آخرین اخبار 21 تیر 1405 - 4 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
ترامپ رسما پایان تفاهم را اعلام کرد اما مذاکره‌کنندگان ایرانی همچنان در توهم عملیاتی بودن آن گرفتارند

خنجرِ ترامپ بر پشتِ تفاهم

محسن فرهمند

تفاهمنامه

نزدیک به یک ماه از نهایی شدن تفاهم‌نامه اسلام‌آباد میان ایران و آمریکا و ۲۵ روز از امضای آن می‌گذرد، اما در این مدت تقریباً هیچ روزی بدون نقض مفاد توافق توسط طرف آمریکایی سپری نشده است. واشنگتن نه تنها تعهدات خود را نادیده گرفته، بلکه با فرار به جلو، ایران را متهم به نقض کرده است. این الگو، ماهیت تاکتیکی توافق را آشکار می‌سازد که بیش از آنکه به کاهش تنش منجر شود، فرصتی برای بازسازی اهرم‌های فشار آمریکا فراهم آورده است.

در طی نزدیک به یک ماه از نهایی شدن تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، شواهد متعدد حاکی از آن است که توافق ۶۰ روزه میان ایران و آمریکا، بیش از آنکه گامی به سوی ثبات باشد، ابزاری تاکتیکی برای مدیریت بحران‌های کوتاه‌مدت واشنگتن بوده است. دلسوزان و صاحب نظران منصف از همان ابتدا این سند را در تأمین منافع ملی و حاکمیت ایران ناکارآمد ارزیابی کرده بودند. تحولات میدانی در این مدت، این نقد را تأیید کرده است. از نخستین روزهای اجرا، تداوم جنگ اسرائیل در لبنان و عدم پایان دخالت در حاکمیت این کشور، نقض ضمنی تعهدات تلقی از سوی دشمن بود.

یکی از مهم‌ترین رخدادهای هفته اخیر، تلاش مجدد آمریکا برای تثبیت کریدور عمانی به عنوان مسیر اصلی عبور از تنگه هرمز و خنثی کردن حاکمیت ایران بر این آبراه بود. این اقدام آمریکا بیش از هر چیز مبتنی بر این هدف بود که گرچه محاصره دریایی بر علیه ایران بازگشت پذیر باقی بماند ولی امکان کنترل و مسدودسازی تنگه هرمز توسط ایران به عنوان مهم ترین اهرم ایران برای تنبیه دشمنان و تحریم کنندگان خنثی و بازگشت ناپذیر شود. این تلاش در بستر مراسم تشییع باشکوه شهید آیت‌الله خامنه‌ای (ره) انجام شد و با فرض خویشتنداری ایران، به دنبال خنثی‌سازی نقش حاکمیتی تهران بر این آبراه استراتژیک بود. بر اساس بند ۵ تفاهم‌نامه، ایران ترتیباتی برای عبور ایمن کشتی‌های تجاری بدون هزینه (فقط برای ۶۰ روز) اتخاذ می‌کند و تردد بلافاصله آغاز می‌شود و بر این اساس عبور و مرور باید با هماهنگی ایران صورت می گرفت. با این حال، عبور کشتی‌های متخلف از کریدور عمانی با شلیک و واکنش قاطع نیروی دریایی سپاه مواجه شد.

اعلام رسمی پایان تفاهم

در این میان اظهارات اخیر دونالد ترامپ در آنکارا، مبنی بر پایان آتش‌بس و تفاهم و عدم تمایل به تعامل بیشتر با تهران، اعترافی آشکار به ماهیت موقتی و تاکتیکی این توافق است. ترامپ حتی در ادبیاتی خارج از عرف که بیشتر شایسته فرهنگ و زندگی کثیف آمریکایی است ، ملت ایران را «پست و کثیف»، «شرور و بیمار» و «سرطان» خواند که باید «از ریشه بیرون کشیده شود». بررسی کارنامه کوتاه این دوره، تصویری متفاوت از ادعای «آتش‌بس» ارائه می‌دهد: حملات متعدد در طی یک ماه گذشته به بیش از 1۴۰ نقطه در ایران، تداوم تجاوزات اسرائیل به جنوب لبنان، عدم آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده، عدم تحقق وعده‌های سرمایه‌گذاری چندصد میلیارد دلاری و ادامه تهدیدها علیه مقامات عالی رتبه ایران بخشی از این نقض های کلیت و جزئیات این تفاهم بود. اعلام پایان تفاهم‌نامه نیز با حملات جدید ارتش آمریکا به جنوب کشور همراه بود که به شهادت بیش از ۱۲ نفر، مجروح شدن حدود ۸۰ نفر و خسارت به زیرساخت‌های ریلی به‌ویژه در آق‌قلا (به عنوان بخشی از کریدورهای شرق-غرب و شمال-جنوب) منجر شد.

