در سیاست خارجی، قدرت فقط در تعداد موشکها، وسعت سرزمین یا حجم اقتصاد خلاصه نمیشود؛ «تصویری» که یک کشور از خود به جهان ارائه میکند نیز بخشی از قدرت ملی است. کشوری که خود را مقتدر نشان میدهد، هزینه تعرض به خود را افزایش میدهد و کشوری که از زبان مسئولانش پیوسته با واژگانی چون ناتوانی، درماندگی و گرسنگی معرفی میشود، ناخواسته به رقیبانش برای افزایش فشار و تهدید، انگیزه و خوراک تبلیغاتی میدهد.

در شرایطی که پس از رویارویی مستقیم ایران با رژیم صهیونیستی و آمریکا، بسیاری از تحلیلگران خارجی از افزایش جایگاه منطقهای و بازدارندگی جمهوری اسلامی سخن گفتند و حتی برخی تئوریسینهای غربی مانند رابرت پیپ، از ارتقای جایگاه ایران در معادلات قدرت جهانی سخن راندند و ایران را در زمره ابرقدرتها قرار دادند، انتظار میرفت مسئولان عالی رتبه کشور نیز در سخنان خود تصویری متناسب با این جایگاه ارائه کنند؛ تصویری که ضمن پذیرش مشکلات اقتصادی و همدردی با مردم، از اقتدار ملی نیز صیانت کند.
اما رئیسجمهور، مسعود پزشکیان، در ماههای گذشته بارها از تعابیری مانند «ما نفت داریم و گرسنهایم» یا «وقتی مردم گرسنه باشند…» و «نمیتوانم در مملکت شیعه شاهد گرسنگی باشم..» استفاده کرده است. این جملات، فارغ از نیت گوینده، بهسرعت در رسانههای فارسیزبان معاند و سپس در اظهارات مقامات و سیاستمداران بلندپایه آمریکایی بازتاب یافت. وقتی مقاماتی مانند دونالد ترامپ یا جیدی ونس از «گرسنگی مردم ایران» سخن میگویند و میکوشند ملت ایران را تحقیر کنند، این پرسش جدی مطرح میشود که آیا بخشی از این روایت، محصول ادبیاتی نیست که از درون کشور به جهان مخابره شده است؟
هیچکس منکر مشکلات اقتصادی و فشار معیشتی بر بخشی از جامعه نیست؛ اما میان بیان واقعیتهای اقتصادی و ارائه تصویری از کشوری درمانده که حتی قادر به سیر کردن مردم خود نیست، فاصلهای جدی وجود دارد. رئیسجمهور صرفاً مدیر قوه مجریه نیست؛ او مهمترین روایتگر وضعیت ایران در برابر افکار عمومی جهان نیز محسوب میشود. از همین رو، هر واژه او میتواند در معادلات سیاسی، امنیتی و رسانهای بازتاب پیدا کند.
این نخستینبار هم نیست که ادبیات رئیسجمهور به دستاویزی برای رسانهها و سیاستمداران غربی تبدیل میشود. در نبرد روایتها، هر جملهای که از زبان عالیترین مقام اجرایی کشور بیان میشود، میتواند در پازل تبلیغاتی دشمن جای بگیرد و علیه منافع ملی مورد استفاده قرار گیرد. انتظار افکار عمومی از رئیسجمهور، سیاهنمایی وضعیت کشور نیست؛ بلکه پذیرش مسئولیت، ارائه راهکار و تقویت اعتماد ملی است.
سیاست خارجی عرصه ارسال پیام است. اگر پیام اقتدار باشد، دشمن در محاسبات خود محتاطتر میشود؛ اما اگر پیام ضعف و استیصال باشد، طرف مقابل ممکن است تصور کند فشار بیشتر، امتیاز بیشتری به همراه خواهد داشت. این همان خطای محاسباتی است که میتواند هزینههای سنگینی برای کشور ایجاد کند.
ملت ایران، با وجود همه دشواریهای اقتصادی، در سالهای اخیر توانسته است در عرصههای نظامی، منطقهای و فناوری، جایگاهی اثرگذار به دست آورد. شایسته نیست این سرمایه ملی با ادبیاتی که تصویری تحقیرآمیز از کشور ارائه میدهد، مخدوش شود. بیان مشکلات اقتصادی، پایان مسئولیت دولت نیست؛ وظیفه اصلی دولت، حل مشکلات، جبران کاستیها و همزمان صیانت از عزت و اعتبار ملت ایران در عرصه داخلی و بینالمللی است.
موضوع زمانی تلختر میشود که کارنامه اقتصادی دولت نیز مورد توجه قرار گیرد. منتقدان معتقدند بخش قابل توجهی از مشکلات امروز، محصول تصمیمات و عملکرد همین دولت است و مردم نیز هزینه آن را با تورم، کاهش قدرت خرید و دشوارتر شدن معیشت خود میپردازند. در چنین شرایطی، انتظار میرود رئیسجمهور به جای تکرار ادبیاتی که میتواند به ابزار تبلیغاتی دشمن تبدیل شود، با پذیرش مسئولیت، بر اصلاح سیاستها و ارائه راهحلهای عملی تمرکز کند. در غیر این صورت، دولت نهتنها در حل مشکلات اقتصادی موفق نخواهد بود، بلکه ناخواسته به تضعیف تصویر بینالمللی ایران نیز کمک خواهد کرد؛ تصویری که حفظ آن، بخشی از سرمایه راهبردی و عزت ملی جمهوری اسلامی ایران است.