
یکی از جدیترین انتقادهای ملت ایران در ۱۰۹ روز سپریشده از آغاز جنگ تحمیلی سوم و حتی در تمام دهه پس از برجام، سکوت سنگین و پنهانکاری مسئولانی است که درباره سرنوشت کشور مذاکره میکنند. مردم حق دارند بدانند چه مسیری برای آینده آنان ترسیم میشود و چه تعهداتی بر گردن نسل حاضر و آینده گذاشته خواهد شد. تجربه تلخ برجام هنوز از حافظه ملت پاک نشده است. توافقی که با شعار رفع تحریم و رونق اقتصادی به مردم عرضه شد، اما نتیجه آن تشدید فشارهای اقتصادی، گسترش تحریمها، افزایش جسارت دشمن، خرابکاریها، ترورها و در نهایت دو جنگ تمامعیار علیه کشور بود. آن روز با دیکتاتوری رسانهای و پروپاگاندای سنگین، هر صدای منتقدی را خاموش کردند؛ اما امروز مردم حاضر نیستند همان سناریو دوباره تکرار شود.
سخنان روز جمعه عراقچی با این مضمون که «توافق دشمنانی دارد و نباید جزئیات آن بیان شود و بعد از توافق همه چیز روشن خواهد شد»، بلافاصله خاطره رفتار محمدجواد ظریف را زنده کرد؛ همان رویکردی که اطلاع مردم از جزئیات را مضر میدانست. نگرانی اصلی ملت این است که بار دیگر پس از امضای توافق نیز ، منتقدان به سکوت فراخوانده شوند و مسئولان بگویند «اکنون زمان نقد نیست»؛ درست همان کاری که در دولت حسن روحانی انجام شد.
اکنون نیز مقامات آمریکایی در حال ارائه روایت خود هستند؛ روایتی که نگرانیها از تفاهم کنونی و مهمتر از آن روند اجرای آن را دوچندان میکند. گرچه در این سو وزیر امور خارجه و معاونان وی در حال ارائه روایت خود هستند اما تناقضهای داخلی حتی در صحبتهای دیپلماتهای ایرانی نگرانی را بیش از پیش کرده است. به عنوان نمونه؛ ترامپ و معاونش ونس صراحتا از عدم آزادی پولهای بلوکه شده سخن میگویند. این درحالی است که غریبآبادی معاون حقوقی وزیر امورخارجه در این خصوص در ساعات ابتدایی اعلام تفاهم اعلام کرد مساله پولهای بلوکه شدن برای ایران اهمیت دارد به همین دلیل مذاکرات هستهای تنها پس از راستیآزمایی آزادی این اموال آغاز خواهد شد. اما روز گذشته ناگهان تخت روانچی معاون سیاسی وزیر امور خارجه در گفتوگو با خبرگزاری دولت صحبتی هولناک و برخلاف اظهارات غریبآبادی مطرح کرد. وی گفت مذاکرات اصلی بلافاصله پس از امضای تفاهم در روز جمعه آغاز خواهد شد. یعنی نه راستی آزمایی در کار است و نه قرار است هیات دیپلماتیک ایرانی بر روی آزادی این اموال پافشاری کند. این صحبتهای متناقض باعث شده است تا روایت طرف آمریکایی بیشتر مورد پذیرش افکارعمومی قرار بگیرد.
مسئله نگرانکننده دیگر، تلاش برخی مسئولان برای حواله دادن مسئولیت کامل توافق به رهبر انقلاب و فرار از پاسخگویی درباره نتایج آن است؛ همان روشی که در ماجرای برجام نیز مشاهده شد.
اگر در این ۶۰ روز، مسئولان بهجای اقناع افکار عمومی و شفافسازی، راه دوپهلو سخن گفتن، تناقضگویی و پنهانکاری و دیکتاتوری رسانهای را در پیش بگیرند و کشور را به سمت روند خسارت بار برجامی سوق دهند، طبیعی است که ملت ایران هر ضربه و حمله بعدی آمریکا و رژیم صهیونیستی را متوجه همان کسانی بدانند که هشدار دلسوزان را نشنیدند و تجربه تلخ برجام را دوباره تکرار کردند.