سیاسی 22 تیر 1405 - 21 دقیقه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
 از کم‌رنگ شدن گفتمان انتقام پس از جنگ تا بازگشت آن با مطالبه مردم؛ آیا «آزادسازی قدس» پاسخ خون‌خواهی رهبر شهید انقلاب است؟؛

فتح قدس خون بهای رهبر شهید است؟

قدس

شهادت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در روز نخست جنگ رمضان، در آغاز گفتمان خون‌خواهی را به یکی از اصلی‌ترین مطالبات افکار عمومی تبدیل کرد، اما باگذشت زمان و به‌ویژه پس از برقراری آتش‌بس، این ادبیات به‌تدریج از مواضع رسمی فاصله گرفت؛ موضوعی که روزنامه نوبنیاد نیز پیش‌تر در گزارشی به آن پرداخت. بااین‌حال، مطالبه گسترده مردم، سخنان صریح سید علی خمینی و سپس تأکید آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، بر قطعی بودن انتقام، بار دیگر خون‌خواهی را به یکی از محورهای اصلی ادبیات سیاسی کشور تبدیل کرد.

وقتی گفتمان انتقام کم‌رنگ شد

در روزهای نخست پس از شهادت رهبر انقلاب، خون‌خواهی مهم‌ترین مطالبه افکار عمومی بود و تقریباً همگان بر ضرورت مجازات عاملان این جنایت تأکید می‌کردند. اما هرچه جنگ ادامه یافت و سپس آتش‌بس برقرار شد، این ادبیات به‌تدریج از مواضع رسمی کنار رفت و جای خود را به موضوعات دیگری داد.
همین تغییر، واکنش جامعه را برانگیخت. روزنامه نوبنیاد نیز پیش‌تر در گزارشی به این مسئله پرداخت و از فاصله‌گرفتن ادبیات رسمی با مطالبه‌ای نوشت که همچنان در میان مردم زنده بود. در واقع، آنچه کم‌رنگ شد، اصل مطالبه خون‌خواهی نبود؛ بلکه بازتاب آن در سخنان مسئولان بود.
در همین مقطع، برخی چهره‌های سیاسی تلاش کردند مفهوم انتقام را در قالب آرمان‌های کلان جمهوری اسلامی تعریف کنند. محمدباقر قالیباف اعلام کرد که «انتقام اصلی، آزادسازی قدس است» و پس از او علی مطهری نیز با ادبیاتی مشابه، همین مضمون را مطرح کرد. اصل این گزاره، از منظر ارزشی، سخنی درست است. آزادی قدس از آرمان‌های اساسی جمهوری اسلامی است؛ آرمانی که سال‌ها پیش از شهادت رهبر انقلاب، از سوی امام خمینی (ره) پایه‌گذاری شد و در طول دوران رهبری آیت‌الله خامنه‌ای نیز همواره موردتأکید قرار داشت. اما به نظر می‌رسید مسئولین با پیش‌کشیدن این شکل از انتقام سعی در شانه خالی‌کردن از زیر بار مسئولیت خود دارند.

تشییع؛ نقطه بازگشت مطالبه عمومی

بااین‌حال، این موضع نتوانست مطالبه افکار عمومی را اقناع کند. نقطه عطف، مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب بود؛ جایی که شعارهای گسترده مردم نشان داد خون‌خواهی همچنان مطالبه نخست بدنه اجتماعی انقلاب است و این خواسته نه به حاشیه رفته و نه فراموش شده است.
اندکی بعد، سید علی خمینی در مراسم بزرگداشت رهبر شهید انقلاب، با سخنانی صریح و قاطع، بر ضرورت انتقام از عاملان این جنایت تأکید کرد. این مواضع بازتاب گسترده‌ای یافت و در بازگشت گفتمان خون‌خواهی به فضای سیاسی کشور بی‌تأثیر نبود.
پس از آن، بیانیه آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید انقلاب که در آن بر قطعی بودن انتقام از عاملان این جنایت تأکید شده بود، این روند را تثبیت کرد. ازآن‌پس، ادبیات خون‌خواهی بار دیگر در سخنان مسئولان پررنگ‌تر شد و حتی برخی چهره‌هایی که پیش‌تر تحقق انتقام را صرفاً به آرمان‌هایی مانند آزادی قدس ارجاع می‌دادند، این بار دست‌کم از اصل ضرورت خون‌خواهی و مجازات عاملان جنایت حمایت کردند.

