فرهنگی 27 خرداد 1405 - 2 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 0 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0

وضعیت آشفته در جنگ روایت‌ها!

photo 2026 06 16 15 36 50

در روزگاری که «روایت» از خود واقعیت مهم‌تر شده، سیاست بیش از آنکه در میدان اجرا پیش برود، در میدان بازنمایی پیش‌روی می‌کند. نزاع اصلی دیگر صرفاً بر سر تصمیم‌ها و سیاست‌ها نیست، بلکه بر سر این است که چه کسی روایت غالب از آن تصمیم‌ها را در ذهن جامعه تثبیت می‌کند. همین‌جاست که جنگ روایت‌ها از یک مفهوم رسانه‌ای، به یک ابزار حکمرانی تبدیل می‌شود.

در چنین وضعی، مسئله اصلی تعدد صداها نیست؛ مسئله این است که هیچ مرکز ثقل روایی وجود ندارد که بتواند این صداهای پراکنده را به یک تصویر واحد از واقعیت تبدیل کند. وقتی رسانه رسمی یک چیز می‌گوید، شبکه‌های اجتماعی چیز دیگر، و بدنه فرهنگی نیز در موقعیتی بین این دو معلق می‌ماند، نتیجه چیزی جز فرسایش ادراک عمومی نیست. جامعه‌ای که روایت مشترک نداشته باشد، حتی در مواجهه با یک واقعیت واحد هم به توافق نمی‌رسد.

نکته مهم‌تر این است که در این میدان، رسانه صرفاً ابزار انتقال خبر نیست؛ خودِ رسانه به یک بازیگر سیاسی تبدیل شده است. همان‌طور که سینما، تئاتر و حتی کنش‌های هنری به بخشی از تولید قدرت نرم بدل شده‌اند. در چنین شرایطی، سکوت یا کنش هر نهاد فرهنگی، معنایی فراتر از حوزه تخصصی خودش پیدا می‌کند و مستقیماً وارد معادله قدرت می‌شود.

در این میان، انتظار از نهادهای فرهنگی این است که در لحظات حساس، صرفاً ناظر خنثی نباشند. زیرا در غیاب کنش روایی منسجم، خلأ به سرعت توسط روایت‌های رقیب پر می‌شود؛ روایت‌هایی که الزاماً دغدغه همگرایی اجتماعی ندارند. از همین روست که بحث «مسئولیت اجتماعی» در عرصه فرهنگ، دیگر یک توصیه اخلاقی ساده نیست، بلکه بخشی از منطق بقا در جنگ روایت‌هاست.

در نهایت، مسئله بر سر این نیست که چه کسی حق دارد سخن بگوید یا سکوت کند؛ مسئله این است که چه کسی می‌تواند از دل این تکثر، یک تصویر قابل باور از واقعیت بسازد. و در جهانی که معنا بر داده پیشی گرفته، این تصویر است که قدرت را تعیین می‌کند، نه صرفاً خود واقعیت.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − هفت =