکردی مستقل در قبال ایران معرفی کنند؛ گویی او می‌تواند نقطه اتکایی برای تغییر سیاست‌های واشنگتن باشد. اما واقعیت دولت دوم ترامپ چیز دیگری را نشان می‌دهد. در چنین دولتی، هیچ مقام ارشدی بدون همسویی کامل با دستورکار رئیس‌جمهور امکان حضور، صعود و تثبیت موقعیت ندارد. ونس نیز از این قاعده مستثنا نیست. نه در مواضع اعلامی و نه در عملکرد سیاسی، نشانه‌ای از فاصله معنادار میان او، ترامپ و سایر اعضای تیم امنیتی و سیاست خارجی آمریکا دیده نمی‌شود. آنان پیش از هر چیز به حفظ قدرت، و پیشبرد راهبرد مشترک خود می‌اندیشند و در این مسیر اختلافی که بتواند مبنای محاسبه راهبردی قرار گیرد، مشاهده نمی‌شود. ونس روزی ترامپ را هیتلر آمریکا میخواند و اکنون او را تمجید میکند.
تجربه سال‌های گذشته نیز نشان داده است که بزرگ‌نمایی چنین شکاف‌هایی، بیش از آنکه برای مصرف داخلی آمریکا یا اسرائیل باشد، با هدف اثرگذاری بر محاسبات ایران طراحی می‌شود. مخاطب اصلی این عملیات ادراکی، محافلی هستند که فاقد درک راهبردی از سازوکار تصمیم‌گیری در واشنگتن بوده و با هر نشانه ظاهری، دچار خوش‌بینی سیاسی می‌شوند. تداوم این خطای محاسباتی، نه تنها تحلیل واقع‌بینانه از رفتار آمریکا را مختل می‌کند، بلکه می‌تواند زمینه‌ساز تصمیم‌های پرهزینه‌ای شود که بر پایه توهم اختلاف در جبهه‌ای اتخاذ می‌شود.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست + 2 =