بازگشت گفتمان خون‌خواهی به رسانه ملی

بازگشت گفتمان خون‌خواهی تنها به بیانیه رهبر جدید انقلاب محدود نماند و به‌تدریج در رسانه ملی نیز بازتاب یافت. محمد جمشیدی، معاون سیاسی دولت سیزدهم، در برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری با اشاره به اینکه برخی «انتقام اصلی را آزادی قدس» می‌دانند، تأکید کرد این گزاره، از حیث تمدنی، سخن نادرستی نیست؛ اما نباید جایگزین مجازات عاملان ترور شود.
جمشیدی با تبیین راهبرد جدید غرب در جنگ‌های نوین، استدلال کرد که آمریکا و متحدانش تلاش می‌کنند باهدف قراردادن رأس هرم سیاسی و فرماندهی کشورها، با کمترین هزینه به بیشترین دستاورد برسند. به گفته او، اگر جمهوری اسلامی در برابر این راهبرد واکنشی متناسب نشان ندهد یا با هدف‌گذاری نادرست، مسئله را به آینده‌ای نامعلوم حواله دهد، این الگو به رویه‌ای دائمی تبدیل خواهد شد. از همین منظر، هزینه‌ساز کردن ترور رهبران، نه صرفاً یک مطالبه احساسی، بلکه ضرورتی برای حفظ بازدارندگی است.

انتقام و منطق بازدارندگی

بااین‌همه، همچنان این پرسش پابرجاست که آیا می‌توان آزادسازی قدس را معادل خون‌خواهی دانست؟ به نظر می‌رسد پاسخ منفی است. آزادی قدس، آرمانی عمومی، تاریخی و دائمی است؛ هدفی که پیش‌ازاین جنایت نیز وجود داشت و مستقل از آن دنبال می‌شد. اما خون‌خواهی رهبر شهید، پاسخی مشخص به یک اقدام مشخص است و کارکردی متفاوت دارد.
مسئله اصلی در اینجا، بازدارندگی است. اگر دشمن به این جمع‌بندی برسد که ترور عالی‌ترین مقام یک کشور هزینه‌ای متناسب در پی ندارد، طبیعی است که چنین اقدامی را همچنان در محاسبات خود حفظ خواهد کرد. از این منظر، مجازات عاملان ترور صرفاً اجرای عدالت یا پاسخ به احساسات عمومی نیست، بلکه ضرورتی راهبردی برای جلوگیری از تکرار چنین اقداماتی است.
بنابراین، آرمان آزادسازی قدس و مطالبه خون‌خواهی، نه در تقابل با یکدیگر، بلکه در دو سطح متفاوت تعریف می‌شوند. یکی افقی بلندمدت و راهبردی است و دیگری پاسخی مشخص به یک اقدام مشخص؛ پاسخی که کارکرد اصلی آن، حفظ بازدارندگی و جلوگیری از تبدیل ترور رهبران به الگویی کم‌هزینه در معادلات امنیتی است.
در این چارچوب، تأکید رهبر جدید انقلاب بر قطعی بودن انتقام، مسیر رسمی نظام را در قبال این موضوع روشن‌تر کرد و گفتمان خون‌خواهی را بار دیگر به متن ادبیات سیاسی بازگرداند. از این پس، انتظار افکار عمومی آن است که این موضع، تنها در سطح شعار باقی نماند، بلکه در سیاست‌گذاری و مواضع رسمی نیز به شکلی منسجم دنبال شود.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 + 3 =