در میان این تحولات، دو اقدام جدید آمریکا نقض صریح تفاهم را برجسته می‌کند. نخست، مجوز موقت معافیت تحریمی صادرشده در یکم تیرماه برای معاملات نفت و فرآورده‌های پتروشیمی ایران در روز چهارشنبه 17 تیر باطل شد. این اقدام، نقض مستقیم بند ۱۰ تفاهم‌نامه است که ایالات متحده را متعهد به صدور معافیت‌های لازم برای صادرات نفت خام، محصولات پتروشیمی و خدمات مرتبط (بانکی، بیمه، حمل‌ونقل) می‌کرد. دوم، عدم پرداخت وجوه بلوکه‌شده و عدم عملیاتی شدن صندوق سرمایه‌گذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری. بند ۱۱ صراحتاً بانک مرکزی ایران را مرجع تشخیص و انتقال این دارایی‌ها معرفی کرده و تأکید دارد که وجوه برای هرگونه پرداخت به ذی‌نفع نهایی تعیین‌شده توسط بانک مرکزی در دسترس خواهد بود. با این حال، ترامپ آن را مشروط به خرید غله و خوراک دامی از آمریکا کرده است. آخرین نقض آشکار، تحریم‌های جدید شامگاه جمعه توسط دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا بود. چندین شخص و چند صرافی و نهاد به فهرست تحریم‌ها افزوده شدند. این اقدامات، نقض صریح بند ۹ تفاهم‌نامه است که بر عدم اعمال تحریم جدید توسط آمریکا و عدم افزایش حضور نظامی تأکید دارد.

سکوت عجیب تیم مذاکراه کننده ایرانی
نکته اساسی آن است که علی‌رغم این نقض‌های متعدد و اذعان مقامات آمریکایی از جمله جی دی ونس به استفاده از توافق صرفاً برای پر کردن ذخایر نفتی و فرار از بحران انرژی؛ واکنش درخوری از سوی تیم مذاکره‌کننده ایرانی و وزارت امور خارجه مشاهده نمی‌شود. برعکس، برخی گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی از زمزمه‌هایی درباره سازش بیشتر و عقب‌نشینی سخن می‌گویند. ترامپ مدعی شده علی رغم پایان یافته تلقی شدن آتش بس از سوی آمریکا، ایران درخواست ادامه مذاکرات کرده، در حالی که CBS و باراک راوید (خبرنگار نزدیک به محور ترامپ-نتانیاهو) ادعا می‌کنند مقامات ایرانی در گفت‌وگوهای خصوصی، شلیک به کشتی‌ها را «اشتباه» گروهی تندرو دانسته و خواستار ادامه گفت‌وگو شده‌اند. واشنگتن حتی خواستار بیانیه علنی ایران برای تعهد به عدم شلیک شده است. این ادعاها، اگر نادرست باشند، نیازمند واکنش شفاف و قاطع مقاماتی مانند قالیباف، عراقچی و پزشکیان است در غیر این صورت و در صورت صحت چنین ادعاهایی، ملت ایران به وظیفه انقلابی خود عمل خواهند کرد.

در مجموع، تحولات یک ماهه نشان می‌دهد توافق ۶۰ روزه نه تنها منافع ملی ایران را تأمین نکرده، بلکه با تداوم فشارها و نقض‌ها، ضرورت بازنگری جدی در رویکرد مذاکراتی و تقویت اهرم‌های بازدارنده را برجسته ساخته است. تداوم این مسیر بدون اصلاح، می‌تواند به تضعیف بیشتر موقعیت ایران در معادلات منطقه‌ای و جهانی منجر شود.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + بیست =